آموزش مجازی در قطعی اینترنت، تبعات نگران کننده تعطیلی مداوم مدارس

معلم یک مدرسه دولتی گفت: آموزش با توجه به تشدید تعطیلی‌ها به‌طور کلی معلق است. یعنی اساسا آموزش اتفاق نمی‌افتد که بخواهیم در مورد کیفیت آموزش صحبت کنیم.

آموزش مجازی در قطعی اینترنت، تبعات نگران کننده تعطیلی مداوم مدارس

چراغ آموزش خاموش است. والدین کلافه، دانش‌آموزان سرگردان و معلمان نگرانند. پژوهشگران حوزه آموزش هم معتقدند شرایط موجود را باید مشابه «تعلیق آموزش» توصیف کرد.

تعطیلی‌های مدام یا مجازی شدن کلاس‌های درس از زمان کرونا آغاز شد. پس از پایان آن دوره پر خطر باز هم دلایل متعددی برای تعطیلی و مجازی شدن مدارس پیش آمد؛ از جنگ ۱۲ روزه تا ناترازی انرژی و روز دیگر برودت هوا، زمستان و پاییز به دلیل آلودگی هوا و حالا هم اعتراضات دی ۱۴۰۴. 

والدین دانش‌آموزان از بلاتکلیفی آموزشی فرزندانشان خسته شده و اغلب معتقدند بار آموزشی دانش‌آموزان روی دوششان سنگینی می‌کند. مریم یک پسر ۸ساله دارد که از ابتدای تحصیل بارها تعطیلی و مجازی شدن مدرسه‌ها را تجربه کرده است.

او می‌گوید: ما در خانه مدام با قطع و وصل اینترنت مواجه هستیم و این کار آموزش آنلاین را برای من و فرزندم سخت کرده است. پسر او در مدرسه غیردولتی درس می‌خواند و از پلتفرم آموزشی شاد استفاده نمی‌کند با این حال سرعت اینترنت در کیفیت آموزش آنلاین دانش‌آموزان تاثیر زیادی داشته است تا آنجا که به دلیل قطعی اینترنت در دوره اعتراضات مجبور شده‌اند به مدرسه مراجعه کنند و تکالیف یک هفته دانش‌آموزان را از مسوولان مدرسه به شکل کاغذی دریافت کنند.

او می‌گوید آن‌قدر سرعت اینترنت پایین است که حتی نمی‌توانستیم تکالیف را به صورت آنلاین دریافت یا برای معلم ارسال کنیم. 

زهرا که دو فرزند دانش‌آموز در خانه دارد بیش از هر چیز از به‌هم خوردن برنامه روزانه بچه‌ها گلایه دارد. او می‌گوید این تعطیلی‌های مدام، نظم زندگی او و فرزندانش را به‌هم ریخته و هر تعطیلی یا در خانه ماندن و مجازی شدن مدام باعث کلافگی فرزندانش و بی‌علاقگی آن‌ها به بازگشت به محیط آموزشی یا انجام تکالیف می‌شود.

به نظر او در خانه ماندن و تعطیلی کلاس‌های درس که اغلب با تعطیلی کلاس‌های فوق‌العاده یا خارج از مدرسه همراه است، باعث می‌شود انرژی بچه‌ها تخلیه نشده و مدام سرکوب شود. وجه دیگر تعطیلی یا مجازی شدن کلاس‌ها، هزینه‌ای است که والدین برای مدارس فرزندانشان پرداخت می‌کنند، اما این تعلیق آموزشی باعث می‌شود که خدمات ارائه شده در سطح هزینه دریافتی نباشد. 

علی می‌گوید او هزینه سنگینی برای مدرسه فرزندش که کلاس هفتمی است، می‌پردازد، اما با تعطیلی و مجازی شدن، خیلی اوقات کلاس‌های فوق‌برنامه هم لغو یا هزینه‌ای که برای سرویس مدارس پرداخت می‌کنند، سوخت می‌شود. از آن مهم‌تر با مجازی شدن کلاس‌ها خانواده‌ها گویا بار مدرسه را هم باید خودشان به دوش بکشند.

سیما یک زن سرپرست خانوار است که در شرکت خصوصی کار می‌کند. او می‌گوید همیشه دلهره تعطیلی و مجازی شدن مدارس را دارد چون در این شرایط یا باید مرخصی بگیرد و کنار فرزندش در خانه بماند یا او را همراه خود به محل کار ببرد. کارفرما با او در این حوزه کمتر همکاری می‌کند و از دست دادن شغل در این شرایط برای او بار روانی زیادی به دنبال دارد. 

آموزش معلق است

سمانه تاجور، معلم یک مدرسه دولتی است که از طریق پلتفرم شاد، کلاس مجازی برگزار می‌کند. او معتقد است پیش و بیش از اینکه دغدغه کاهش کیفیت آموزش به دلیل مجازی یا تعطیل شدن مدارس را داشته باشیم باید نگران این بود که اساسا آموزش مجازی با این زیرساخت‌ها شکل بگیرد.

او می‌گوید: «آموزش غیرحضوری از زمان کرونا پایه‌گذاری شد. آن زمان من در مدارس غیرانتفاعی کار می‌کردم. مدارس هم امکانات ویژه داشت و هم خانواده‌ها از امکاناتی برای وصل شدن به اینترنت و برقراری کلاس در بستر مجازی برخوردار بودند. به همین دلیل بعد از دو، سه ماه خودمان را با شرایط جدید وفق دادیم. نمی‌توان گفت که آموزش معلق شد. حتی آورده‌ای برای معلم‌ها و فضای آموزشی داشت. اما با توجه به تجربه دو، سه سال اخیر که در مدارس دولتی و استفاده از شاد دارم، می‌توانم بگویم که آموزش با توجه به تشدید تعطیلی‌ها به‌طور کلی معلق است. یعنی اساسا آموزش اتفاق نمی‌افتد که بخواهیم در مورد کیفیت آموزش صحبت کنیم.» 

شرایط سخت خانواده‌های چند فرزندی

او در مورد مشکلات آموزش مجازی توضیح می‌دهد: «یکی از مهم‌ترین مشکلات، دسترسی دانش‌آموز به گوشی موبایل است. دانش‌آموزان مدارس دولتی بیشتر از گوشی تلفن همراه والدین استفاده می‌کنند که اگر به هر دلیل والدین حضور نداشته باشند، عملا دانش‌آموز از همان فضای دست و پا شکسته آموزشی هم محروم می‌شود. این شرایط برای دانش‌آموزانی که تعداد خواهر و برادر بیشتری دارند یا دانش‌آموزان اتباع که با محدودیت دسترسی به تلفن همراه مواجه هستند، سخت‌تر است.

در نتیجه دسترسی دانش‌آموزان به همان میزان آموزش موجود هم محدود می‌شود. علاوه بر این در مدارس دولتی زمان آموزش محدود است. در فضای پلتفرم شاد این زمان عملا به دو ساعت تقلیل پیدا می‌کند و عملا ما سه تا زنگ نیم‌ساعته داریم. قطعی اینترنت و مشکل سرعت و قطع و وصلی مدام که پیش‌فرض اصلی همیشگی ما است. بعضی در خانه مشکل آنتن و سرعت اینترنت دارند و این معضل همواره وجود داشته است.» 

تاجور همچنین در مورد فضای غیرتعاملی شاد می‌گوید: «اصولا فضای تعاملی در این پلتفرم ایجاد نمی‌شود. امکانات خاصی ندارد. یک گفت‌وگوی گروهی دارد که کشش محدودی دارد و همه دانش‌آموزان نمی‌توانند وارد فضای صوتی شوند. به همین دلیل خیلی وقت‌ها آموزش به صورت چت اتفاق می‌افتد. یک کلاس مجازی دارد که باید امتیاز آن از سوی مدرسه خریداری شود که بتوانند به صورت تصویری یک کلاس مجازی تشکیل دهند. خیلی از مدارس امتیاز این بخش از پلتفرم شاد را به دلیل محدودیت مالی نمی‌خرند.» 

او معتقد است کلاس‌های مجازی که با فضای خانه و خانواده در تداخل است، عملا حریم خصوصی کلاس و دانش‌آموز و معلم را نقض می‌کند. علاوه بر این آموزش برخی دروس خاص مثل ریاضی و علوم به صورت مجازی فلج شده است. همچنین مشکلات معیشتی معلمان و کمبود امکانات مدارس دولتی باعث بی‌انگیزگی معلمان در جریان مدیریت کلاس‌های مجازی شده و گویی کیفیت آموزش برای آن‌ها هم اهمیت ندارد. 

تشدید ناترازی زمان آموزش

فاطمه مقدسی، پژوهشگر حوزه آموزش مشکل را ریشه‌ای‌تر می‌داند و معتقد است ایران ناترازی زمان آموزش دارد و این تعطیلات ناترازی را تشدید می‌کند. او می‌گوید: «تعطیلی‌های مدام مدارس، دامن کیفیت آموزش را می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین چالش‌های ما در ایران -بدون اعمال تعطیلات موردی- ساعات آموزش دروس پایه است که خیلی از میانگین بین‌المللی آن کمتر است. ما در ایران درگیر ناترازی زمانی در آموزش هستیم و حداقل ۳۰ روز کمتر از استاندارد بین‌المللی زمان به آموزش تخصیص می‌دهیم. این موضوع حتی به تعطیلات موردی هم مربوط نیست.

این ناترازی پایدار زمان آموزش در ایران است. تعطیلات تابستانی ما خیلی طولانی و پنج‌شنبه‌ها هم تعطیل است و ساعات حضور در مدارس بسیار ساعات کمی است. به همین دلیل ما به صورت پیش‌فرض درگیر ناترازی زمان آموزش هستیم. حالا این ناترازی‌های مقطعی آموزش در واقع ناترازی پایدار آموزش را تشدید می‌کنند. از آلودگی هوا گرفته تا بحران انرژی و اعتراضات و… با تعطیلات یا مجازی شدن کلاس‌ها مواجه هستیم. وضعیت ما از حیث زمان آموزش در مقایسه بین‌المللی وضعیت نگران‌کننده‌ای است. ما حدود ۶۴۰ ساعت آموزشی در ۸ ماه آموزشی داریم درصورتی که استاندارد بین‌المللی ۹۲۵ ساعت است.» 

آموزش آنلاین؛ مساوی‌عدم آموزش

اما تبعات این موضوع بر کیفیت آموزش چیست؟ مقدسی توضیح می‌دهد: «لزوما رابطه مستقیمی میان ساعات آموزش و کیفیت وجود ندارد و پارامترهای مختلف دیگری نیز دخیل است. اما وقتی ایران آن‌قدر در شاخص ساعات آموزشی پایین است و در وضعیت ساعات آموزش در سطح لیتوانی و در میان کشورهایی با پایین‌ترین ساعات آموزش قرار دارد، قطعا در کیفیت آموزش هم با مشکلاتی مواجه خواهیم بود.

الان آموزش آنلاین با شرایط موجود را هم باید به نوعی در زمره‌عدم آموزش دانست. در بخشی از مناطق کشور دسترسی‌ها ناپایدار و حتی متصل شدن به سامانه شاد مشکل است. اگر هم آموزش آنلاین وجود داشته باشد، هنوز ما در شرایط زیرساختی نیستیم که بتوان گفت آموزش آنلاین با آموزش در کلاس درس رقابت می‌کند.» 

شکاف بیشتر نابرابری آموزشی

مشکلات آموزش آنلاین بیشتر در خانواده‌هایی بروز و ظهور دارد که محیط خانه به لحاظ آموزشی مناسب نیست. این پژوهشگر حوزه آموزش معتقد است برای یک خانواده طبقه متوسط که ممکن است والد از دانش‌آموز در خانه مراقبت کند و سر کار نمی‌رود، شاید تعطیلات یا مجازی شدن کلاس‌ها تبعات شدید نداشته باشد، اما برای خانواده‌ای که حتما والد سر کار می‌رود و دانش‌آموز محیط آموزشی مناسبی در خانه ندارد، شرایط متفاوت است و اینجاست که اثرات نابرابر خودش را نشان می‌دهد. 

مقدسی توضیح می‌دهد: «پژوهش‌های جهانی نشان داده که تعطیلات ۳ ماه تابستان، برای دانش‌آموزی که محیط مناسبی در خانه ندارد، اثر منفی دارد چه برسد به تعطیلاتی مقطعی و ناپایدار و غیرقابل پیش‌بینی. در دنیا تلاش می‌کنند تعطیلات تابستانی را کوتاه کنند که میزان دوری دانش‌آموز از محیط آموزشی کمتر شود چون برای خانواده‌های متوسط به پایین یا برای خانواده‌هایی که میزان تحصیلات پایین‌تر دارند اثرات منفی تعطیلات در آموزش و تربیت بیشتر هم می‌شود. در واقع این تعطیلات شکاف نابرابری آموزشی را بیشتر می‌کند. 

زنان؛ نخستین قربانیان تعطیلی آموزش

او به دغدغه والدین در خصوص تعطیلی یا مجازی شدن مدارس نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «بحث ناامنی شغلی والدین نیز اهمیت دارد. نزدیک ۱۳ درصد از خانواده‌ها زن سرپرست و بیش از ۹۰ درصد آن‌ها مادر هستند. البته این آمار مربوط به آخرین سرشماری در سال ۱۳۹۵ است که حتما الان افزایش پیدا کرده است. ما برای مادران دارای فرزند بالای ۶ سال هیچ حمایتی نداریم. در بعضی سیستم‌های اداری برای مادران دارای فرزند زیر۶ سال حمایت‌هایی وجود دارد، اما همین حمایت‌ها در بخش خصوصی نیز دیده نمی‌شود.

عملا شغل زنان سرپرست خانوار با این تعطیلات تحت تاثیر قرار می‌گیرد. فقط هم زنان سرپرست خانوار نیستند. خانواده‌های دارای دو والد هم که به دلیل شرایط اقتصادی هر دو سر کار می‌روند، امنیت شغلی آن‌ها به ویژه مادران به خطر می‌افتد چون اغلب مادر است که مجبور می‌شود به دلیل این شرایط شغل خود را ترک کند. بنابراین شغل والد همواره در معرض خطر است.» 

اما راه‌حل چیست؟ این پژوهشگر حوزه آموزش می‌گوید در گام اول باید تقویم آموزشی اصلاح و تعطیلات رسمی تابستان کمتر و به استاندارد بین‌المللی نزدیک شود تا مشکل زمان آموزش در کشور جبران شود. حذف تعطیلی پنج‌شنبه‌ها هم می‌تواند ناترازی زمان آموزش را تا حدودی جبران کند. راهکار پیشنهادی دیگر، دادن حق وتو به وزارت آموزش‌وپرورش در جریان تصمیم‌گیری برای تعطیلات غیرمترقبه است. همچنین شناور بودن تقویم آموزشی و دادن حق تصمیم‌گیری به مناطق مختلف نیز می‌تواند مشکلات را کمتر کند.

منبع: دنیای اقتصاد
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید