رفتیم منزل امیرعلی که اصلا ایرانی و فعلا هندوستانی و از رجال محترم انگلیس و هندوستان است و مرد باکمالی است، گفت:…
«رفتم سروستان، گربه کَندی را دیدم، خوب شده بود. نایبالسلطنه بیرون مشق نظام میکرد. مادرش هم حمام بود. آمدم بیرون رفتم…
«بلیط گردش Crasse گرفتم... چون راه اتومبیل را از میان کوه ساختهاند و پیچ و خمهای بسیار دارد شخص از مناظر طبیعی…
«رفتیم دانشگاه ارفعالدوله را پیدا کردیم و وارد شدیم... در تالار تحتانی کارتپستالهای راجع به دانشگاه و خود…
«تازه از کسالت روزه کمکم بیرون میآییم. یک ماه رمضان را تماما الحمدلله روزه گرفتم و بسیار بسیار خوش گذشت، اما…
«از آوینییون و مارسیل قبل از ظهر گذشتیم و ساعت چهار به نیس رسیدیم... قبل از رسیدن به مارسیل غالبا دریا پیدا بود و…
«حاجی مشهدقلی آقا باز شعر خواند؛ پیشخدمتها بودند. بعد از ناهار سوار شده از رودخانه گذشتم. شتر کلائی قدری بودند، بچه…
«وقتی زندان از دور نمایان میشد. آنوقت برادرم، که تازه به حرف افتاده بود، میفهمید که کجا میرویم با خوشحالی داد میزد…
«با میرزا غلامحسینخان رفتیم به بانک. حوالهای که نصرتالدوله از بابت تتمه حقوق ماه فوریه داده بود که منبعد حقوق تا…
«رفتم به شرق اعظم [گراند اوریان فرانسه یا شرق اعظم یکی از مهمترین و بزرگترین لژهای فراماسونری اروپا]، بر حسب دعوت…