پژوهشگران دانشگاه زوریخ مطرح کردند
نقاشی مشترک؛ راز شکلگیری دوستی میان غریبهها/ برخلاف انتظار، همزمانی فعالیت مغزی در افرادی که به هم نزدیکتر میشوند، همیشه افزایش نمییابد/ جوانان و سالمندان؛ نقشهای مکمل در تعاملات اجتماعی
تهران- ایرنا- پژوهشگران دانشگاه زوریخ با مطالعه جلسات نقاشی مشترک، به یافتهای شگفتانگیز دست یافتند: برخلاف انتظار، همزمانی فعالیت مغزی در افرادی که به هم نزدیکتر میشوند، همیشه افزایش نمییابد و این الگو در جفتهای همسن و ناهمسن متفاوت است.
وبگاه فیز در گزارشی آورده است:
چه اتفاقی در مغز میافتد وقتی دو نفر یک فعالیت خلاقانه را با هم انجام میدهند و در این فرآیند رابطهای جدید میسازند؟ ریسا موفات (Ryssa Moffat)، پژوهشگر پسادکتری در دانشگاه زوریخ، این پرسش را در دو مطالعه جدید بررسی کرده است.
یافتههای او که در نشریه زیستشناسی پیاِلاُاِس/ PLOS Biology منتشر شده، نشان میدهد که رابطه بین همزمانی مغزی (هماهنگی فعالیت مغزی دو نفر هنگام انجام یک کار مشترک) و نزدیکی عاطفی، آنقدرها که تصور میشد ساده نیست.
آزمایش نقاشی مشترک
در این مطالعه، ۶۱ جفت از دو گروه سنی (۱۸ تا ۳۵ سال و ۷۰ تا ۸۵ سال) به مدت شش هفته، شش جلسه نقاشی مشترک داشتند. شرکتکنندگان به دو دسته جفتهای همسن و جفتهای غیر همسن (بیننسلی) تقسیم شدند.
در ابتدا، شرکتکنندگان یکدیگر را نمیشناختند. در هر جلسه، ابتدا هر نفر بهتنهایی روی کاغذ جداگانه نقاشی میکرد، سپس دو بار روی یک کاغذ مشترک نقاشی کشیدند. آنها آزاد بودند که به صورت نوبتی یا همزمان نقاشی کنند و در طول جلسه میتوانستند با هم صحبت کنند، اما هنگام نقاشی باید سکوت میکردند.
پایش فعالیت مغز
پژوهشگران با استفاده از حسگرهای قابلحمل مغزی (دستگاههای کوچکی که روی سر قرار میگیرند و فعالیت مغز را ثبت میکنند)، فعالیت مغز شرکتکنندگان را در هر جلسه ثبت کردند. این حسگرها به آنها اجازه میدادند تا بهطور طبیعی حرکت کنند و به یکدیگر پاسخ دهند، بدون اینکه علائم ثبتشده دچار اختلال شوند.

پژوهشگران دانشگاه زوریخ با استفاده از فناوری قابلحمل اسکن مغز (fNIRS)، فعالیت مغزی دو نفر را هنگام نقاشی همزمان ثبت کردند. کلاههای سبک مجهز به حسگر، تغییرات جریان خون در مغز را اندازهگیری میکنند و در عین حال به شرکتکنندگان اجازه میدهند آزادانه حرکت کنند. خطوط رنگی نیز نشاندهنده حرکات بدن شرکتکنندگان است که برای تحلیلهای آینده ثبت شدهاند.
نزدیکی عاطفی، همزمانی مغزی را تضمین نمیکند
مطالعات قبلی نشان داده بودند که هرچه دو نفر به یکدیگر نزدیکتر میشوند، الگوهای فعالیت مغزی آنها شبیهتر میشود؛ اما یافتههای این پژوهش خلاف این انتظار بود.
در جفتهای غیر همسن (بیننسلی)، همزمانی مغزی در ابتدا بالا بود، اما هفتهبههفته کاهش یافت. در جفتهای همسن، وضعیت برعکس بود: همزمانی در ابتدا پایین بود و طی شش هفته افزایش یافت.
با این حال، در هر دو گروه، همزمانی مغزی هنگام نقاشی مشترک بیشتر از نقاشی انفرادی بود.
چرا این تفاوت وجود دارد؟
پژوهشگران معتقدند که جفتهای همسن، که اغلب دانشجویان با سبک زندگی مشابه بودند، سریعتر نقاط مشترک پیدا میکردند. اما جفتهای بیننسلی باید بیشتر تلاش میکردند تا موضوعات مشترکی برای گفتوگو پیدا کنند.
ریسا موفات اظهار کرد: همزمانی بیشتر مغزی میتواند به این معنا باشد که دو نفر تلاش ویژهای برای درک یکدیگر انجام میدهند.
جوانان و سالمندان؛ نقشهای مکمل در تعاملات اجتماعی
در تحلیل دیگری از دادهها، پژوهشگران دریافتند که در جفتهای بیننسلی، افراد مسنتر معمولاً نقش رهبر را بر عهده میگرفتند و افراد جوانتر خود را با آنها هماهنگ میکردند. در جفتهای همسن، افراد بیشتر بهصورت همزمان نقاشی میکردند، در حالی که در جفتهای بیننسلی، نوبتگیری بیشتر رایج بود.
افقهای جدید در پژوهش مغز اجتماعی
موفات در پایان گفت: مطالعه ما برای اولینبار نشان میدهد که فعالیت مغز در افراد جوان و مسن در طول چند هفته چگونه توسعه مییابد. این پژوهش میتواند در بلندمدت نشان دهد که چگونه غریبهها به آشنایان و حتی دوستان ما تبدیل میشوند.