شما خنگ نیستید، شما فقط به اندازه کافی پول ندارید! | رتبه کنکور را حساب بانکی والدین تعیین میکند | پشت رتبههای برتر کنکور چه میگذرد؟
خبرنگار: میثم اسماعیلی«آموزش رایگان» حداقل به صورت آنچه ما از آن به یاد داریم حالا به یک شوخی بدل شده، یک شوخی که راستش خیلی هم خندهدار نیست. وقتی هزینههای یک کنکور معمولی برای ورود به دانشگاههایی که پر از صندلیهای خالیست به رقم چهارصدمیلیون تومان رسیده شما نباید چندان نگران این باشید که عدم قبولی شما در دانشگاههای برتر به معنای این است که شما از بهره هوشی کمی برخوردارید، خیر! شما فقط به اندازه کافی پول ندارید!
به گزارش خبرفوری، در سالهای اخیر، واژه «عدالت آموزشی» در ایران بیش از آنکه یک هدف در دسترس باشد، به رویایی دور تبدیل شده است. کنکور سراسری که زمانی قرار بود پلکانی برای صعود طبقاتی و ویترینی برای هوش و استعداد فرزندان این مرز و بوم باشد، حالا به شکلی عریان به ابزاری برای بازتولید ثروت تبدیل شده است. نگاهی به آمارهای رسمی و غیررسمی نشان میدهد که راه رسیدن به صندلیهای برتر دانشگاههای تهران و شریف، دیگر نه از کتابخانههای عمومی و شبزندهداریهای دانشآموزان کوشا، بلکه از حسابهای بانکی پر و پیمان والدین میگذرد.
وقتی ۸۴ درصد رتبهها متعلق ۳ دهک است
آمارها تکاندهندهاند. گزارشهای منتشر شده از سوی نهادهای نظارتی حکایت از آن دارد که بیش از ۸۰ درصد رتبههای زیر ۳۰۰۰ کنکور سراسری، متعلق به سه دهک بالای درآمدی جامعه هستند. در این میان، دهک دهم (یعنی برخوردارترین قشر جامعه) به تنهایی نزدیک به نیمی از ظرفیتهای برتر را به خود اختصاص داده است. این یعنی در رشتههای استراتژیک و پرطرفداری مثل پزشکی، دندانپزشکی و مهندسیهای برتر، جایی برای دهکهای پایین باقی نمانده است.
بیشتر بخوانید:
قیمت خودروی محمدرضا گلزار چقدر است؟ | رژه میلیاردی از میان صفِ گوشت
حقوق ۲۵ میلیونی با هزینه ۹۰ میلیونی | نبرد در ریاضتِ بقا | چند درصد مردم درآمد ۹۰ میلیونی دارند؟
سهم هفت دهک دیگر جامعه از رتبههای زیر ۳۰۰۰، چیزی حدود ۱۴ تا ۱۹ درصد است. این شکاف عمیق نشان میدهد که ساختار آموزشی فعلی، به جای شناسایی استعداد، در حال شناسایی «توان مالی» خانوادههاست. مدارس دولتی عادی که قرار بود ضامن برابری باشند، حالا در ماراتن کنکور فرسنگها عقبتر از مدارس غیرانتفاعی خاص و آموزشگاههای گرانقیمت ایستادهاند.
این ویدئو درباره هزینههای کنکور از زبان چند داوطلب گویای همهچیز است:
فاکتورهای ۴۰۰ میلیونی برای مشاوران کنکور
اما این برتری چگونه به دست میآید؟ پاسخ در هزینههای سرسامآوری است که خانوادههای مرفه برای فرزندان خود انجام میدهند. بررسیها نشان میدهد که هزینه یک سال تحصیلی منتهی به کنکور برای یک دانشآموز در دهک دهم، میتواند بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان متغیر باشد. این مبلغ شامل شهریه مدارس غیرانتفاعی برند، کلاسهای کنکور با اساتید پروازی، مشاوران تحصیلی خصوصی، کتابهای کمکآموزشی و آزمونهای آزمایشی متعدد است.
در برخی موارد، هزینهها از این هم فراتر میرود. پانسیونهای مطالعاتی لوکس با شهریههای بالا، اردوهای چند ده میلیونی و کلاسهای خصوصی تنها بخشی از خدماتی است که برای دهکهای بالا فراهم است. در مقابل، دانشآموزی در مناطق محروم یا دهکهای پایین درآمدی، حتی برای تهیه کتابهای تست سالهای قبل نیز با چالش جدی مواجه است. وقتی تفاوت در منابع آموزشی تا این حد فاحش باشد، صحبت از رقابت عادلانه بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است.
سد پولی پشت نقاب بهره هوشی
بسیاری از داوطلبانی که در رسیدن به دانشگاههای برتر ناکام میمانند، دچار سرخوردگی شدید شده و تصور میکنند از نظر بهره هوشی یا توان ذهنی ضعیف هستند. اما واقعیتِ میدان رقابت، چیز دیگری را میگوید. برچسب «بیاستعدادی» بر پیشانی دانشآموزانی زده میشود که تنها جرمشان، تولد در خانوادهای است که نمیتواند ۴۰۰ میلیون تومان خرج یک سال تحصیل آنها کند.
باید با صراحت به این داوطلبان گفت: اگر در دانشگاههای تهران، شریف یا علوم پزشکیهای برتر قبول نشدید، لزوما به این معنا نیست که بهره هوشی پایینی دارید یا به اندازه کافی تلاش نکردهاید. شما فقط به اندازه کافی «پول» نداشتهاید. در سیستمی که صندلیهای دانشگاهی آن پیشفروش شدهاند، تست زدن و شببیداری بدون پشتیبانی مالی، مانند دویدن با پاهای بسته در مقابل رقبایی است که بر خودروهای آخرین سیستم نشستهاند.
کنکور؛ بازتولید فقر و غنا
این وضعیت پیامدهای اجتماعی خطرناکی هم دارد. وقتی فرزندان طبقات مرفه تمام تخصصهای پولساز و موقعیتهای مدیریتی آینده را اشغال کنند، چرخه فقر در طبقات پایین جامعه تثبیت میشود. فرزند یک کارگر یا کارمند ساده، حتی با وجود نبوغ ذاتی، راهی برای ورود به جرگه متخصصان پیدا نمیکند و در مقابل، فرزندان ثروتمندان بدون توجه به سطح توانمندی، صرفا با تکیه بر آموزشهای اختصاصی، جایگاههای برتر را تصاحب میکنند.
این همان چیزی است که جامعهشناسان به آن «بازتولید طبقاتی» میگویند. کنکور که زمانی ابزار جابهجایی طبقاتی بود، حالا به سدی تبدیل شده است که اجازه نمیدهد نخبگان واقعی برخاسته از طبقات محروم به جایگاه شایسته خود برسند.
تا زمانی که هزینههای ۴۰۰ میلیون تومانی، تعیینکننده رتبههای برتر باشد، خروجی دانشگاهها لزوما نخبگان کشور نخواهند بود، بلکه افرادی خواهند بود که والدینشان توان سرمایهگذاری سنگینتری داشتهاند. آموزش و پرورش رایگان و عادلانه، حق مصرح در قانون اساسی است؛ حقی که زیر چرخدندههای مؤسسات کنکور و مدارس خاص در حال خرد شدن است.
۷۵ درصد سهمیه پخمه ها مگر شانس قبولی می گذارد ؟