در گفتگو با خبرفوری مطرح شد؛

طلاق عاطفی؛ جدایی خاموش زوجین


22 مرداد 1398 - 18:32
5d52c2e1aad5d_2019-08-13_18-32
طلاق عاطفی؛ اصطلاحی است که برخی آن را جدایی خاموش و محصول دنیای مدرن می ­دانند و عده­ ای دیگر آن را نتیجه­ ناسازگاری‌های رفتاری، مسایل اقتصادی، باور­های اعتقادی، فشار­های اجتماعی و عوامل شخصیتی زوجین پیش بینی می ­کنند.

به گزارش خبر فوری، طلاق عاطفی؛ اصطلاحی است که برخی آن را جدایی خاموش و محصول دنیای مدرن می ­دانند و عده­ ای دیگر نیز وقوع آن را در نتیجه­ ناسازگاری‌های رفتاری، مسایل اقتصادی، باور­های اعتقادی، فشار­های اجتماعی و عوامل شخصیتی زوجین پیش بینی می ­کنند.

چه بسیار زوج­هایی که به دلایلی همچون نگرانی از پیامد­های عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق، حاضر به جدایی نیستند و به اجبار به زندگی مشترک ادامه می­‎دهند. همسرانی که از مرحله دعوا، کشمکش، دشمنی و تنفر عبور کرده­‎اند و به نوعی بی­‎تفاوتی نسبت به هم رسیده­‎اند. در واقع دو طرف از این مرحله به بعد فقط به خاطر فرزندان و حفظ منافع فردی مجبور به ادامه زندگی می شوند و  این درحالی است که دیگر بود و نبود طرف مقابل برایشان تفاوتی ندارد؛ تنها مسئله مهم قبح طلاق، نگرانی در خصوص شرایط فرزندان، مسایل مالی بعد از طلاق و همچنین عدم امنیت اجتماعی است (که این مسئله بیشتر در خانم‎­ها مشهود است) موجب احساس نیاز به ادامه زندگی مشترک می­‌شود.

حامد قاسمی، روانشناس در رابطه با عوامل ایجاد طلاق عاطفی بین زوجین به خبرفوری گفت: چگونگی گذراندن مراحل رشد در کودکی زوجین، ارتباطات با والدین ایشان، اعضای خانواده، جامعه و دوستان، ودر نهایت بحران فرهنگ استفاده صحیح و راهبردی از شبکه های مجازی و دنیای ارتباطی سالم تعیین کننده این موضوع هست که زوجین با چه رویکرد فکری و طرحواره های باوری و ایدئولوژی وارد زندگی مشترک شده اند".

قاسمی به عواملی موثر که بصورت  جدی عامل رشد شخصیت، تربیت،  وهویت و اخلاقیی زوجین است اشاره کرد که شامل: تاثیرات محیط، تربیت والدین ومدرسه، ژن  و تغذیه  است و ادامه داد: پژوهش های روانشناسی نشان می دهد که در کشورهای مختلف با تاثیرات محیطی و نوع آب و هوای مختلف و تغذیه تاثیر به خصوصی بر رشد شخصیتی و نیاز های انسان ها می گذارد. میزان پروتین ها و ویتامین هایی که به بدن می رسد، حتی  زمان خواب و بیداری و تاثیرات بیلولوژیک و بیوریتم بدن  بر خلق و خو، شخصیت و منش و روش زندگی وذهن آدمی تاثیر می گذارد.

این روانشناس در خصوص نقش تربیت و مراحل رشد در روابط زوجین گفت:" دو سال اول زندگی تاثیر بسزایی در رشد کودکان دارد که اگر اعتماد و ایمنی سالم در کودک ایجاد شود در آینده شخصیت ایمن پیدا خواهد کرد به شرطی که نیازهای آنها به جا و در زمان مناسب از طرف منابع اصلی  دلبستگی مخصوصا مادر فراهم شود.

او ادامه داد: گاهی حس نا امنی به جامعه و یا اطرافیان یکی از دلایلش همان نا امنی در دوران کودکی است، اهمیت به نیازهای به جا و فیزولوژیک  انسان و حس امنیت از موارد مهم رشد شخصیت آدمی است.

این کارشناس تصریح کرد: حس امنیت، رشد خلاقیت های فردی و خلاقیت های اجتماعی فرد در زیر 6 سالگی و احساس شایستگی فرد در دوران دبستان، هویت فرد در دوران نوجوانی و در نهایت اخلاق مداری در بزرگسالی در انسان نهادینه می شود و اگر این مراحل رشد سر جای خودش اتفاق بیفتد فرد به یک انسان تاثیر گزار در ابتدا زنگی خویش و جامعه تبدیل می گردد که  اکثر نیازهای منطقی او  به جا و در زمان مناسب و با رویکرد تربیتی خوب پاسخ داده می شود و در بزرگسالی دیگر به دنبال آرزو های دوران کودکی اش نخواهد بود و به سازندگی و رشد وتعالی خواهد اندیشید .

وی همچنین به این موضوع اشاره داشتند که در ازدواج های موفق، مراحل رشد تا حدودی بهنجار شکل یافته است که در  این صورت از طرف یکی از زوجین درخواست های غیر واقع بینانه و توقعات وگاهی ناآگاهی از  شناخت طرف مقابل نخواهد بود و عدم آگاهی و آسیب های روانشناختی فردی آغاز اختلاف و زمینه فاصله و عدم درک متقابل و در نهایت  طلاق عاطفی را فراهم می کند.

قاسمی عوامل اجتماعی مثل دخالت خانواده و مشورت های غیر تخصصی، گاهی از دوستان و نزدیکانی که تاثیرات منفی بر رابطه زوجین می گذارند را نیز بر ایجاد طلاق عاطفی موثر می داند و در کنار آن عدم اگاهی زوجین از شخصیت یکدیگر (به بیان آدلر روانشناس) به نقش خلق و خوی زوجین با هم مانند شخصیت های سلطه گر، منزوی و حامی در ایجاد طلاق عاطفی اشاره می کند.

حامد قاسمی در پاسخ به این سوال که آیا اغلب طلاق عاطفی به خیانت منجر می شود توضیح داد: گمان نشود که طلاق عاطفی تنها به این معنی است که شخص خود را جای دیگر با فردی غیر از همسر خود عاطفه و احساس خرج می کند. آنجایی که یکی از زوجین نتوانند احساس همسر خود را درک کنند، مهارتهای ده گانه زندگی که چهار مورد آن که شامل ارتباط موفق، خودآگاهی، همدلی و قدرت حل مساله را نداشته باشند، آرام آرام از همسر خود فاصله می گیرند و یک مساله که از منظر روانشناختی انتظار نام دارد اتفاق می افتد و اضطراب ایجاد می شود ، شخص از طرف  مقابلش انتظار دریافت محبت دارد و در عین حال طرف مقابل هم چنین انتظاری دارد و وقتی  این انتظار پاسخ داده نمی شود مرحله بعدی که فرضیه سازی است اتفاق می افتد که اغلب دچار برچسب زنی ، مچ گیری ، فرافکنی و در نهایت فاصله می شود .

وی در رابطه با فرضیه سازی های رایج در طلاق عاطفی گفت: آیا شخصی را جایگزین من کرده است؟ آیا من را دوست ندارد، آیا قصد  جدایی دارد؟ آیا  احساسش و دوست داشتنتش نسبت به گذشته به من کم شده است؟ آیا مشکل روانی و رفتاری پیدا کرده است؟ ودر نهایت ایا من مشکلی در ظاهر دارم یا کم در زندگی اممی گذارم؟

قاسمی به نقش دنیای درونی فرد در روابط زوجین اشاره کرد و گفت: هر فردی با یک حجمی از طرحواره های روانشناختی از گذشته خودش به زندگی مشترک می آید که وقتی با فرد جدیدی در زندگی مشترک به اشتراک می گذارد ممکن است بر اساس میزان تفاوت های فرهنگی باعث اختلاف سلیقه ها، تفاوت باورها و یا عدم تفاهم بین افراد شود که به مرور زمان باعث فاصله  بین زوجین و بی پروایی  در کلام ورفتار در رابطه شود.

این کارشناس، در خصوص زوجینی که به طور افراطی بصورت وابستگی و چسبندگی به همسر خود توجه دارند و در ازای آن محبتی برابر دریافت نمی کنند و بصورت قهر و خود ازاری دست از محبت ورزی وتوجه بر می دارند، گفت: اگر به همسر خود بها می دهیم و برای او ارزش قایل می شویم مراقب باید بود میزان اعتدال و خود آگاهی در رفتارمان را بررسی کنیم، گاهی مشاهده می شود برخی همسران در قبال محبت های طرف مقابل خود طلبکارند،  و در مسیر محبت ورزی و اجرای مسئولیت های همسری تنبل و ناسپاسند. باید آموخت میزان مدیریت در توجه به همسر به اندازه ظرفیت ارتباطی زوجین شکل گیرد نه بر اساس  هیجان واحساس آنی فرد، گاهی اوقات مشاهده می شود که لطف مکرر می شود وظیفه مقرر.

وی در خصوص زوجینی که به سراغ رابطه های متعدد می روند گفت:" هیچ گاه زوجین گمان نکنند حال خوبی خواهند داشت اگر از یک رابطه به رابطه دیگر بروند و شخصی دیگری آنها را خواهد فهمید، بلکه فرایند یک مشاوره حرفه ای را باید شروع کنند و این در حالی است که این مشکل و این کاستی ابتدا از درون آنهاست چرا که هر کسی مرکز جهان خویشتن است. اگر می خواهیم شروع کنیم رشد و آرامش را از خویشتن باید آغاز کرد، اگر می خواهید پایان بدهید مشکلات را باز باید خودتان شروع کنید، باید بر روی خودآگاهی فرد کار شود، از درون و از خواستگاه وجودی فرد.

ایشان در روابط زوجین به عشق اشاره داشتند که با سه مولفه ، تعهد و تمایل وصمیمیت شکل میگیرد ویکی از این سه مولفه نباشد عشق بصورت کامل شکل نیافته است ، صمیمیت زوجین به این معناست که دوستت دارم بخاطر خودت نه بخاط خودم یا منفعت خویش .

قاسمی به نقش تنظیم هیجانی و آستانه تحمل در طلاق عاطفی اشاره کرد و تصریح کرد:"زوجینی که نمی توانند هیجانات خود را  مدیریت کنند و بلافاصله عکس المعل هایی منفی وهیجانی و آنی نشان می دهند و سازگاری روانی در برخورد با مشکلات ندارند به این معنی  که با شرایط پیش آمده خودم را سازگار کنم و نه تحمل ، در معرض طلاق عاطفی خواهند بود.

قاسمی در پاسخ به  این سوال که آیا طلاق عاطفی برای قشر خاص، طبقه خاص هست گفت: طلاق عاطفی به هیچ عنوان به طبقه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاصی تعلق ندارد".

او به نقش چهار مهم در رسیدن به تعالی و رشد و آرامش زندگی زوجین اشاره کردند:

1.     خودآگاهی فردی، به این معنا که اگر بین زوجین مشکلی است واختلافی وجود دارد ، بررسی و حل مشکل را باید از خویش آغاز کرد ، همانطور که باور داریم آنهایی که به زنگی ما وارد می شوند قرار است به ما بیاموزند .

2.     آگاهی اجتماعی و آگاهی روابط فردی و روابط زوجین به این معناکه همیشه و همواره نیاز به مشاوره و مطالعه و آگاهی افزایی برای ارتباط بین یکدیگر لازم است.

3.     تاثیر محیط و مراقبت از اثرات آدمها و افکار و دخالت ها ی دیگران و دوستان تاثیرگزار و رشد دهنده.

4.     قدرت دعا وتوکل به یگانه هستی بخش  که در ابتدا باید بیان می شد اما تازمانی به خود آگاهی و مشورت آگاهانه وبه مراقبت از خویش برنیاییم و در اصل حرکتی بر مسیر الوهیت نداشته باشم تاثیر آن کم خواهد بود .

طلاق عاطفی؛ اصطلاحی است که برخی آن را جدایی خاموش و محصول دنیای مدرن می ­دانند و عده­ ای دیگر آن را نتیجه­ ناسازگاری‌های رفتاری، مسایل اقتصادی، باور­های اعتقادی، فشار­های اجتماعی و عوامل شخصیتی زوجین پیش بینی می ­کنند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

5d52c2e1aad5d_2019-08-13_18-32
22 مرداد 1398 - 18:32

به گزارش خبر فوری، طلاق عاطفی؛ اصطلاحی است که برخی آن را جدایی خاموش و محصول دنیای مدرن می ­دانند و عده­ ای دیگر نیز وقوع آن را در نتیجه­ ناسازگاری‌های رفتاری، مسایل اقتصادی، باور­های اعتقادی، فشار­های اجتماعی و عوامل شخصیتی زوجین پیش بینی می ­کنند.

چه بسیار زوج­هایی که به دلایلی همچون نگرانی از پیامد­های عاطفی، مالی، اجتماعی و فرهنگی طلاق، حاضر به جدایی نیستند و به اجبار به زندگی مشترک ادامه می­‎دهند. همسرانی که از مرحله دعوا، کشمکش، دشمنی و تنفر عبور کرده­‎اند و به نوعی بی­‎تفاوتی نسبت به هم رسیده­‎اند. در واقع دو طرف از این مرحله به بعد فقط به خاطر فرزندان و حفظ منافع فردی مجبور به ادامه زندگی می شوند و  این درحالی است که دیگر بود و نبود طرف مقابل برایشان تفاوتی ندارد؛ تنها مسئله مهم قبح طلاق، نگرانی در خصوص شرایط فرزندان، مسایل مالی بعد از طلاق و همچنین عدم امنیت اجتماعی است (که این مسئله بیشتر در خانم‎­ها مشهود است) موجب احساس نیاز به ادامه زندگی مشترک می­‌شود.

حامد قاسمی، روانشناس در رابطه با عوامل ایجاد طلاق عاطفی بین زوجین به خبرفوری گفت: چگونگی گذراندن مراحل رشد در کودکی زوجین، ارتباطات با والدین ایشان، اعضای خانواده، جامعه و دوستان، ودر نهایت بحران فرهنگ استفاده صحیح و راهبردی از شبکه های مجازی و دنیای ارتباطی سالم تعیین کننده این موضوع هست که زوجین با چه رویکرد فکری و طرحواره های باوری و ایدئولوژی وارد زندگی مشترک شده اند".

قاسمی به عواملی موثر که بصورت  جدی عامل رشد شخصیت، تربیت،  وهویت و اخلاقیی زوجین است اشاره کرد که شامل: تاثیرات محیط، تربیت والدین ومدرسه، ژن  و تغذیه  است و ادامه داد: پژوهش های روانشناسی نشان می دهد که در کشورهای مختلف با تاثیرات محیطی و نوع آب و هوای مختلف و تغذیه تاثیر به خصوصی بر رشد شخصیتی و نیاز های انسان ها می گذارد. میزان پروتین ها و ویتامین هایی که به بدن می رسد، حتی  زمان خواب و بیداری و تاثیرات بیلولوژیک و بیوریتم بدن  بر خلق و خو، شخصیت و منش و روش زندگی وذهن آدمی تاثیر می گذارد.

این روانشناس در خصوص نقش تربیت و مراحل رشد در روابط زوجین گفت:" دو سال اول زندگی تاثیر بسزایی در رشد کودکان دارد که اگر اعتماد و ایمنی سالم در کودک ایجاد شود در آینده شخصیت ایمن پیدا خواهد کرد به شرطی که نیازهای آنها به جا و در زمان مناسب از طرف منابع اصلی  دلبستگی مخصوصا مادر فراهم شود.

او ادامه داد: گاهی حس نا امنی به جامعه و یا اطرافیان یکی از دلایلش همان نا امنی در دوران کودکی است، اهمیت به نیازهای به جا و فیزولوژیک  انسان و حس امنیت از موارد مهم رشد شخصیت آدمی است.

این کارشناس تصریح کرد: حس امنیت، رشد خلاقیت های فردی و خلاقیت های اجتماعی فرد در زیر 6 سالگی و احساس شایستگی فرد در دوران دبستان، هویت فرد در دوران نوجوانی و در نهایت اخلاق مداری در بزرگسالی در انسان نهادینه می شود و اگر این مراحل رشد سر جای خودش اتفاق بیفتد فرد به یک انسان تاثیر گزار در ابتدا زنگی خویش و جامعه تبدیل می گردد که  اکثر نیازهای منطقی او  به جا و در زمان مناسب و با رویکرد تربیتی خوب پاسخ داده می شود و در بزرگسالی دیگر به دنبال آرزو های دوران کودکی اش نخواهد بود و به سازندگی و رشد وتعالی خواهد اندیشید .

وی همچنین به این موضوع اشاره داشتند که در ازدواج های موفق، مراحل رشد تا حدودی بهنجار شکل یافته است که در  این صورت از طرف یکی از زوجین درخواست های غیر واقع بینانه و توقعات وگاهی ناآگاهی از  شناخت طرف مقابل نخواهد بود و عدم آگاهی و آسیب های روانشناختی فردی آغاز اختلاف و زمینه فاصله و عدم درک متقابل و در نهایت  طلاق عاطفی را فراهم می کند.

قاسمی عوامل اجتماعی مثل دخالت خانواده و مشورت های غیر تخصصی، گاهی از دوستان و نزدیکانی که تاثیرات منفی بر رابطه زوجین می گذارند را نیز بر ایجاد طلاق عاطفی موثر می داند و در کنار آن عدم اگاهی زوجین از شخصیت یکدیگر (به بیان آدلر روانشناس) به نقش خلق و خوی زوجین با هم مانند شخصیت های سلطه گر، منزوی و حامی در ایجاد طلاق عاطفی اشاره می کند.

حامد قاسمی در پاسخ به این سوال که آیا اغلب طلاق عاطفی به خیانت منجر می شود توضیح داد: گمان نشود که طلاق عاطفی تنها به این معنی است که شخص خود را جای دیگر با فردی غیر از همسر خود عاطفه و احساس خرج می کند. آنجایی که یکی از زوجین نتوانند احساس همسر خود را درک کنند، مهارتهای ده گانه زندگی که چهار مورد آن که شامل ارتباط موفق، خودآگاهی، همدلی و قدرت حل مساله را نداشته باشند، آرام آرام از همسر خود فاصله می گیرند و یک مساله که از منظر روانشناختی انتظار نام دارد اتفاق می افتد و اضطراب ایجاد می شود ، شخص از طرف  مقابلش انتظار دریافت محبت دارد و در عین حال طرف مقابل هم چنین انتظاری دارد و وقتی  این انتظار پاسخ داده نمی شود مرحله بعدی که فرضیه سازی است اتفاق می افتد که اغلب دچار برچسب زنی ، مچ گیری ، فرافکنی و در نهایت فاصله می شود .

وی در رابطه با فرضیه سازی های رایج در طلاق عاطفی گفت: آیا شخصی را جایگزین من کرده است؟ آیا من را دوست ندارد، آیا قصد  جدایی دارد؟ آیا  احساسش و دوست داشتنتش نسبت به گذشته به من کم شده است؟ آیا مشکل روانی و رفتاری پیدا کرده است؟ ودر نهایت ایا من مشکلی در ظاهر دارم یا کم در زندگی اممی گذارم؟

قاسمی به نقش دنیای درونی فرد در روابط زوجین اشاره کرد و گفت: هر فردی با یک حجمی از طرحواره های روانشناختی از گذشته خودش به زندگی مشترک می آید که وقتی با فرد جدیدی در زندگی مشترک به اشتراک می گذارد ممکن است بر اساس میزان تفاوت های فرهنگی باعث اختلاف سلیقه ها، تفاوت باورها و یا عدم تفاهم بین افراد شود که به مرور زمان باعث فاصله  بین زوجین و بی پروایی  در کلام ورفتار در رابطه شود.

این کارشناس، در خصوص زوجینی که به طور افراطی بصورت وابستگی و چسبندگی به همسر خود توجه دارند و در ازای آن محبتی برابر دریافت نمی کنند و بصورت قهر و خود ازاری دست از محبت ورزی وتوجه بر می دارند، گفت: اگر به همسر خود بها می دهیم و برای او ارزش قایل می شویم مراقب باید بود میزان اعتدال و خود آگاهی در رفتارمان را بررسی کنیم، گاهی مشاهده می شود برخی همسران در قبال محبت های طرف مقابل خود طلبکارند،  و در مسیر محبت ورزی و اجرای مسئولیت های همسری تنبل و ناسپاسند. باید آموخت میزان مدیریت در توجه به همسر به اندازه ظرفیت ارتباطی زوجین شکل گیرد نه بر اساس  هیجان واحساس آنی فرد، گاهی اوقات مشاهده می شود که لطف مکرر می شود وظیفه مقرر.

وی در خصوص زوجینی که به سراغ رابطه های متعدد می روند گفت:" هیچ گاه زوجین گمان نکنند حال خوبی خواهند داشت اگر از یک رابطه به رابطه دیگر بروند و شخصی دیگری آنها را خواهد فهمید، بلکه فرایند یک مشاوره حرفه ای را باید شروع کنند و این در حالی است که این مشکل و این کاستی ابتدا از درون آنهاست چرا که هر کسی مرکز جهان خویشتن است. اگر می خواهیم شروع کنیم رشد و آرامش را از خویشتن باید آغاز کرد، اگر می خواهید پایان بدهید مشکلات را باز باید خودتان شروع کنید، باید بر روی خودآگاهی فرد کار شود، از درون و از خواستگاه وجودی فرد.

ایشان در روابط زوجین به عشق اشاره داشتند که با سه مولفه ، تعهد و تمایل وصمیمیت شکل میگیرد ویکی از این سه مولفه نباشد عشق بصورت کامل شکل نیافته است ، صمیمیت زوجین به این معناست که دوستت دارم بخاطر خودت نه بخاط خودم یا منفعت خویش .

قاسمی به نقش تنظیم هیجانی و آستانه تحمل در طلاق عاطفی اشاره کرد و تصریح کرد:"زوجینی که نمی توانند هیجانات خود را  مدیریت کنند و بلافاصله عکس المعل هایی منفی وهیجانی و آنی نشان می دهند و سازگاری روانی در برخورد با مشکلات ندارند به این معنی  که با شرایط پیش آمده خودم را سازگار کنم و نه تحمل ، در معرض طلاق عاطفی خواهند بود.

قاسمی در پاسخ به  این سوال که آیا طلاق عاطفی برای قشر خاص، طبقه خاص هست گفت: طلاق عاطفی به هیچ عنوان به طبقه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خاصی تعلق ندارد".

او به نقش چهار مهم در رسیدن به تعالی و رشد و آرامش زندگی زوجین اشاره کردند:

1.     خودآگاهی فردی، به این معنا که اگر بین زوجین مشکلی است واختلافی وجود دارد ، بررسی و حل مشکل را باید از خویش آغاز کرد ، همانطور که باور داریم آنهایی که به زنگی ما وارد می شوند قرار است به ما بیاموزند .

2.     آگاهی اجتماعی و آگاهی روابط فردی و روابط زوجین به این معناکه همیشه و همواره نیاز به مشاوره و مطالعه و آگاهی افزایی برای ارتباط بین یکدیگر لازم است.

3.     تاثیر محیط و مراقبت از اثرات آدمها و افکار و دخالت ها ی دیگران و دوستان تاثیرگزار و رشد دهنده.

4.     قدرت دعا وتوکل به یگانه هستی بخش  که در ابتدا باید بیان می شد اما تازمانی به خود آگاهی و مشورت آگاهانه وبه مراقبت از خویش برنیاییم و در اصل حرکتی بر مسیر الوهیت نداشته باشم تاثیر آن کم خواهد بود .

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


2405

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks