جستاری در تیپ شناسی آبی راه راه پوشان

دادگاه مفسدان اقتصادی، گالری مردان هزار چهره!


4 خرداد 1398 - 17:44
filemanager/6/farhangi/photo_2019-05-25_17-41-28
مصطفی انتظاری هروی - تحلیلگر رسانه

می گویند تاریخ دوبار تکرار می شود، یکی در قالب تراژیک و دیگری کمیک؛ این حکایت این روزهای چهره های برخی افراد است که روزی نماد دین داری و صداقت شناخته می شدند و امروز اما افکارعمومی برداشت دیگری از ظاهر افراد دارد.

تیپ شناسی، یکی از قدیمی ترین روش ها و البته مرسوم ترین آنها برای شناخت افراد است. اینکه از ظاهر افراد بتوان به درکی درباره سلایق سیاسی، اعتقادی و یا مالی و اجتماعی رسید، یک سنت ناخودآگاه است که گاه در کسری از ثانیه، تکلیف یک فرد در قبال دیگری را روشن می کند.

بسیاری از نمادهای ظاهری از طریق رسانه ها به افراد منتقل می شود. مثلا اگر کسی در هوای گرم کت و شلوار بپوشد، خیلی زود می توان فهمید که به یک جلسه کاری مهم می رود و یا اگر کسی با کفش اسپورت، شلوار جین و تی شرت آستین کوتاه دیده شود، روشن است که احتمالا یا از تفریح باز می گردد یا به یک جمع دوستانه می رود و بعید است که مثلا در یک جلسه کاری خیلی رسمی بخواهد شرکت کند.

درباره محاسن، مدل مو، حجاب در بانوان و بسیاری دیگر از مسائل ظاهری هم قضاوت ها براساس همین کلیشه هاست. سالهاست که رسانه ملی می کوشد تا نشان دهد قهرمانان فیلم ها، آنها که نقش مثبت را ایفا می کنند، چهره هایی خاص با مدل مویی ساده و محاسنی موجه دارند. اما آنها که نقش منفی را بازی می کنند، نام هایی غیرمذهبی دارند، سبیل هایی از با مدل های خاص داشته و بدون محاسن و با لباس های غیررسمی در فیلم های حاضر می شوند.

درباره پوشش خانم ها هم وضعیت به همین شکل است. بانوان چادری نقش هایی کلیشه ای دارند و غیرچادری ها هم براساس ظاهر متفاوت خود، نقش های منفی را عمدتا بازی می کنند.

به این ترتیب رسانه ها در قالب های مختلف می کوشند تا به همه ما نشان دهند به راحتی می توانیم از روی ظاهر افراد درباره باطن آنها قضاوت کنیم. شاید برای همین است که در خرید و فروش ها و معاملات و ارتباطات روزمره، بارها حسب ظاهر افراد دست به تصمیم گیری های درست یا غلط زده ایم. به برخی اعتماد نکرده ایم چون ظاهرش نشان می داده شخصیتی منفی است و به کسی اعتماد کرده و حرفش را پذیرفته ایم، فقط چون ظاهر یک آدم حسابی را داشته است.

اما این قضاوت ها تا چه اندازه درست است؟ کلیشه های ذهنی ما همیشه توانسته کمک کند؟ آیا اگر جوانی با تیپی اسپرت در مقابل ما بنشیند، الزاما به آن معناست که نسبت به اعتقادات دینی بی توجه است و اگر همان جوان به ته ریش و پیراهنی افتاده بر روی شلوار در برابرمان ظاهر شود، فردی مثبت و دین دار است؟

در روزهای اخیر پخش فیلم دادگاه های مفاسد اقتصادی، ما را در زمینه ظاهر افراد با کمی شک و تردید روبرو کرده است. کم نیستند کسانی که با تعجب می پرسند، چرا ظاهر متهمان اقتصادی شبیه همه کلاهبردارانی که تا به حال صداوسیما نشانمان می داده، نیست؟ چرا اینها بیشتر شبیه قهرمانان مثبت فیلم ها هستند؟ اینها بیش از آنکه نماد فساد و اخلال اقتصادی باشند، شبیه نمادهای کمک به دیگران و دین دارانی هستند که مسجد روزانه شان قطع نمی شود؟

این روزها جامعه سرشار است از «مرد هزار چهره» و «هزار پا». جامعه درگیر پروژه نفوذ شده و نفوذ اتفاقا از جانب کسانی اعمال می شود که سعی می کنند از هیچ نمادی برای اثبات اعتقادشان به نظام و انقلاب نگذرند

روشن است که این پرسش ها فقط از شکسته شدن کلیشه های ذهنی برمی آید. کلیشه هایی که به ما می گفت هر نماد ظاهری چه تفسیر شخصیتی دارد. حالا معلوم شده که مفسدان، همان هایی هستند که از نمادها به سود خود استفاده ابزاری می کرده اند. آنها خوب می دانسته اند که راه نفوذ چیست. بنابراین در تیپ و رفتار و گفتار شبیه شخصیت های مثبت فیلم ها رفتار کرده اما در عمل، دست هر کلاهبرداری را از پشت بسته اند.

نفوذ این چهره ها در سیستم اجرایی و در جامعه که نمادی از ریاکاری است، نشان می دهد که باید فکری به حال کلیشه های ذهنی مردم کرد. جاسوسان، کلاهبرداران و اهالی نفوذ، همان ها هستند که خود را شبیه چهره های موجه درآورده و سعی می کنند هر راهی که بشود به صداقت انها شک کرد را ببندند. چه بسا بسیاری از افراد تحت تاثیر کلام و ظاهر این مفسدان اقتصادی در دام شان گرفتار شده و به اینان اعتماد کرده اند. کاری که دیگر نباید تکرار شود.

باید برای مردم و مسئولان مشق کلیشه شکنی گذاشت. باید چارچوب های ذهنی شان را تغییر داد. دیگر همه آدم های خوب یک شکل نیستند و آدم بدهای داستان هم در واقعیت چهره های مختلفی دارند. باید قضاوت براساس ظاهر را کنار گذاشت. باید راه سوءاستفاده مفسدان را بست. باید سواد جامعه را به گونه ای بالا برد که دیگر کسی نتواند با یک ظاهر فریبنده، میلیاردها تومان به جیب بزند.

این روزها جامعه سرشار است از «مرد هزار چهره» و «هزار پا». جامعه درگیر پروژه نفوذ شده و نفوذ اتفاقا از جانب کسانی اعمال می شود که سعی می کنند از هیچ نمادی برای اثبات اعتقادشان به نظام و انقلاب نگذرند. مردم و مسئولان باید حواسشان را جمع کنند تا در دام این چهره های به ظاهر مثبت نیفتند.

مصطفی انتظاری هروی - تحلیلگر رسانه

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com)

filemanager/6/farhangi/photo_2019-05-25_17-41-28
4 خرداد 1398 - 17:44

می گویند تاریخ دوبار تکرار می شود، یکی در قالب تراژیک و دیگری کمیک؛ این حکایت این روزهای چهره های برخی افراد است که روزی نماد دین داری و صداقت شناخته می شدند و امروز اما افکارعمومی برداشت دیگری از ظاهر افراد دارد.

تیپ شناسی، یکی از قدیمی ترین روش ها و البته مرسوم ترین آنها برای شناخت افراد است. اینکه از ظاهر افراد بتوان به درکی درباره سلایق سیاسی، اعتقادی و یا مالی و اجتماعی رسید، یک سنت ناخودآگاه است که گاه در کسری از ثانیه، تکلیف یک فرد در قبال دیگری را روشن می کند.

بسیاری از نمادهای ظاهری از طریق رسانه ها به افراد منتقل می شود. مثلا اگر کسی در هوای گرم کت و شلوار بپوشد، خیلی زود می توان فهمید که به یک جلسه کاری مهم می رود و یا اگر کسی با کفش اسپورت، شلوار جین و تی شرت آستین کوتاه دیده شود، روشن است که احتمالا یا از تفریح باز می گردد یا به یک جمع دوستانه می رود و بعید است که مثلا در یک جلسه کاری خیلی رسمی بخواهد شرکت کند.

درباره محاسن، مدل مو، حجاب در بانوان و بسیاری دیگر از مسائل ظاهری هم قضاوت ها براساس همین کلیشه هاست. سالهاست که رسانه ملی می کوشد تا نشان دهد قهرمانان فیلم ها، آنها که نقش مثبت را ایفا می کنند، چهره هایی خاص با مدل مویی ساده و محاسنی موجه دارند. اما آنها که نقش منفی را بازی می کنند، نام هایی غیرمذهبی دارند، سبیل هایی از با مدل های خاص داشته و بدون محاسن و با لباس های غیررسمی در فیلم های حاضر می شوند.

درباره پوشش خانم ها هم وضعیت به همین شکل است. بانوان چادری نقش هایی کلیشه ای دارند و غیرچادری ها هم براساس ظاهر متفاوت خود، نقش های منفی را عمدتا بازی می کنند.

به این ترتیب رسانه ها در قالب های مختلف می کوشند تا به همه ما نشان دهند به راحتی می توانیم از روی ظاهر افراد درباره باطن آنها قضاوت کنیم. شاید برای همین است که در خرید و فروش ها و معاملات و ارتباطات روزمره، بارها حسب ظاهر افراد دست به تصمیم گیری های درست یا غلط زده ایم. به برخی اعتماد نکرده ایم چون ظاهرش نشان می داده شخصیتی منفی است و به کسی اعتماد کرده و حرفش را پذیرفته ایم، فقط چون ظاهر یک آدم حسابی را داشته است.

اما این قضاوت ها تا چه اندازه درست است؟ کلیشه های ذهنی ما همیشه توانسته کمک کند؟ آیا اگر جوانی با تیپی اسپرت در مقابل ما بنشیند، الزاما به آن معناست که نسبت به اعتقادات دینی بی توجه است و اگر همان جوان به ته ریش و پیراهنی افتاده بر روی شلوار در برابرمان ظاهر شود، فردی مثبت و دین دار است؟

در روزهای اخیر پخش فیلم دادگاه های مفاسد اقتصادی، ما را در زمینه ظاهر افراد با کمی شک و تردید روبرو کرده است. کم نیستند کسانی که با تعجب می پرسند، چرا ظاهر متهمان اقتصادی شبیه همه کلاهبردارانی که تا به حال صداوسیما نشانمان می داده، نیست؟ چرا اینها بیشتر شبیه قهرمانان مثبت فیلم ها هستند؟ اینها بیش از آنکه نماد فساد و اخلال اقتصادی باشند، شبیه نمادهای کمک به دیگران و دین دارانی هستند که مسجد روزانه شان قطع نمی شود؟

این روزها جامعه سرشار است از «مرد هزار چهره» و «هزار پا». جامعه درگیر پروژه نفوذ شده و نفوذ اتفاقا از جانب کسانی اعمال می شود که سعی می کنند از هیچ نمادی برای اثبات اعتقادشان به نظام و انقلاب نگذرند

روشن است که این پرسش ها فقط از شکسته شدن کلیشه های ذهنی برمی آید. کلیشه هایی که به ما می گفت هر نماد ظاهری چه تفسیر شخصیتی دارد. حالا معلوم شده که مفسدان، همان هایی هستند که از نمادها به سود خود استفاده ابزاری می کرده اند. آنها خوب می دانسته اند که راه نفوذ چیست. بنابراین در تیپ و رفتار و گفتار شبیه شخصیت های مثبت فیلم ها رفتار کرده اما در عمل، دست هر کلاهبرداری را از پشت بسته اند.

نفوذ این چهره ها در سیستم اجرایی و در جامعه که نمادی از ریاکاری است، نشان می دهد که باید فکری به حال کلیشه های ذهنی مردم کرد. جاسوسان، کلاهبرداران و اهالی نفوذ، همان ها هستند که خود را شبیه چهره های موجه درآورده و سعی می کنند هر راهی که بشود به صداقت انها شک کرد را ببندند. چه بسا بسیاری از افراد تحت تاثیر کلام و ظاهر این مفسدان اقتصادی در دام شان گرفتار شده و به اینان اعتماد کرده اند. کاری که دیگر نباید تکرار شود.

باید برای مردم و مسئولان مشق کلیشه شکنی گذاشت. باید چارچوب های ذهنی شان را تغییر داد. دیگر همه آدم های خوب یک شکل نیستند و آدم بدهای داستان هم در واقعیت چهره های مختلفی دارند. باید قضاوت براساس ظاهر را کنار گذاشت. باید راه سوءاستفاده مفسدان را بست. باید سواد جامعه را به گونه ای بالا برد که دیگر کسی نتواند با یک ظاهر فریبنده، میلیاردها تومان به جیب بزند.

این روزها جامعه سرشار است از «مرد هزار چهره» و «هزار پا». جامعه درگیر پروژه نفوذ شده و نفوذ اتفاقا از جانب کسانی اعمال می شود که سعی می کنند از هیچ نمادی برای اثبات اعتقادشان به نظام و انقلاب نگذرند. مردم و مسئولان باید حواسشان را جمع کنند تا در دام این چهره های به ظاهر مثبت نیفتند.

آدرس خبرفوری در پیام‌رسان گپgap.im/akhbarefori


17

نظرات 2
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.
ز. طلا 0 0 پاسخ 1398/3/5 -00:27

با یقین میشه گفت این افراد که راحت بیت المال و راحت الحلقوم میکنند دلشون قرص چرا که خورده دارن چون مید ونند باهاشون اگر هم برخورد بشه در حد نوازش با پر هست مثلا رضوی داماد شریعتمداری اون زمان که این مبلغ رو برده بعد از این همه سال اگر اون مقدار پول رو هر جا سرمایه گذاری کرده چندین برابر شود برده چرا باید مقدار رد مال انقدر کم باشه اصلا چرا اینها باید انقدر راحت به اموال مملکت دسترسی داشته باشند چرا ما نمی تونیم وام در حد چند میلیونی بگیریم باید دید چه کسایی به اینها سرویس میدن چرا شریعتمداری چشماشو رو این قضایا بسته بوده ایشون که خوب بقیه رو نقد میکردند چرا حالا سکوت کردن .می دونیم چرا چون همشون هم دستند.همشون سر شون توی یک آخوره..

مش سعید 1 0 پاسخ 1398/3/4 -19:28

برای پیدا کردن نفوذی های ضد انقلاب و کلاهبرداران شارلاتان بیشتر از اینکه در بین اصلاح طلبان دنبالشان باشیم باید دربین اصولگرایان به خصوص بخش تندرو آنها بگردیم

خبر فوری در شبکه های اجتماعی
khabarfoori in social networks