سکوت قلعه نویی شکست؛ هیچ کسی اندازه ما درد نکشید
قلعه نویی اولین اظهارنظر خود را بعد از حذف تیم ملی از جام جهانی در صفحه شخصی خود به اشتراک گذاشت.
«کاش قدرتی داشتم که بعد از گل شجاع، زمان را همانجا متوقف کنم؛ تا شادی آن لحظه برای همیشه روی صورت مردم ایران بماند. کاش میتوانستم چند سانتیمتر آفساید را پاک کنم، یا توپهایی که به تیر خوردند را به گل تبدیل کنم. کاش این جام جهانی، یک صعود به مردم ایران بدهکار نمیشد. باور کنید این تیم شایسته صعود بود، همانطور که دنیا ما را باور کرد.
آن لحظه که در اوج جنگ بچهها را به اردو دعوت کردم، با خودم گفتم شاید خیلیها بهخاطر تنها گذاشتن خانواده، خطرات جنگ، سختی و دشواریهای راه نیایند. اما همه آمدند، با عشق تمام به وطن؛ اکثراً نزدیک به 40 ساعت زمینی در راه بودند. اما هیچکس جا نزد. هیچکس نگفت نمیتوانم.
هر کدامشان با دلنگرانی عزیزانشان تمرین کردند. خیلیها شبها با صدای اخبار خوابیدند و صبح با نگرانی از حال خانوادههایشان از خواب بیدار شدند، اما وقتی پای کار میرسید، تنها چیزی که دیده میشد غیرت، تعهد و عشق به پیراهن ایران بود. آنها یاد گرفتند دردهای شخصیشان را پشت در زمین تمرین بگذارند و فقط برای مردم کشورشان بجنگند، همانطور که بیریا و بیتکلف پا به پای مردم، پرچم سه رنگ مقدس ایران را وسط میدان و خانه دشمن به اهتزاز در آوردند.
و حیف… حیف که شرایط هم با ما یار نبود. جنگ، تعطیلی لیگ، از بین رفتن بازیهای دوستانه، مشکلات ویزا و دردسرهای فراوانی که میزبان بیشتر از همه برای ما تدارک دیده بود، همه دست به دست هم داد تا در آغاز جام آن تیمی نباشیم که برای ساختنش ماهها تلاش کرده بودیم. اینها بهانه نیست؛ فقط دلم میخواست مردم ایران بدانند این تیم از چه مسیری به جام جهانی رسید.
هیچکس از بیرون، خستگی این راه را ندید. کسی اشکهایی را که بعد از تمرینها ریخته شد، ندید. کسی شبهایی را که بازیکنان با وجود خستگی باز هم برای بهتر شدن تلاش کردند، ندید...
نتیجه اما تنها چیزی است که روی تابلو میماند؛ درحالیکه پشت هر نتیجه ماهها رنج، امید، از خودگذشتگی و جنگیدن نهفته است. امروز نمیدانم بیشتر شرمنده مردم ایران باشم یا شرمنده بچههای تیم ملی. چه فرقی میکند؛ این بچهها هم فرزندان همین مردم هستند. آنها با تمام وجود جنگیدند و من باور دارم بیشتر از این حقشان بود.
سهم خودم از نتایج را هم میپذیرم. هیچ مربیای بیاشتباه نیست؛ من هم مستثنی نیستم و ادعایی در دانستن همه فوتبال ندارم. هر تصمیمی که گرفتم اول خدا رو در نظر گرفتم و بعد از روی باور به موفقیت این تیم بود. مثل همه تصمیمات، شاید بعضیها تصمیمها آنگونه که انتظار میرفت نتیجه نداد؛ مسئولیتاش اما با من است و همیشه خواهد بود.
اما اگر چیزی باشد که با اطمینان از آن دفاع کنم، تعهد این تیم است. تیمی که تا آخرین ثانیه ایستاد، جنگید، امیدش را از دست نداد، باخت نداد، با تمام کاستیها برای اعتبار فوتبال و نام ایران جنگید و برای لبخند مردم ایران از هیچ تلاشی دریغ نکرد. شاید فوتبال همیشه به اندازه زحمتی که میکشی پاداش ندهد؛ اما تاریخ، صداقت و غیرت را فراموش نخواهد کرد.
از مردمی که کنارمان بودند، تشویق کردند، دعا کردند، انتقاد کردند و دلشان برای این تیم تپید، فقط میتوانم تشکر کنم. میدانم از پایان ما در جام غمگین شدید، اما باور کنید هیچکس بیشتر از ما از این عدم صعود با تمام شایستگی، درد نکشیده است. ما هم همان لحظهای که سوت پایان به صدا درآمد، رؤیاهایمان را کنار زمین جا گذاشتیم.
تنها چیزی که میدانم، دوست داشتن همه ایرانیان است؛ در میان انتقادات، طعنهها و حتی توهینها و بیانصافیها. این علاقه نه با یک برد بیشتر میشود و نه با یک باخت کمتر. افتخار من همیشه این بوده که برای پرچم کشورم کار کنم و کنار بازیکنان شریفی باشم که با تمام وجود برای ایران جنگیدند.
اگر قرار باشد دوباره به روز اول برگردم، باز هم همین مسیر را انتخاب میکنم؛ با همین عشق، با همین مسئولیت و با همین باور که هیچ لباسی سنگینتر و مقدستر از لباس تیم ملی ایران نیست.
امیدوارم روزی برسد که فوتبال، سهم بیشتری از شادی را به مردم این سرزمین هدیه کند؛ مردمی که سالهاست ثابت کردهاند بیش از هر چیز، سزاوار لبخند، آرامش و لحظههایی هستند که هیچ سوت پایانی نتواند از آنها بگیرد. در پایان، تعظیم میکنم به مردمی که تا آخرین لحظه پشتمان بودند و با ما شاد شدند و همراه ما اشک ریختند...
فرزند کوچک ایران؛ امیر قلعهنویی»
![]()
![]()
مخصوصا با اون صد و هفتاد میلیارد پاداش که گرفتی
امیرخان واقعا کباب شدید