ائتلاف تازه عربستان و ایران؛ آیا اسرائیل هم جایی در این معادله دارد؟ | پیشنهادی جنجالی برای پایان بحران
پس از آنکه ایران در جریان جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا با حمله به برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دامنه درگیری را گسترش داد، بسیاری از ناظران تصور کردند روابط تهران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای سالها تیره خواهد ماند و دولتهای عربی بیش از گذشته به اسرائیل نزدیک خواهند شد.
به گزارش خبرفوری به نقل از فارین پالیسی، از نگاه آنان، این اقدام ایران استدلال اسرائیل را تقویت میکرد که کشورهای عرب خلیج فارس برای مقابله با «تهدید مشترک ایران» باید در کنار تلآویو قرار بگیرند.
اما برخلاف این پیشبینیها، روندی کاملا متفاوت در حال شکلگیری است. بسیاری از کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که سیاست منزوی کردن ایران نهتنها موفق نبوده، بلکه زمینهساز جنگی پرهزینه شده که هم محدودیتهای چتر امنیتی آمریکا و هم کاهش قابلیت اتکای آن را آشکار کرده است. در نتیجه، به جای ادامه سیاست حذف ایران، کشورهای عربی اکنون به دنبال ایجاد وابستگی اقتصادی متقابل با تهران و مشارکت دادن آن در یک ساختار امنیتی جدید با محوریت کشورهای منطقه هستند.
در همین راستا، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، اعلام کرده است که کشورهای منطقه در حال طراحی چارچوبی امنیتی مشترک با ایران هستند؛ چارچوبی که در آینده میتواند زمینه همکاریهای گسترده اقتصادی را نیز فراهم کند و ثبات را به منطقه بازگرداند.
در این میان، عربستان سعودی به موتور محرک این تغییر راهبردی تبدیل شده است. ریاض در حال برنامهریزی برای میزبانی نشست مشترک کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران با هدف مذاکره درباره پیمان عدم تجاوز، امنیت دریایی و اقدامات اعتمادساز است؛ ابتکاری که از توافقات هلسینکی اروپا در سال ۱۹۷۵ الهام گرفته و هدف آن برگزاری نشستهای منظم وزیران و رهبران منطقه برای مدیریت مسائل امنیتی است. چشمانداز نهایی نیز شکلگیری معماری امنیتی تازهای در خاورمیانه است که بیش از آنکه بر حضور نظامی آمریکا متکی باشد، بر همکاری میان کشورهای منطقه استوار باشد.
به باور نویسنده، این تحولات، ادعای دیرینه واشنگتن مبنی بر اینکه بدون حضور نظامی آمریکا خاورمیانه به هرجومرج کشیده میشود را تضعیف میکند. در مقابل، اکنون این دیدگاه تقویت شده که با کاهش نقش آمریکا، کشورهای منطقه مسئولیت بیشتری برای تأمین امنیت خود بر عهده خواهند گرفت. حتی از نگاه منتقدان، خود آمریکا در سالهای گذشته یکی از عوامل اصلی بیثباتی منطقه بوده است؛ چرا که آخرین جنگهای بدون تحریک قبلی علیه ایران توسط آمریکا و اسرائیل و همزمان با جریان مذاکرات دیپلماتیک آغاز شد.
اگر تفاهمنامه میان آمریکا و ایران در نهایت به توافقی جامع منجر شود که تحریمهای تهران را لغو و بازگشت ایران به ساختار منطقهای را تسهیل کند، روند جدید بیش از پیش تقویت خواهد شد. در چنین شرایطی، مهمترین توجیه حضور گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه، یعنی سیاست مهار ایران، عملا از میان خواهد رفت.
با این حال، نویسنده هشدار میدهد که نظم جدید نباید به اشتباهی معکوس دچار شود. نویسنده یادآوری میکند که اسرائیل پیش از توافقات اسلو نیز تا حد زیادی در عرصه بینالمللی منزوی بود، اما با امید به تشکیل کشور فلسطین توانست روابط خود را با دهها کشور از جمله چین و هند عادی کند؛ وعدهای که بعدها به گفته منتقدان هرگز بهطور کامل اجرا نشد.
او تأکید میکند که سیاستهای اسرائیل، از جمله ادامه اشغال سرزمینهای فلسطینی، کشتار گسترده فلسطینیان و توسعه شهرکسازی، باعث افزایش انزوای بینالمللی این کشور شده است. با این حال، صرف فشار و انزوا به تنهایی نمیتواند رفتار اسرائیل را تغییر دهد، مگر اینکه در کنار آن مسیر مشخصی برای بازگشت این کشور به جامعه منطقهای نیز وجود داشته باشد.
بر اساس این پیشنهاد، همزمان با اجرای قطعنامههای سازمان ملل و نظر مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری درباره غیرقانونی بودن ادامه اشغال سرزمینهای فلسطینی، باید روندی برای ایجاد یک ساختار امنیتی فراگیر در خاورمیانه آغاز شود؛ ساختاری که بر اصول امنیت جمعی، احترام به حاکمیت کشورها، عدم مداخله در امور داخلی دیگران و رد سیاستهای مبتنی بر مهار استوار باشد.