سخنگوی جبهه اصلاحات: خودمان لشکر حامیان دشمن را ساختیم

جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات گفت: اصلاح‌طلبان درون نظام هستند. اگر شما به نظام فکر نکنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که اصلاح‌طلبان نقشی ایفا کنند، اما کجا برای اصلاح‌طلبان فرصت ایجاد کرده‌اید که بتوانند مردم را نمایندگی کنند؟! باید به اصلاح‌طلبان فرصت داده می‌شد تا بتوانند صدای مردم باشند. امروز اصلاح‌طلبان فقط باید به جناح مردم بروند؛ چون نمی‌توانیم وضع موجود را تأیید کنیم. این وضع هیچ نسبتی با آنچه که ما در مورد جمهوری اسلامی فکر می‌کردیم، ندارد.

سخنگوی جبهه اصلاحات: خودمان لشکر حامیان دشمن را ساختیم

سخنگوی جبهه اصلاحات با تأکید بر اینکه نمی‌توان از اعتراضاتی که شاهد بودیم صرف نظر کرد ، گفت:  ما باید به مردم برگردیم و  به مطالبات مردم پاسخ درست بدهیم. پذیرفته نیست که علی رغم اینکه  در قانون اساسی، یک اصل  برای خروج از بحران‌ها داشته باشیم و مطابق آن  بتوانیم مشکلات را به رفراندوم و  آراء عمومی واگذار کنیم، ولی امروز از طرف مردم تصمیم بگیریم و اجازه ندهیم این اصل  قانون اجرا شود. ​

مشروح گفت‌وگو با جواد امام را در ادامه می‌خوانید:

فارغ از ریشه‌ها و زمینه‌های موجود اعتراضی که بین مردم هست، ارزیابی شما از ماهیت ناآرامی‌ها و اعتراضاتی که با خشونت و خساراتی در کشور همراه بوده، چیست؟

من فکر می‌کنم  نمی‌توان از اعتراضاتی که شاهد بودیم  و  گستردگی ای که داشت، صرف نظر کرد، بلکه باید ریشه‌یابی شود که ریشه‌های این اعتراضات کجاست. ما در این سال ها در مقاطع مختلف شاهد اعتراضاتی بودیم، اما  به جهت اینکه اساسا حاضر نشدیم به هیچ‌کدام آنها بپردازیم، صدای مردم را بشنویم و  مشکلاتشان را مرتفع کنیم، به این مشکلات افزوده شده و امروز این اعتراضات در شرایط خاصی که می بینیم، به تصویر کشیده شده است.

متأسفانه اخیرا هم شاهد اعتراضاتی بودیم که جنس اولیه آن شاید اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشت بود، ولی مسلما محدود به این هم نیست؛ چرا که از نظر حکمرانی در تنگنا هستیم و وضعیت مناسبی را شاهد نیستیم. مقاطعی با اعتراضات برخورد شده و امروز بهانه‌ای در اختیار دشمنان بیرونی و درونی ما قرار گرفته است. یعنی امروز نباید اعتراضات را صرفا به دشمن خارجی منتسب کنیم.

ما باید ببینیم که اساسا چرا این اعتراضات به وجود آمده و چه اتفاقی افتاده که انقلاب ما و جمهوری که می‌توانست مبتنی بر آراء و پشتیبانی مردم باشد و مردمی که این گونه از تمام وجود و فرزندانشان برای تثبیت این انقلاب و نظام تلاش کردند، امروز اینگونه شده و اوضاع اولیه به عکس خودش تبدیل شود. ما امروز شاهد هستیم که بعد از 47 سال دستکم نزد تعدادی از مردم، شعار «مرگ بر شاه» تبدیل به «جاوید شاه» شده؛ آیا این گروه از مردم واقعا به دنبال شاه هستند؟! به اعتقاد من نه؛ این یک بهانه است. امروز هم که می‌خواهیم از مردم و اعتراضات صحبت کنیم، به دشمن بر می‌گردیم؛ نه، اینها دشمن نیستند.

ما حتی حقی که خداوند برای انسان به ما هو انسان قرار داده، یعنی «حق تعیین سرنوشت»، را تا حدّ زیادی از مردم سلب کردیم. ما باید این حق را به مردم برگردانیم تا مردم بتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند. اینکه از طرف مردم تصمیم گرفته می‌شود و به مردم تحمیل می‌شود و هزینه‌هایش را هم مردم پرداخت می‌کنند،  نه مطابق با جمهوری است، نه مطابق با اسلام است و نه با حکم خدا تطبیق دارد. مردم به بهانه این تنگناها، محدودیت‌ها و سلب حقوقی که از آنها صورت گرفته  شعار می‌دهد، و الّا مردم خواستار این(سلطنت) نیستند.

طبیعی است که مردم یک حکومت شاهنشاهی را به یک جمهوری دموکراتیک ترجیح ندهند. ما باید ببینیم چه اتفاقی در کشور افتاده که موجب این همه فاصله و اعتراض شده است؟ ما می‌گوییم، اعتراض را به رسمیت می‌شناسیم. اگر اعتراض را به رسمیت می‌شناسیم، باید به خواسته معترض هم بپردازیم، خواسته او را بپذیریم و برای آن پاسخ داشته باشیم. و الّا نمی‌شود بگوییم اعتراض را به رسمیت می‌شناسیم و هر دفعه که در کشور اعتراضاتی را شاهد بودیم، در ادامه،  مواجه با برخورد بودیم و به خشونت کشیده شدن اعتراضات بودیم.

علت این است که ما اساسا به قانون اساسی اعتقادی نداریم و قانون اساسی اجرا نمی‌شود. قانون اساسی ما به صراحت اصل 27 را مورد تأکید قرار داده؛ آیا ما اجازه داده‌ایم همین قانون اساسی که خیلی‌ها به آن نقد و اشکال هم دارند، اجرا شود؟! به احزاب اجازه داده‌ایم؟!  احزاب در مقاطع مختلف رسما برای نقدها، اعتراضات و مطالباتی که داشتند، رسما درخواست دادند، اما  هیچ وقعی به آن نهاده نشد این یک واقعیت است؛ اگر اعتراض به رسمیت شناخته می‌شد، ما شاهد زندانی شدن معترضان نبودیم.

اگر اعتراض را به رسمیت می‌شناختیم، نباید در کشور شاهد این باشیم که افرادی در حصر باشند. اگر ما اعتراض را به رسمیت می‌شناختیم، امروز باید یک رسانه آزاد داشته باشیم. ما امروز رسانه آزادی نداریم که مردم، احزاب، نخبگان، منتقدان، معترضان و حتی مخالفان بتوانند مطالبشان را بیان کنند.

جواد امام

به نظر می‌رسد هر وقت اعتراضی شکل می‌گیرد، مجلس هم به فکر می‌افتد که در راستای اصل 27 قانون اساسی مصوبه‌ای داشته باشد و در همین اعتراضات هم مصوبه‌ای در همین خصوص داشت. آیا این مصوبات را اقدام عملی در راستای اجرای اصل 27 می‌دانید؟

این واقعا بیشتر یک شوخی است. یعنی نمی‌توان برای اصل 27 یک مقررات محدود کننده وضع کنیم. اصل 27 نگفته که باید مجوزی صادر و یا قانونی وضع شود. ولی امروز بعد از 47 سال و این همه ایجاد فاصله و این همه اعتراض در مقاطع مختلف، حتی در این مقطع خاص هم باز این اتفاق نیفتاده است. ما سال‌های اخیر خود ما به عنوان یک حزب قانونی، رسمی و شناسنامه‌دار درخواست کردیم و توجه نشده است.

در همین هفته گذشته، چهارشنبه دو روز قبل از این ماجراهای هجدهم دی، ما در وزارت کشور هم به رسمیت این موضوع پرداختیم و اعتراض کردیم و آنجا هم گفتند ما در تدارک چنین برنامه‌ای هستیم؛ اساسا این اتفاقی که ما شاهد هستیم، نمی‌شود. ما حتی در مقاطع مختلف به خاطر تهدیدات خارجی تقاضا کردیم که در مقابل تهدیدات خارجی این همه نیروهای داخل در واقع نیروهایی هستند که غیر از حکومت باید کنش سیاسی داشته باشند، تجمع کنند. ولی این امکان و اجازه داده نشد و نهادهای رسمی  دنبال این هستند که دیکته، هدایت و مدیریت کنند که ما حرف آنها را تکرار کنیم!

اگر قرار بود ما قرائت رسمی را تکرار کنیم، پس جایگاه کنشگری احزاب کجاست؟! فعالیت سیاسی کجاست؟! کجا احزاب ما می‌‎توانند مردم را نمایندگی کنند؟ به همین دلیل، احزاب نمی‌توانند مردم را نمایندگی کنند؛ و کسی هم که تا امروز نگذاشته، نهادهای رسمی هستند و آنها هستند که باید پاسخگوی این خلاء  باشد. اگر اعتراضات را به رسمیت می‌شناسند، باید پاسخگو باشند؛ صرف اینکه فقط ما در چنین مواقعی شعاری بدهیم، پاسخ اعتراض نیست.

جلساتی که رؤسای قوا با اصناف داشتند را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا در راستای به رسمیت شناختن حق اعتراض و شنیدن صدای مردم بود؟

صدای مردم کجا شنیده می‌شود؟ وقتی به مطالبات مردم پاسخ داده شود. من از شما به عنوان یک رسانه سؤالم این است که آن جلسات منتج به نتیجه‌ای شد؟

چون استارت اولیه اعتراضات از بازار بود، رؤسای قوا با فعالان اصناف و بازار جلساتی داشتند...

حکومت ما یاد گرفته برای همه اقشار و آحاد مردم تصمیم بگیرد و ابلاغ کند. اگر بازار برای آنها مهم بود، اقشار و اصناف و سایر گروه‌ها برای آنها اهمیت داشتند، قبل از هر اقدامی قاعده‌اش این بود که با نخبگان آن جمع مشورت می‌کردند. الآن 20 سال است که تقریبا تمام سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را تعطیل کرده‌ایم؛ بنا بر قانون تثبیت قیمت‌ها که در مجلس هفتم به عنوان عیدی به مردم داده شد،  قانون حذف یارانه‌ها و هدفمند شدن یارانه‌ها را حذف کردیم. اتفاقی که امروز افتاده-و وضعیت فاصله‌ای که در تولید و مصرف هست، و این ناکارآمدی، فلاکت و نابسامانی که اسم آن را «ناترازی» گذاشته‌ایم- استارتش از مجلس هفتم خورده شده است.

اینکه ما به یکباره می‌خواهیم حرکتی به عنوان «آزادسازی قیمت‌ها»، «از بین بردن رانت» و «مبارزه با فساد» را انجام بدهیم، قطعا نیاز به یک برنامه، زیرساخت و همراهی همه آحاد مردم و جریانات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد و شما نمی‌توانید صرفا با یک رویکرد امنیتی و دستوری همه را یک شبه برطرف کنید. ابتدا باید بستر این در جامعه فراهم می‌شد، نه اینکه ابتدا شما تصمیم بگیرید و در شرایط اوج تحریم، تورم و وضعیت معیشت اقتصادی، درآمد مردم را در نظر نگیرید و صرفا به دنبال آزادسازی قیمت‌ها باشید؛ ما موافق آزادسازی قیمت‌ها هستیم، ولی این کار سازوکار خود را دارد. نمی‌شود شما یک شبه بخواهید یک مشکل 20 ساله را جبران کنید؛ وضعیت جامعه ما باید اجازه می‌داد.

 اعتراضات بازاریان و اصناف به کجا رسید؟! خروجی آن چه بود؟! ما باید این وضعیت را در نظر بگیریم. صرف اینکه یک جلسه با مثلا 10 بازاری یا اتحادیه‌های اصناف گذاشتیم، مشکل حل شد؟! یعنی مشکل مردم این بوده که 10 تا نماینده آنها رئیس جمهور را ببینند؟! نه.

آقای پزشکیان یک جمله کلیدی داشت که در خصوص قانون حجاب هم به آن عمل کرد. این بود که این دولت بدون اقناع عمومی هیچ اقدامی انجام نمی‌دهد. ولی به نظر می‌آید در برداشتن ارز ترجیحی این اقناع عمومی صورت نگرفت. نظر شما در این خصوص چیست؟

 اقناع عمومی که اتفاق نیفتاد هیچ، آقای پزشکیان به صراحت گفت،   روزانه  20 میلیون لیتر بنزین قاچاق می‌شود. قاچاقچیان چه کسانی بودند؟ به نظر من از مبادی رسمی دارد صورت می‌گیرد. دولتی که نتواند قاچاقچی را معرفی و با او برخورد کند، هزینه‌اش را باید از جیب مردم پرداخت کند؟!

جواد امام

الآن 43 درصد از پول نفت ما در اختیار تراستی‌ها است. قاچاقی که شما اشاره کردید، در مقایسه با این موضوع خیلی ناچیز به نظر می‌رسد. این طور نیست؟

 مشکلات نفت در این است که اساسا وزارت نفت ما فروشنده نفت نیست. الآن بیش از 50 شخص حقیقی و حقوقی فروشنده نفت هستند. چرا چنین شرایطی به وجود می‌آید؟ اساسا چرا باید تراستی وجود داشته باشد؟ چرا ما نمی‌توانیم از مبادی رسمی نفت بفروشیم؟! چرا نفتمان را داریم زیر قیمت و آن هم فقط به یک کشور می‌فروشیم و به جای اینکه رقابت در فروش باشد، یک خریدار داریم و رقابت درون خودمان دارد شکل می‌گیرد که هرکسی مثلا پنج درصد ارزان‌تر از دیگری نفت را ارائه کند؟! بعضا 40 تا 50 درصد هم نفتمان را ارزان‌تر می‌فروشیم، پولش را نمی‌توانیم برگردانیم، پولش باید به دست تراستی‌ها بیفتد و به بانک‌های بیرونی، مؤسسات مالی و اعتباری یا صراف‌ها منتقل شود و نهایتا هم با این وضعیت مواجه هستیم.

در واقع این اشکالات اساسی و سیاست‌های غلطی هست که در این سال‌ها روز به روز محدودتر شدیم و امروز منابع کشور محدود شده و اسم وضعیت داخلی کشور را باید «فلاکت» بگذاریم. این وضعیت اقتصادی و معیشتی که برای مردم ایجاد کرده‌ایم، انتظار داریم که مردم ناراضی نشوند؟! و انتظار داریم کسی که می‌گوییم دشمن است از این فرصت استفاده نکند؟ خودمان این فرصت‌ها را برای دشمنان ساخته‌ایم. تا زمانی که ما نسبت به این سیاست‌ها و رویکردها تجدیدنظر نکنیم، قطعا بیش از امروز هم باید شاهد خسارت باشیم، هم شاهد افزایش دشمنی‌ها باشیم و هم اعتراضات مردم به این سادگی برطرف نخواهد شد.

ما باید به مردم برگردیم و  به مطالبات مردم پاسخ درست بدهیم. پذیرفته نیست که علی رغم اینکه  در قانون اساسی، یک اصل  برای خروج از بحران‌ها داشته باشیم و مطابق آن  بتوانیم مشکلات را به رفراندوم و  آراء عمومی واگذار کنیم، ولی امروز از طرف مردم تصمیم بگیریم و اجازه ندهیم این اصل  قانون اجرا شود. مگر ما قانون اساسی را برای چه چیزی می‌خواهیم؟ اگر جمهوری هستیم، مبتنی بر آن قانون اساسی قرار است با ارزش‌های اسلامی این کشور را اداره کنیم؛ اینها مطابق با ارزش‌های اسلامی نیست، اینها اسمش جمهوری هم نیست. 98 درصد مردم به قانون اساسی جمهوری اسلامی رأی دادند، اما  آنچه امروز اجرا می‌شود، آن نیست. ما باید به آن برگردیم؛ البته امروز هم خیلی دیر شده است.

آقای خاتمی اخیرا اعلام کرده که «راهکار جمهوریتی است که با اسلام سازگار باشد». این راهکار با چیزی که شما مطرح می‌کنید، همخوانی دارد؟

من فکر می‌کنم بیانیه‌ای که آقای خاتمی در این نوبت دادند  ، قبلا در بیانیه 15 ماده‌ای راهکارهای آن را ارائه کرده بود؛ همان طور که جبهه اصلاحات بیانیه‌ای نوشت و 11 مورد راهکارهایی را ارائه داد. یعنی این طور نیست که راهکار ارائه نداده باشند.

جمهوریتی که آقای خاتمی از آن یاد کردند، با وضع موجود تفاوت دارد. آقای خاتمی قبلا هم اعلام کردند که این نه با اسلام سازگار است و نه با جمهوری. اینها قبلا هم گفته شده، ولی متأسفانه منعکس نشد. همین صداوسیمایی که در این شرایط بیانیه آقای خاتمی را قرائت کرد، خوب بود که آن 15 ماده‌ای را هم به همراهش گوشزد می‌کرد. پس راهکار وجود دارد.

اگر قرار است با یک رویکرد امنیتی کشور را اداره کنیم، با خودی و غیرخودی، با یک نگاه گزینشی از نوع نظارت استصوابی که نه فقط در شورای نگهبان، بلکه در تمام اجزاء حکومت و همه ساختارها، سیستم و دولت مشهود است، بخواهیم جلو ببریم،  کشور به درستی اداره نخواهد شد. بر اساس اصل 26 قانون اساسی مردم آزاد هستند که آزادانه شغل انتخاب کنند و آنجا هیچ محدودیتی قائل نشده، ولی اساسا امروز در کشور ما افراد  نه فقط پست   مدیریتی و مشاغل حساس، بلکه حتی شغل عادی نمی‌توانند انتخاب کنند؛ افراد نمی‌توانند در یک حوزه تخصصی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی عضویت داشته باشند. افراد نمی‌توانند در کانون وکلا حتی وکیل یا کارشناس رسمی بشوند. رئیس اتحادیه صنفی هم باید از طریق مراجع استعلام گرفته شود. پس نگاه امنیتی در کشور غلبه دارد.

اینکه وجود نهادهای امنیتی یک اصل و ضرورت هست، درست است؛ ولی فقط این نیست. قبلا نظر من این بود که چون خیلی نهادهای موازی امنیتی ایجاد شده، با هم ادغام شوند و یک نهاد پاسخگو داشته باشیم. ولی امروز که گفته می شود  این خشونت‌ها و تخریب‌ها را عوامل موساد، منافقین، پهلوی و... سازماندهی کرده‌اند، باید پرسید که  آیا  این حجم از عوامل نباید شناسایی می‌شدند؟! نباید هشداری داده می‌شد؟! ما از ترور شخصیت‌های خارجی تا شخصیت‌های سیاسی، دانشمندان هسته‌ای و فرماندهان نیروهای مسلح و نیز بمب‌گذاری و خرابکاری داشتیم، هر آنچه که شما بگویید، ما در این کشور داشته ایم. در این زمینه، نهادهای مربوطه باید پاسخگو باشند.

الآن نیروهای نظامی و انتظامی ما آسیب دیده اند و این همه مردم نیز آسیب دیدند. چه کسی پاسخگو است؟ مسئولیت نیروهای امنیتی ما کجاست؟ آقای پزشکیان امروز اتفاقا سر این موضوع هم مسئول است. چون آقای پزشکیان رئیس شورای عالی امنیت ملی است و مستقیما باید پاسخگوی وظایف، مأموریت‌ها و این عملکرد باشد.

اشکال ما این است که دولت باید مقتدر باشد، با وظایف خودش آشنا و در قبالش پاسخگو باشد؛ و امروز از دولت می‌خواهیم آنچه که در قانون هست و برای رئیس جمهور وضع شده به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و مجری و ناظر قانون اساسی، اگر در جایی هم اشکالی می‌بیند که قانون اساسی دیده نمی‌شود، باید تذکر دهد؛ نه اینکه خودش هم بگوید من نسبت به نیروهای مسلح، سیاست خارجی و امنیت هیچ اختیاری ندارم و دخالتی هم نمی‌کنم.

چرا بعد از جنگ 12 روزه سرود «ای ایران» خواندیم؟ مگر ایران فقط یک نام است؟! اقشار مختلف مردم، مذاهب و قومیت‌ها سرمایه این کشور هستند. مگر «ایران» بدون «ایرانی» معنا دارد؟! ما باید به مردم برگردیم وبه محتوای شعار «ایران» و «ایران برای همه ایرانیان» برگردیم؛ اگر برگشتیم، می‌توانیم ادامه بدهیم، و الّا اگر تجدیدنظر نکنیم، هیچ امیدی به آینده نمی‌توانیم داشته باشیم.

جواد امام

تأکید داشتید که از جنگ 12 روزه و آن اتحاد مقدسی که در جنگ 12 روزه شکل گرفت، درس لازم را نگرفتیم. این اعتراضاتی که شکل گرفت، چه نسبتی با جنگ 12 روزه داشت؟

مگر همه ما در جنگ 12 روزه اقرار به این نداشتیم که مردم چشم طمع دشمن را کور کردند؟ این اعتراضات که فقط بعد از جنگ 12 روزه ایجاد نشده، همه تأکید بر بازگشت به مردم و اتحاد بین حاکمیت، دولت و مردم داشتند؛ اما این اتفاق نیفتاد. در واقع مردم ما به آنچه که دشمنان روی آن حساب باز کرده بودند، بدون به ازاءی واقعی  پاسخ منفی دادند.

اگر ما تأکید بر آشتی ملی داشتیم و قصد استفاده از سرمایه‌هایی را داشتیم که دل در گرو این ایران داشتند و در آن بزنگاه پای ایران ایستادند، باید در سیاست های تجدیدنظر داشته باشیم و از آن سرمایه‌ها استفاده کنیم. قرار بود با آن زندانی که زیر بمباران رژیم صهیونیستی پای ایران ایستاد و پشت ایران در آمد، متناسب با آن رفتار او عمل کنیم، ولی ما بدتر کردیم، به او جواب ندادیم و عمل او را فراموش کردیم؛ و حتی بعضی ها به جای اینکه بگویند مردم پای ایران ایستادند، گفتند مردم پای تصمیمات ما آمدند. این واکنش،  [نارضایتی‌ها را] تشدید کرد.

مگر آشتی ملی برای امروز است که گفته شود؟ بعد از جنگ 12 روزه همه احساس کردند  حکومت این پیام را گرفته، ولی متأسفانه به عکسش تبدیل شد و امروز تشدید شده است. باید پاسخ داده شود که نقش نیروهای حاکمیت در به وجود آمدن و تشدید این اعتراضات کجا است؟ این اعتراضات یک واقعیت است و من اعتقاد به دشمن خارجی دارم، ولی احساسم این است که این فرصت‌ها را ما برای دشمن فراهم کردیم. ما هر دفعه با اعتراضات مواجه شدیم، گفتیم اینها سلطنت‌طلب، منافق یا اسرائیلی هستند؛ ما این لشکرها را برای آنها ساختیم. ما باید از همان جا به اشکالات خودمان پی ببریم و اصلاح کنیم.

 باید به ریشه اعتراضات، انتقادها و مخالفت‌ها برگردیم و برای اینها پاسخ داشته باشیم. اگر به گذشته برنگردیم و  از آن جایی که منحرف شدیم و از مردم و قانون عبور کردیم، نمی‌توانیم به ادامه وضع موجود امید داشته باشیم.

در این شرایطی که همه از ضرورت وحدت حرف می‌زنند، نقش اصلاح‌طلبان در تحقق این وحدت چیست؟

اصلاح‌طلبان درون نظام هستند. اگر شما به نظام فکر نکنید، نمی‌توانید انتظار داشته باشید که اصلاح‌طلبان نقشی ایفا کنند؛  اما  کجا برای اصلاح‌طلبان فرصت ایجاد کرده‌اید که بتوانند مردم را نمایندگی کنند؟! باید به اصلاح‌طلبان فرصت داده می‌شد تا بتوانند صدای مردم باشند.  امروز اصلاح‌طلبان فقط باید به جناح مردم بروند؛ چون  نمی‌توانیم  وضع موجود را تأیید کنیم.   این وضع هیچ نسبتی  با آنچه که ما در مورد جمهوری اسلامی فکر می‌کردیم، ندارد.

به نظر شما کنشگران سیاسی و اجتماعی چطور باید اقدام کنند که هم پیگیر مطالبه مردم باشند و هم برچسب‌هایی نظیر تشدید شکاف‌ها به آنها زده نشود؟

به نظرم باید این مطالبه را از حاکمیت داشت. مسئولین سیاسی و امنیتی کشور باید برای گروه‌های درون کشور جایگاه قائل باشند و از ظرفیت، فکر و پیشنهادهای آنها استفاده کنند. متأسفانه هنوز رویکردهای امنیتی باعث شده که برای افراد و گروه‌ها دارند تصمیم می‌گیرند و حتی رسما با احزاب و اشخاص تماس می‌گیرند و حتی در این شرایط اجازه نقد به آنها داده نمی‌شود و حتی اجازه محکوم کردن دشمن خارجی و تخریب‌ها،  توأم با محدودیت است.

بخشی از این اتفاقات و اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد را ما ناشی از عملکرد همین مسئولین و همین سیاست‌ها و رویکردها می‌دانیم.  اگر کشور برای آنها مهم است، امروز باید از این ظرفیت‌ها استفاده کنند. همه گروه‌هایی که در داخل کشور هستند و دل در گرو ایران، ایرانی و آینده کشور دارند، آماده هستند که برای خروج از بحران فکر کنند و راهکارهایی ارائه بدهند. ولی متأسفانه امروز این راهکارها هم تبدیل به یک کیفرخواست می‌شود؛ همان طوری که آن 11 ماده‌ای جبهه اصلاحات شد. اگر این گونه باشد، از هیچ جریانی در داخل کشور کاری ساخته نیست.

منبع: جماران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید