پژوهشگر ایرانی تبار در مرکز سیاست بین المللی پاسخ داد
بلوف یا جنگ؛ آیا آمریکا واقعاً گزینه نظامی مؤثری علیه ایران دارد؟
پژوهشگر ایرانی تبار در مرکز سیاست بین المللی میگوید آنچه امروز بیش از بمب و موشک تعیینکننده است، بازیِ «غیرقابلپیشبینی» ترامپ و تلاشی برای کسب یک پیروزی سیاسی قابلفروش در آستانه انتخابات است، نه ورود به جنگی که میتواند منطقه را شعلهور کند.
سینا طوسی عضو ارشد مرکز سیاست بینالمللی CIPolicy و پژوهشگر حوزه ایران، سیاست خارجی آمریکا و غرب آسیا در توییتر خود یادداشتی درباره حمله احتمالی آمریکا به ایران نوشته است. او می گوید حمله هوایی ترامپ را به اهدافش نمی رساند و پیچیدگیهایی دارد؛ برای او تصویر یک معامله گر پیروز اهمیت دارد و این تصویر بستگی به تصمیم نهایی چهره های تاثیرگذار جمهوری اسلامی دارد.
طوسی در پست توییتری خود در واکنش به اظهارنظر اخیر ترامپ که گفته «تجهیزات نظامی عظیمی را به سمت ایران روانه کرده و از نزدیک تحولات را رصد میکند» نوشت: همه کسانی که در واشنگتن با آنها صحبت کردهام ــ از جمله افرادی که تجربه مستقیم در پنتاگون و برنامهریزی جنگ با ایران دارند ــ روی یک نکته اتفاق نظر دارند: در حال حاضر هیچ گزینه مؤثر نظامی از سوی آمریکا علیه ایران وجود ندارد.
چرا گزینه حمله نظامی آمریکا زیر سوال است؟
او نوشته: با این حال، ترامپ عمداً غیرقابلپیشبینی عمل میکند؛ چیزی شبیه «دکترین مرد دیوانه» اما در ابعادی اغراقشده. گفته میشود او به دنبال اقدامی «قاطع» است.مشکل اینجاست که حملات هوایی قادر به ارائه چنین نتیجهای نیستند.
به عقیده طوسی، بخش عمده زیرساختهای هستهای که امکان بمباران داشتند، قبلاً هدف قرار گرفتهاند و توانمندیهای باقیمانده، از جمله ذخایر اورانیوم با غنای بالا، در عمق بسیار زیادی دفن شدهاند. او می گوید: نیروهای موشکی ایران نیز بهطور گسترده در سراسر کشور پراکنده و در پناهگاههای زیرزمینی مستقرند.
به گفته این پژوهشگر ایرانی تبار آمریکایی، یک کارزار بمباران گسترده، ایران را به واکنش شدید وامیدارد؛ واکنشی که خطر تشدید درگیری در سطح منطقه، تلفات جدی نیروهای آمریکایی و اختلال بزرگ در بازارهای انرژی را به همراه دارد.
از نظر سینا طوسی، همه اینها میتواند در سال انتخابات، هزینههای سیاسی واقعی برای ترامپ ایجاد کند.
او می گوید: این تصور که حملات گسترده آمریکا بتواند اعتراضات پایدار را در داخل ایران دوباره شعلهور کند نیز یک قمار است. جامعه ایران شکافدار است و از نظر تاریخی نسبت به مداخله خارجی خصومت دارد. بهویژه پس از آنکه اعتراضات بهشدت سرکوب شدهاند، بمباران ممکن است به جای تضعیف حکومت، به انسجام بیشتر آن منجر شود.
سناریوی احتمالی چیست؟
سینا طوسی در ادامه یادداشت خود می گوید: تنها سناریویی که تا حدی قابل تطبیق است، الگوی عراق در سال ۱۹۹۱ است: بمباران گسترده برای تضعیف دولت و سپس محاصره اقتصادی طولانیمدت برای وادار کردن آن به فروپاشی. اما آمریکا عملاً همین حالا هم در همین مسیر قرار دارد.
او ادامه می دهد: تناقض ماجرا اینجاست که وقوع جنگ در این مقطع، به تهران فرصت میدهد تا به نیروها و متحدان آمریکا حمله کند و همانند جنگ ژوئن، با پرچم «دفاع ملی» مشروعیت داخلی خود را تقویت کند.
از سوی دیگر این پژوهشگر ارشد حوزه ایران معتقد است کارنامه واقعی ترامپ هم اهمیت دارد. او از درگیر شدن در جنگهای بزرگ پرهیز کرده است. ترجیحش حملات محدود و حسابشدهای است که طوری طراحی میشوند تا به تشدید تنش نینجامند. سپس آنها را بهعنوان پیروزیهای تاریخی با دستاوردهایی غیرقابلراستیآزمایی معرفی میکند و سریع عقب مینشیند.
این الگو در ماجرای ترور قاسم سلیمانی دیده میشود. در حملات به تأسیسات هستهای ایران دیده میشود. در ونزوئلا هم همینطور.
طوسی تصریح کرده که در نهایت، این الگو با سبک کلی بلوفزنی او همخوانی دارد. ترامپ اغلب از «پیشنهاد اولیه» خود عقبنشینی میکند و به پیروزیهای ناقص رضایت میدهد؛ پیروزیهایی که با این حال آنها را بهعنوان دستاوردهای حداکثری میفروشد.
ونزوئلا نمونه روشن این رفتار است. گرینلند هم بهطور فزایندهای نمونهای دیگر به نظر میرسد.
به عقیده طوسی، در مورد ایران نیز، تجمع ناوهای جنگی میتواند به همان اندازه که مقدمه جنگ باشد، اهرمی برای معامله تلقی شود؛ رویکردی که بارها شیوه عمل او بوده است.
این پژوهشگر حوزه ایران در واشنگتن معقتد است در نهایت، همهچیز تا حد زیادی به مدار تصمیمگیری در ایران فراتر از رهبری بستگی دارد؛ لاریجانی، پزشکیان، قالیباف، اژهای و اینکه آیا به پیشنهادی مشترک میرسند که ترامپ بتواند آن را بهعنوان یک «دستاورد تاریخی» عرضه کند یا نه.
او در پایان می گوید: برای ترامپ، به گمان من مهمترین مسئله «تصویر سیاسی» است، نه جزئیات فنی؛ نه سطح غنیسازی و نه برد موشکها. موضوع این است که بتواند ادعا کند ۴۷ سال خصومت آمریکا و ایران را پایان داده، ایران را به روی تجارت آمریکایی گشوده و تصویر «معاملهگر نهایی» را برای خود تثبیت کرده است.