نخستین زن سیاهپوست آمریکایی که مدرک دکتری فیزیک گرفت
«ویلی هابز مور» اولین زن سیاهپوست دارای مدرک دکتری فیزیک بود و توانست راه را برای گروههایی هموار کند که صدای آنها کمتر به گوش میرسید و در حاشیه قرار داشتند.
در زمانی از تاریخ آمریکا که حتی از باهوشترین زنان سیاهپوست انتظار میرفت که حداکثر آموزگار یا پرستار شوند، «ویلی هابز مور»(Willie Hobbs Moore) با شکستن مرز انتظارات اجتماعی، به یک فیزیکدان و مهندس برجسته تبدیل شد.
به نقل از فیزیکس تودی، مور اولین زن سیاهپوست بود که در سال ۱۹۷۲ در آمریکا مدرک دکتری فیزیک گرفت. همچنین، او به خاطر حمایت بیدریغش از جذب تعداد بیشتری از سیاهپوستان به علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات مشهور است. دستاوردهای او نسلهای زیادی از دانشجویان سیاهپوست و به ویژه زنان را به این باور رسانده است که میتوانند حوزههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات را دنبال کنند.
آغاز زندگی
ویلی در ۲۳ مه ۱۹۳۴ در شهر آتلانتیک سیتی ایالت نیوجرسی به دنیا آمد. پدرش «ویلیام»(William)، لولهکش و تاجر کوچکی بود و مادرش «بسی»(Bessie) به خانهداری و کارگری در یک هتل محلی میپرداخت. ویلی دو خواهر کوچکتر به نامهای «آلیس»(Alice) و «تلما»(Thelma) داشت.
ویلی در دبیرستان، دانشآموزی با نمرات عالی بود که به ویژه در ریاضیات و علوم استعداد داشت. بنابراین، جای تعجب نبود که مشاور تحصیلیاش به او پیشنهاد داد تحصیلاتش را در رشته مهندسی ادامه دهد. اگرچه هیچکس در خانواده بزرگ ویلی هرگز مدرک دانشگاهی دریافت نکرده بود، اما او «دانشگاه میشیگان»(UMich) را انتخاب کرد. ویلی بعدها موفقیتهای بسیارش را مدیون خانواده صمیمی و حامی خود دانست و اظهار داشت او و دو خواهرش با این انتظار بزرگ شدهاند که همیشه بهترین تلاش خود را بکنند.
به نقل از وبسایت رسمی دانشگاه میشیگان، ویلی در ۱۸ سالگی به عنوان دانشجوی سال اولی پا به محوطه دانشگاه میشیگان گذاشت. او و خواهر بزرگترش که در «دانشگاه فیسک»(Fisk University) تحصیل میکرد، اولین اعضای خانواده بودند که به دانشگاه راه یافتند.
ویلی در سال ۱۹۵۴ به میشیگان رسید؛ یعنی همان سالی که دیوان عالی آمریکا در پرونده مهم «براون در برابر هیئت آموزش»(Brown v. Board of Education)، قانون تفکیک نژادی در مدارس را لغو کرد. ویلی با ورود به دانشکده مهندسی، با موفقیت توانست دو مدرک مهندسی برق را بگیرد که شامل مدرک کارشناسی در سال ۱۹۵۸ و مدرک کارشناسی ارشد در سال ۱۹۶۱ بود.
اگرچه ویلی در تحصیلات دانشگاهی خود هیچ مشکلی نداشت و عموماً مورد احترام اساتیدش بود، اما با همان نوع تبعیض روبهرو شد که نسلهای گوناگون دانشجویان سیاهپوست طی قرن بیستم در دانشگاههای آمریکا از جمله دانشگاه میشیگان روبهرو بودند. به عنوان مثال، حدود یک سال پیش از فارغالتحصیلی، ویلی با رئیس یک دانشکده مهندسی دیگر روبهرو شد. رئیس در پاسخ به سلام او گفت: «شما به اینجا تعلق ندارید. حتی اگر بتوانید تحصیلات خود را به پایان برسانید، در دنیای حرفهای که به دنبال آن هستید، جایی برای شما وجود ندارد.» این اظهار نظر به وضوح نشان میدهد حتی افراد سیاهپوستی که دارای مدارک تحصیلی پیشرفته بودند، هیچ تضمینی برای اشتغال دانشگاهی یا حرفهای نداشتند.
میراث تبعیض در میشیگان
ویلی تنها یکی از دانشجویان سیاهپوست بسیاری بود که در دانشگاه میشیگان با تبعیض روبهرو شد و از این نظر، دانشگاه میشیگان به هیچ وجه منحصربهفرد نبود. یک مثال بارز، وضعیتی است که «جان فرانکلین»(John Franklin) در اواخر دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ در دانشگاه میشیگان هنگام تحصیل در رشته مهندسی شیمی تجربه کرد. فرانکلین در نامهای که سال ۲۰۱۶ به «الک گالیمور»(Alec Gallimore) مهندس هوافضای آمریکایی-آفریقاییتبار و رئیس وقت دانشکده مهندسی میشیگان نوشت، خاطرنشان کرد که چگونه رویارویی با تبعیض در دانشگاه، او را به تغییر شغل سوق داد.
در بخشی از نامه نوشته شده بود: من هرگز این داستان را برای کسی تعریف نکردهام، اما به شما میگویم. من بیرون ایستاده بودم و شنیدم که یک استاد به استاد دیگری میگفت: «دانشجویان سیاهپوست پست هستند و جایی در این دانشکده ندارند.» من رو به او کردم و گفتم: «تو نمیدانی درباره چه چیزی حرف میزنی.» نمیدانستم که او استاد ترمودینامیک من خواهد بود. او به من نمره D+ داد که میدانستم لایق آن نیستم. به لطف رئیس دانشکده و اعضای هیئت علمی، آنها به دلیل معدل بالایم رأی دادند که من این درس را تکرار نکنم. از دانشحویان دیگر با معدل پایینتر برای عضویت در انجمن افتخاری دعوت شد، اما از من نه. من نتوانستم به عنوان یک مهندس شغلی پیدا کنم. بنابراین، به دانشکده پزشکی رفتم.

خانواده و شغلها
اولین شغل ویلی پس از گرفتن مدرک کارشناسی ارشد در بخش سیستمهای هوافضای شرکت «بندیکس»(Bendix) واقع در شهر آن آربر ایالت میشیگان بود. وظایف او به عنوان یک مهندس جوان در سالهای ۱۹۶۱-۱۹۶۲ شامل محاسبه تابش انواع مختلف پلاسما و نوشتن پروپوزال بود. او این کار را در سالهای ۱۹۶۲-۱۹۶۳ با یک سال کار کردن در شرکت مهندسی «بارنز»(Barnes) در کنتیکت دنبال کرد و به پژوهش پیرامون تخمین تابش فروسرخ ناشی از ردپای وسایل نقلیه فضایی ویژه بازگشت به زمین کار کرد.
در ۱۷ اوت ۱۹۶۳، ویلی با «سیدنی مور»(Sidney Moore) ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند به نامهای «دوریان»(Dorian) و «کریستوفر» (Christopher) شد. سیدنی مدرک کارشناسی ریاضیات خود را از «دانشگاه ایالتی جکسون»(Jackson State University) در میسیسیپی و مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی آموزشی خود را از دانشگاه میشیگان دریافت کرده بود. او به مدت ۳۸ سال عضو هیئت علمی مؤسسه اعصاب و روان میشیگان بود و در سال ۱۹۹۷ بازنشسته شد. دوریان مدرک کارشناسی و دکتری پزشکی خود را از میشیگان دریافت کرد و کریستوفر نیز مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه ایالتی میشیگان گرفت.
ویلی در همان سالی که با سیدنی ازدواج کرد، به شهر آن آربر بازگشت تا به عنوان تحلیلگر سیستم در شرکت «سنسور داینامیکس» (Sensor Dynamics) مشغول به کار شود. او تحلیلهای نظری خود را به معاون رئیس جمهور گزارش میداد و همچنین، مسئول ارائههای رسمی و غیررسمی به مدیران شرکت و بازدیدکنندگان بود.
ویلی در سال ۱۹۶۵ به عنوان همکار پژوهشی مؤسسه علوم و فناوری به دانشگاه میشیگان بازگشت. او در آنجا دنبالههای فراصوت نوری را مدلسازی کرد و مدلهای موجود میدان جریان را تأیید کرد. همچنین، او با کارمندان دیگر مشورت میکرد تا به آنها در استفاده از روشهای موجود که با آنها آشنا نبودند، کمک کند.
حرکت بعدی ویلی در سال ۱۹۶۷ پیوستن به «کیاماس اینداستریز»(KMS Industries) در آن آربر بود. او در آنجا به عنوان تحلیلگر سیستم، مسئول پشتیبانی از کارکنان طراحی اپتیک و تعیین نیازهای رایانهای برای بخش اپتیک بود. تنها دو سال بعد، او کیاماس اینداستریز را ترک کرد تا به عنوان تحلیلگر ارشد در شرکت «دیتامکس»(Datamax) واقع در آن آربر مشغول به کار شود. او در آنجا ریاست گروه تحلیلی شرکت را بر عهده گرفت و عملکرد محصولات شرکت را ارزیابی کرد. همچنین، ویلی در برنامهریزی بلندمدت در رابطه با نیازهای کتابخانه، نیازهای رایانهای و نیازهای پیشبینیشده کارکنان مشارکت داشت.
یکی از دلایلی که ویلی در طول دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ دائما شغل خود را تغییر میداد، تا حد زیادی به دلیل نیازهای مالی برای کمک به تأمین مخارج خانواده در حال رشدش بود. عامل دیگر، تصمیم او در سال ۱۹۶۶ برای بازگشت به دانشگاه میشیگان برای آغاز تحصیل در مقطع دکتری فیزیک بود. او با کار پارهوقت در دانشگاه، کیاماس اینداستریز و دیتامکس هزینه تحصیل خود را تأمین میکرد.
تحصیلات تکمیلی و شغلهای بعدی
ویلی یک سال پس از آغاز دوره دکتری در سال ۱۹۶۷، تحصیل زیر نظر «ساموئل کریم» (Samuel Krimm) طیفسنج مشهور را آغاز کرد.
پژوهش دکتری او بر مطالعه نظری کلریدهای ثانویه در پلیمرهای پلیوینیلکلراید متمرکز بود که سومین پلیمر پلاستیکی مصنوعی از نظر تولید در جهان هستند. پلیمرهای پلیوینیلکلراید طیف گستردهای از کاربردها را دارند و در لولهها، بطریهای پلاستیکی، بستهبندی، لولهکشی، صفحات گرامافون و به عنوان عایق کابلهای برق استفاده میشوند.
ویلی پس از به پایان رساندن دوره دکتری خود در سال ۱۹۷۲، از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ در دانشکده فیزیک و «مرکز تحقیقات ماکرومولکولی» (Macromolecular Research Center) در میشیگان ماند. در این مدت، او و کریم و چند تن دیگر از همکارانشان بیش از ۱۳ مقاله درباره تحقیقات خود منتشر کردند. کریم، ویلی را به عنوان فردی باهوش و خلاق توصیف کرد که همیشه نگرش مثبتی داشت و آن را در رویکرد خود به مسائلی که در تحقیق پیش میآمد و با هدف برای حل آنها تلاش میکرد، نشان میداد. کریم معتقد بود که اگر ملاحظات مالی نبود، ویلی بدون شک در حوزه دانشگاهی بیشتر پیشرفت میکرد.
ویلی در سال ۱۹۷۷ به عنوان مهندس در «شرکت فورد موتور»(Ford Motor Company) مشغول به کار شد. پس از یک مجموعه ارتقاء شغلی، او به سطح اجرایی ارتقاء یافت. یکی از نقاط برجسته دوران کاری ویلی، نقش مهمی بود که در گسترش استفاده از روشهای تولید و مهندسی به سبک ژاپنی در فورد طی دهه ۱۹۸۰ ایفا کرد.
ویلی در چندین جمعیت و سازمان اجتماعی در آن آربر بهویژه گروههایی که به آموزش جوانان سیاهپوست میپرداختند، فعال بود. او بسیاری از تلاشهای خود را صرف تدریس خصوصی و تدریس در «آکادمی شنبه» برای دانشآموزان آفریقایی-آمریکایی کرد. آکادمی شنبه یک برنامه اجتماعی بود که آموزش علوم و ریاضیات را برای کودکان در مدارس ابتدایی و متوسطه ارائه میداد.
ویلی عضو فعال چندین سازمان ملی بود که توسط زنان سیاهپوست تحصیلکرده دانشگاهی تأسیس شده و به خدمات عمومی اختصاص داده شده بودند. بسیاری از این سازمانها حامی برنامههایی بودند که به جامعه آفریقایی-آمریکایی کمک میکردند.
ویلی هابز مور پس از مبارزه طولانی با سرطان، روز دوشنبه ۱۴ مارس ۱۹۹۴ دو ماه مانده به شصتمین سالگرد تولدش در خانهاش واقع در آن آربر درگذشت.
میراث ویلی هابز مور
میراث ویلی هابز مور چشمگیر است. اول و مهمتر از همه این که او یک دانشمند بسیار پربار و خلاق بود. مهارتهای شخصی ویلی به او کمک کردند تا طیف گستردهای از پروژهها را در چندین شرکت به طور مؤثر مدیریت کند. در نهایت، او در برنامههای اجتماعی متعددی فعال بود که به ارتقای وضعیت آموزشی، اجتماعی، مالی و سیاسی آمریکاییهای آفریقاییتبار در آن آربر کمک کردند.
دستاوردهای ویلی به طور گسترده مورد تقدیر قرار گرفتند. مجله «ابونی»(Ebony) در سال ۱۹۹۱ او را به عنوان یکی از ۱۰۰ زن سیاهپوست آیندهدار در شرکتهای آمریکایی معرفی کرد. در سال ۱۹۹۵ پس از مرگ ویلی، جایزه پیشگام «ادوارد بوشه»(Edward Bouchet) توسط کنفرانس ملی دانشجویان سیاهپوست فیزیک به او اهدا شد.
در ۱۷ مارس ۲۰۰۴، نشستی در دانشگاه میشیگان به افتخار دو فارغالتحصیل برجسته سیاهپوست فیزیک «المر ایمز»(Elmer Imes) و ویلی هابز مور برگزار شد. در طول نشست، کریم درباره تحقیقات مشترکی که او و ویلی در دهه ۱۹۷۰ انجام دادند، سخنرانی کرد.
در سال ۲۰۱۸، دانشکده مهندسی برق و رایانه میشیگان به افتخار مور یک مراسم سخنرانی را برای فارغالتحصیلان ترتیب داد. این سخنرانی، فارغالتحصیلان گروههایی را که کمتر مورد توجه قرار گرفته و در حوزه خود پیشرو بودند و به دلیل توانایی رهبری، تأثیر بر جامعه و خدماتشان به عنوان الگوهایی برای جامعه مهندسی در نظر گرفته میشدند، مورد تقدیر قرار داد.
به نقل از اسپکتروم، دانشگاه میشیگان در سال ۲۰۲۲ مراسمی را برای بزرگداشت کار مور و جشن پنجاهمین سالگرد دستاورد او برگزار کرد.
«دانل والتون»(Donnell Walton)، فیزیکدان و مدیر سابق مرکز فناوری «کورنینگ وست» (Corning West) در سیلیکون ولی و عضو هیئت مدیره انجمن ملی فیزیکدانان سیاهپوست از ویلی تمجید کرد و گفت که او نشان داد آنچه ممکن است، محدود به آنچه انتظار میرود نیست. والتون گفت در حالی که مور در حال تحصیل در مقطع دکتری فیزیک کاربردی در دانشگاه بود، با او دوست شد و افزود که قدرت و پشتکار مور را برای پیشرفت در عرصههای دانشگاهی و حرفهای که تنها زن سیاهپوست در آن بود، تحسین میکند.
ایشون مادر جیمی هستن تو کارتون هاکلبریفین