افشای راز شلیک شبانه مرد خشمگین/ اختلاف بر سر ازدواج مجدد یک زن بود
مرد ۴۰ ساله ای که با شلیک گلوله در تاریکی شب، جنایت هولناکی را رقم زده بود، انگیزه خود از ارتکاب این جنایت مسلحانه را نزاع بر سر اختلافات و کینه و کدورت های قبلی ذکر کرد.
این جنایت تکاندهنده بیست ونهم مهر گذشته در یکی از روستاهای اطراف مشهد هنگامی رخ داد که مرد ۴۰ساله در حالی که سلاح شکاری را در دست می فشرد به طرف منزل همسایه رو به رویی خود هجوم برد و او را با شلیک گلوله مقابل در حیاط به قتل رساند.
اگر چه دامنه نزاع مذکور و حوادث بعدی آن گسترش یافت اما خیلی زود و با حضور شبانه قاضی وحید خاکشور (قاضی ویژه قتل عمد) در صحنه جنایت، بررسی های قضایی و تخصصی آغاز شد و بدین ترتیب عامل جنایت مسلحانه فراری، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. پس از گذشت حدود ۳ ماه از این ماجرای تلخ، بالاخره کارآگاهان اداره جنایی آگاهی مشهد با ردزنی های اطلاعاتی موفق شدند مخفیگاه متهم فراری را در روستای زشک شناسایی و او را در یک عملیات ضربتی دستگیر کنند. بررسی های بیشتر در این باره با راهنمایی های تخصصی قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد همچنان ادامه دارد.
مرد ۴۰ ساله به نام «حسین-آ» که دو روز قبل در عملیات غافلگیرانه کارآگاهان پلیس آگاهی مشهد در مخفیگاهش دستگیر شده بود در بازجویی های فنی و تخصصی کارآگاهان که با دستور های مستقیم قاضی ویژه قتل عمد مشهد صورت گرفت به تشریح ابعاد جدیدی از جنایت خود پرداخت و درباره زوایای پنهان آن گفت: اختلافات و درگیری های بین ما از حدود۲-۳ سال قبل زمانی آغاز شد که همسر یکی از بستگان خلیل (مقتول) از شوهرش طلاق گرفت و با برادر من ازدواج کرد.
این موضوع خیلی زود به کینه و کدورت های خانوادگی انجامید و علت بسیاری از نزاع ها و درگیری ها شد به طوری که هر بار مقابل یکدیگر قرار می گرفتیم ، این کینه و کدورت ها سرباز می کرد و توهین و فحاشی ها شروع می شد. از سوی دیگر ما در یک کوچه اقامت داریم و همسایه روبه رویی هم هستیم.
به همین خاطر هم زیاد با یکدیگر چشم در چشم می شدیم تا این که روز حادثه باز هم همین اتفاق افتاد و درگیری لفظی بین من و خلیل به توهین و ناسزا کشید . من هم که دیگر از رفتارهای او به شدت عصبانی شده بودم در همان دقایق پایانی شب به داخل خانه رفتم و سلاح وینچستر برداشتم.
سپس از خانه بیرون آمدم و مقابل در حیاط آن ها (مقتول) قرار گرفتم. «خلیل» وقتی با سروصدا به در حیاط آمد که من هم در همان حالت خشم و عصبانیت دوبار شلیک کردم . بعد از آن که دیدم او روی زمین افتاد. بلافاصله سوار خودروی مگان خودم شدم و از آن جا گریختم.
سپس در شهرهای مختلف کشور مانند تربت جام و اصفهان سرگردان بودم تا این که احساس کردم اوضاع آرام شده است. به همین خاطر پنهانی به مشهد آمدم و در روستای زشک مخفی شدم اما نمی دانستم زیر چتر اطلاعاتی کارآگاهان پلیس آگاهی قرار دارم و آن ها مرا تعقیب می کنند...
با اعترافات صریح متهم،تحقیقات برای کشف سلاح وینچستر نیز درحالی آغاز شد که وی ادعا دارد آن را نزد یکی از دوستانش به امانت سپرده است.