زنان در بینالنهرین باستان چگونه زندگی و کار میکردند؟
از سومر تا آشور و فراتر از آن، زنان نقش مهمی در جوامع بینالنهرین باستان ایفا میکردند.
از سومر تا اکد و از بابل تا آشور، امپراتوریها و فرهنگهای بینالنهرین باستان بیش از سه هزار سال را در بر میگرفتند. در حالی که امپراتوریهای مشهور و تحولات سیاسی همراه با آنها معمولاً توسط مردان شکل میگرفت و رهبری میشد، زنان در بینالنهرین باستان نقشی اساسی ایفا میکردند.
از حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد تا ۵۳۹ پیش از میلاد، زندگی زنان به شکلگیری این منطقه کمک کرد. آنها زیر ساختارهای قانونیای زندگی میکردند که آزادیشان را محدود میکرد، اما نقشهایی که برعهده داشتند پایه و اساس جوامعی را فراهم میکرد که در آنها زندگی میکردند.
![]()
چپ: قطعه نیپور از قانوننامه اور-نامو. منبع: ویکیمدیا کامنز؛
راست: بخشی از قانوننامه حمورابی. منبع: ویکیمدیا کامنز.
زندگی زنان و ساختارهای قانونیای که آنها را محدود میکرد
در سراسر دوره بینالنهرین باستان، فرهنگهای موجود در این منطقه ساختاری پدرسالارانه داشتند. از دوره اوروک تا دوره آغاز دودمانی سومر، و سپس در میان اکدیها، بابلیها و آشوریهایی که پس از آنها آمدند، حقوق و انتخابهای زنان تا حد زیادی تحت کنترل بود. با این حال، در بسیاری از موقعیتها داشتن اختیار و قدرت برای زنان چندان غیرمعمول نبود.
این واقعیتها به مجموعهای از قوانین وابسته بودند که قدیمیترین آنها «قانون اور-نمو» بود و قدمت آن به حدود ۲۱۰۰ پیش از میلاد میرسید. این قانون برای جرایم، مجازاتها و غرامتها را تعیین میکرد، در حالی که حقوق زنان (و نداشتن آنها) در مقایسه با مردان تعریف میشد و تفاوت روشن جایگاه حقوقی میان زن و مرد را نشان میداد. با این وجود، زنان از برخی حقوق برخوردار بودند که با توجه به ماهیت جوامع پدرسالارانه دوران باستان، به شکل شگفتانگیزی پیشرو محسوب میشدند.
در آغاز دوره اوروک در سومر، زنان از بیشترین میزان آزادی برخوردار بودند، هرچند در هزارههای بعدی و تا پایان امپراتوری ساسانی در قرن هفتم میلادی، خودمختاری زنان بهتدریج کاهش یافت. برای مثال، در دوره آشوری، زنان متأهل و دختران موظف بودند در ملأعام برای نشان دادن آبرومندی، حجاب یا روبند بپوشند. بنابراین، زنان برده و روسپیان از پوشیدن حجاب منع شده بودند. بردگان و روسپیانی که این قانون را نقض میکردند با توقیف لباسها، ضرب و شتم شدید، و ریختن قیر بر سرشان مجازات میشدند.
شایان توجه است که درست مانند مردان، همه زنان از حقوق یکسانی برخوردار نبودند و امتیازاتشان بهشدت به جایگاه اجتماعی آنها بستگی داشت؛ از اشراف گرفته تا مردم عادی و بردگان.
از همان دوران اولیه، زنان میتوانستند مالک اموال باشند و آنها را اداره کنند، ازجمله بردگان، و در دادگاهها نیز در مقام شاهد از جایگاهی برابر برخوردار بودند. برخی از زنان تحصیلکرده بودند و خواندن و نوشتن میآموختند، هرچند آموزش همچنان عمدتاً در انحصار مردان در زندگی بینالنهرین باستان باقی مانده بود. همچنین زنان اجازه داشتند صاحب کسبوکار باشند و از این طریق امکان زندگی مستقل و خودکفا برایشان فراهم میشد.
تندیس کوچکی از یک زوج نشسته از سومر، حدود ۲۶۰۰ پیش از میلاد.
در قانون اور-نمو، اگر شوهر خواهان طلاق میشد، زن نیز حق دریافت غرامت داشت؛ اما اگر زنی به زنا متهم و گناهکار شناخته میشد، به مرگ محکوم میگردید، در حالی که معشوق مرد او آزاد میشد... در قانون متأخرتر حمورابی، هر دو فرد خطاکار ممکن بود به مجازات غرق کردن محکوم شوند.
این قانون همچنین در برخی شرایط برای زنان حمایتهایی قائل میشد. متجاوزان با مجازات مرگ روبهرو بودند، اما این امر به جایگاه اجتماعی زن بستگی داشت. اگر زن، همسر باکره و آزاد بود، متجاوز اعدام میشد. اما اگر زن، برده باکره بود، متجاوز تنها موظف به پرداخت پنج شکل نقره به عنوان جریمه بود.
قانون حمورابی، که چند قرن پس از قانون اور-نمو نگاشته شد، جایگاه حقوقی زنان را بیش از پیش تثبیت کرد، اما همانند قانون پیشین، این جایگاه کاملاً بر پایه طبقه اجتماعی تعیین میشد. میتوان گفت که رتبه و موقعیت اجتماعی افراد نقش بسیار مهمتری از جنسیت ایفا میکرد.
تندیس کوچکی از یک زن سومری، حدود ۲۶۰۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد. منبع: موزه هنر متروپولیتن.
زنان در خانه
همانند زنان در بسیاری از جوامع دیگر جهان، از زنان در بینالنهرین باستان انتظار میرفت که حوزه خانگی را مدیریت کنند و مراقب خانه و خانواده باشند. تمرکز اصلی بر زنان، انجام وظایف مورد انتظار همسری بود. این وظایف شامل مسئولیت بسیار مهمِ به دنیا آوردن وارثان مذکر نیز میشد.
حفظ تداوم نسل مردان امری حیاتی تلقی میشد. در دوره آشوری کهن (قرون ۲۰ تا ۱۸ پیش از میلاد)، اگر همسر قادر به فرزندآوری نبود، شوهر اجازه داشت یک زن برده بگیرد، اما این زن همچنان برده باقی میماند و هرگز به مقام «همسر دوم» ارتقا نمییافت. میتوان منطقی دانست که این رویه یا چیزی مشابه آن در دوران پیشاآشوری، تا دوران تمدن سومر نیز وجود داشته و در فرهنگهای همسایه، مانند هوریهای پادشاهی میتانی، نیز امری رایج بوده است.
وظایف خانگی پیچیده بودند و نیاز به مهارتهای مدیریتی داشتند، زیرا خانوادههای ثروتمند شامل اعضای خانواده، خدمتکاران و بردگان میشدند. همچنین ذخیرهها و آذوقهها باید نگهداری و مدیریت میشدند، بهویژه هنگامی که شوهر برای تجارت از خانه دور بود. بردگان را میشد در معابد، خانههای ثروتمندان و کاخها یافت، و زنان برده بسته به موقعیت و جایگاه خود وظایف متفاوتی داشتند.
خانوادهها میتوانستند زنان را به بردگی بفروشند یا آنها را به عنوان ضمانتِ وام قرار دهند. اگر بدهکار از پرداخت وام ناتوان میشد، زن میتوانست به مالکیت وامدهنده درآید. زنان همچنین ممکن بود در بردگی به دنیا بیایند، زیرا بردگی ویژگیای موروثی بود، یا در جنگ به اسارت درآمده و برده شوند.
![]()
لوحی گِلی که یک موسیقیدان زن و یک موسیقیدان مرد را به تصویر میکشد.
منبع: موزه پرگامون / ویکیمدیا کامنز
همانند دیگر بخشهای جامعه بینالنهرین باستان، زنان در نیروی کار نیز نقشهایی برعهده داشتند. برخی مشاغل به مردان و برخی به زنان اختصاص داشت. یکی از نمونههای بارز این موضوع آن است که بخش عمده نیروی کار صنعت نساجی را زنان تأمین میکردند. همراه با کشاورزی، تولید منسوجات یکی از نهادهای دولتی و از ارکان تجارت در بینالنهرین باستان بود. تولید در مقیاس بزرگ در کاخها و معابد انجام میشد؛ مکانهایی که نقش کارگاههای تولیدی و مراکز بازرگانیِ وابسته به دولت را نیز ایفا میکردند.
زنان در نیروی کار
آبجو یکی از مواد غذایی اصلی در بینالنهرین باستان بود و در حجم زیادی تولید و مصرف میشد. زنان نقش مرکزی در این صنعت داشتند. بنا بر افسانهها، حدود ۵۳۰۰ سال پیش از میلاد، زنی سومری به نام نینکاسی فرایند مالتسازی را زمانی کشف کرد که دانهها را در کوزهها ذخیره کرد و آنها در باران ماندند. سپس مخمرِ حملشده توسط باد وارد کوزهها شد و آبجو پدید آمد. نینکاسی بعدها به عنوان یکی از ایزدان در پانتئون سومری پرستش میشد.
در فرهنگ بینالنهرین باستان، آبجو به طور سنتی توسط زنان دم میشد و آنان معمولاً صاحب مهمانخانهها نیز بودند و نقش مرکزی در فروش و توزیع این نوشیدنی داشتند. حرفههای دیگری که به جو و غلات مربوط میشد نیز در حوزه کار زنان قرار داشت، زیرا آنان به عنوان آسیابان و نانوا فعالیت میکردند.
زنان مشاغل فراوان دیگری را نیز بر عهده داشتند؛ ازجمله بافنده، صنعتگر، جواهرفروش، پزشک، کاهنه، بازرگان، موسیقیدان، زرگر، کشاورز، سفالگر و روسپی.
از افراد برجسته در این زمینه باید به ملکه مشهور کوبابا اشاره کرد؛ تنها فرمانروای زن سومر که به طور مستقل حکومت کرد. گفته میشود که پیش از رسیدن به مقام سلطنت، صاحب یک مهمانخانه بوده است...
![]()
چپ: نمایی از اِنهِدوآنا از «لوح اِنهِدوآنا». منبع: ویکیمدیا کامنز؛
راست: تندیس زنی در حال نیایش (هزاره دوم پیش از میلاد). منبع: موزه خاور نزدیک باستان (برلین) / ویکیمدیا کامنز.
قدرت زنان در دین
در حوزه دین در بینالنهرین باستان، زنان حضور پررنگی داشتند؛ از کاهنهها گرفته تا ایزدبانوان. یکی از مهمترین آنها اینانا بود (که نزد اکدیها، بابلیها و آشوریها با نام ایشتار شناخته میشد)، الهه جنگ، عشق و باروری. او لقب اصلی «ملکه آسمان» را داشت و ایزدبانوی حامیِ اصلی شهر اوروک به شمار میرفت.
در ژرفای زیرینِ «ملکه آسمان»، اَرِشکیگال قرار داشت، ملکه «کور»، جهان زیرین. او همچنین با نام نیناِکیگال (بانوی زمین بزرگ) شناخته میشد.
نینهورساگ، که با لقب «بانوی رشتهکوهها» شناخته میشد، با کوهستانها و آفرینش مرتبط بود و از او به عنوان الهه «مادر» یاد میکردند. با این حال، این عنوان لزوماً به معنای نقشهای جسمانی و عاطفی مادری نبود، بلکه بازتابی از جایگاه، احترام و اقتدار او محسوب میشد.
همچنین چندین ایزدبانوی درمانگر وجود داشتند؛ ازجمله نینتینوگا، نینیسینا، نینکارّاک و گولا، که اغلب با یکدیگر همسانسازی میشدند و نامهایشان به صورت جایگزین استفاده میگردید.
چپ: «سینیشتوم» — واژه «زن» در زبان اکدی (نوشتهشده با لوگوگرام MUNUS)؛
راست: پیکره زنی که سبدی حمل میکند.
منبع: موزه خاور نزدیک باستان (برلین) / ویکیمدیا کامنز.
نقشهای دینی در جهان فانی اغلب با زنان پیوند داشت و حضور کاهنهها در معابد و مکانهای نیایش بسیار رایج بود. کاهنه اعظم (ēntum در اکدی یا nin-dingir در سومری)، که توسط پادشاه منصوب میشد، قدرت و نفوذ بسیار زیادی داشت و نماینده هر دو گروهِ ایزدانِ مذکر و مؤنث به شمار میرفت. شاید مشهورترین نمونه، اِنهِدوانّا باشد؛ دختر سارگون اکدی که به شهر اور رفت و کاهنه اعظمِ خدای ماه، نَنّا (یا شاید خدای آسمان، آن - که ترجمهاش محل بحث است) شد. افزون بر قدرت چشمگیرش، او به عنوان نخستین نویسنده تاریخِ ثبتشده شناخته میشود و سرودهای بسیاری را برای ایزدبانوی اینانا نوشته است.
طبیعتاً مرتبههای گوناگونی از کاهنهها وجود داشت که در طول هزارهها تحول یافت. نادیتومها (زمینِ آیشگذاشته) از داشتن فرزند ممنوع بودند و بسیاری از آنان از خانوادههای بزرگِ اشرافی میآمدند. فعالیتهای آنها بهشدت به خدایی بستگی داشت که خدمتش میکردند. در نخستین دوره بابِل، نادیتومهایی که به خدای شاماش وقف میشدند، از سنین پایین آموزش خود را برای کاهنه شدن آغاز میکردند و هرگز ازدواج نمیکردند. با این وجود، این نادیتومها اختیار و قدرت مالی بسیار زیادی داشتند و میتوانستند برای انجام معاملات اقتصادی از صومعه خارج شوند. آنها همچنین اجازه فرزندخواندگی داشتند؛ برخلاف نادیتومِ خدای مردوک که از داشتن فرزند ممنوع بودند، اما میتوانستند ازدواج کنند. نادیتومهای مردوک میتوانستند زنی برده از معبد را که «سوگیتم» نام داشت برای شوهرانشان فراهم کنند تا برای آنان فرزند بیاورد.
البته مرتبههای بسیار دیگری نیز وجود داشت؛ ازجمله خدمتکارانِ کمرتبه معبد که kulmashitum و qadishtum نامیده میشدند. برخلاف نادیتومها، این گروه در اعمال جنسی آیینی در خدمت ایشتار شرکت میکردند و همین باعث شده که برخی تاریخنگارانِ متأخر آنها را بهاشتباه «فاحشههای مقدس» بنامند.
در بینالنهرین باستان، همانند دیگر جوامع پدرسالار جهان، زنان قدرت را اغلب از پشت صحنه اعمال میکردند؛ به عنوان همسران پادشاهان، اشراف و دیگر مردان نیرومند. و شماری اندک از زنان، مانند کاهنههای اعظم، میتوانستند بدون وابستگی به مردان نیز قدرت و نفوذ قابل توجهی داشته باشند.
با این حال، برای بیشتر زنان، وضعیت تحتتأثیر تقسیمات طبقاتی قرار داشت و اکثریت عظیم آنان به عنوان افراد عادی زندگی میکردند. زندگیشان با کار سخت و تلاش در یکی از شاخههای متعددِ کشاورزی، بازرگانی یا صنایع همراه بود؛ حوزههایی که با رشد و حفظ نخستین تمدنهای جهان پدید آمدند.
جالبه بدونیم قبل ازقرون وسطی وسلطه حوزه های علمیه دراروپا که کاملا درک میکنیم اروپا تمدن پیشرفته داشته