روزولت و میراث «صد روزی» که آمریکا را تغییر داد
اولین اقدام او دستور به تعطیلی تمام بانکها تا زمانی بود که کنگره، که در جلسه فوقالعاده ۹ مارس تشکیل جلسه میداد، بتواند قانونی را تصویب کند که به بانکهای سالم اجازه بازگشایی بدهد. این «تعطیلی بانکها»... با هدف پایان دادن به هجوم سپردهگذاران برای برداشت پولشان طراحی شده بود؛ هجومهایی که تهدید میکرد کل سیستم بانکی کشور را نابود کند.
دوازدهم آوریل ۱۹۴۵ [۲۳ فروردین ۱۳۲۴] روزی که فرانکلین دلانو روزولت، سیودومین رئیسجمهور آمریکا، درگذشت، پایانبخش یکی از تعیینکنندهترین دورههای تاریخ معاصر این کشور بود. روزولت در سال ۱۹۳۳، در بحبوحه بزرگترین بحران اقتصادی تاریخ غرب، رکود بزرگ، قدرت را به دست گرفت.
آمریکای آن روزها کشوری بود با یکچهارم نیروی کار بیکار، بانکهایی در آستانه ورشکستگی، مزارعی رو به نابودی، و امیدی رو به خاموشی. روزولت با وعده اقدام سریع بر سر کار آمد و برنامهای را با الهام از اندیشههای تازه مطرحشده اقتصاددانی با مکتبی جدید به نام جان مینارد کینز آغاز کرد. روزولت با برنامهای که «نیو دیل«(New Deal) نامیده می شد دست به مجموعهاصلاحاتی زد که نقش دولت را در اقتصاد و رفاه اجتماعی برای همیشه تغییر داد.
متن پیشِ رو ترجمه بخش کوچکی از مقاله سایت Britannica.com است و نگاهی دارد به مرحله دوم این اصلاحات - «نیو دیل دوم» - و سرانجامِ این جنبش تاریخی در آستانه جنگ جهانی دوم. روایتی از روزهایی که آمریکا میان امید به بهبودی، فشارهای سیاسی از چپ و راست، و سرانجام، مقاومت کنگره در برابر تغییرات بیشتر سرگردان بود.
تعطیلی بانکها و «گفتوگوهای کنار شومینه»
روزولت به قول خود برای اقدام سریع عمل کرد و «صد روز نخست» را آغاز کرد - اولین مرحله از نیو دیل، که طی آن دولت او طیف گستردهای از اقدامات را به کنگره ارائه داد که هدفشان دستیابی به بهبود اقتصادی، ارائه کمک به میلیونها فقیر و بیکار، و اصلاح جنبههایی از اقتصاد بود که به اعتقاد روزولت باعث ورشکستگی شده بودند. روزولت صادقانه پذیرفت که حرکت اولیه نیو دیل جنبه آزمایشی دارد. او میخواست ببیند چه چیزی کار میکند و چه چیزی کار نمیکند؛ سپس موارد ناموفق را کنار بگذارد و بر موارد موفق تا زمان رفع بحران ادامه دهد.
اولین اقدام او دستور به تعطیلی تمام بانکها تا زمانی بود که کنگره، که در جلسه فوقالعاده ۹ مارس تشکیل جلسه میداد، بتواند قانونی را تصویب کند که به بانکهای سالم اجازه بازگشایی بدهد. این «تعطیلی بانکها»... با هدف پایان دادن به هجوم سپردهگذاران برای برداشت پولشان طراحی شده بود؛ هجومهایی که تهدید میکرد کل سیستم بانکی کشور را نابود کند. تعطیلی بانکها، همراه با قانون اضطراری بانکی و نخستین برنامه از پخشهای رادیویی منظم روزولت (که بعدها «گفتوگوهای کنار شومینه» نام گرفت)، چنان اعتماد عمومی را بازگرداند که وقتی بانکها دوباره بازگشایی شدند، هجومهایی که بسیار از آن میترسیدند رخ نداد.
از تأمین اجتماعی تا «مالیات چاپیدن اغنیا»!
در پاییز سال ۱۹۳۴ (۱۳۱۳ خورشیدی)، اقداماتی که در خلال «صد روز نخست» به تصویب رسیده بود، درجاتی از بهبودی محدود را به همراه داشت؛ مهمتر از آن، این اقدامات امیدی تازه ایجاد کرده بودند که کشور بر بحران غلبه خواهد کرد. اگرچه «نیو دیل» محافظهکاران، ازجمله بسیاری از بازرگانان را از خود راند، اما بیشتر آمریکاییها از برنامههای روزولت حمایت میکردند. این حمایت خود را در انتخابات کنگره در سال ۱۹۳۴ نشان داد، جایی که دموکراتها اکثر کرسیهای هر دو مجلس را به دست آوردند.
با این حال، تا سال ۱۹۳۵، روزولت میدانست که باید اقدامات بیشتری انجام دهد. اگرچه اقتصاد از پایینترین سطح خود در زمستان ۱۹۳۳–۱۹۳۲ اندکی بالا آمده بود، اما همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از سقوط بازار سهام در سال ۱۹۲۹ قرار داشت. میلیونها آمریکایی همچنان بیکار بودند - بسیاری از آنان چندین سال بود که شغلی نداشتند - و تهیدستان کمکم به سخنرانیهای عوامفریبانی گوش میسپردند که از نیو دیل انتقاد میکردند و میگفتند این برنامه به اندازه کافی پیش نرفته است. روزولت پیشبینی میکرد که در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۹۳۶، احتمالاً با چالش قابلتوجهی از جناح چپ و به صورت یک حزب سوم مواجه شود.
برای مقابله با این تهدید، روزولت از کنگره خواست تا در سال ۱۹۳۵ قوانین بیشتری تحت برنامه «نیو دیل» - که گاهی «نیو دیل دوم» نامیده میشود - به تصویب برساند. اقدامات کلیدی نیو دیل دوم عبارت بودند از: قانون تأمین اجتماعی، اداره پیشرفت کارها (WPA) و قانون واگنر. قانون تأمین اجتماعی برای نخستین بار «شبکه ایمنی» اقتصادی را برای همه آمریکاییها ایجاد کرد و بیمه بیکاری، بیمه از کارافتادگی و مستمری سالمندی را فراهم نمود. اداره پیشرفت کارها (WPA) که تحت سرپرستی هری هاپکینز، معتمد نزدیک روزولت، قرار داشت، هدفش فراهم کردن کار مفید برای بیکاران بود تا مهارتهایشان حفظ شود و عزت نفسشان تقویت گردد.
بین سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۱، این اداره به طور میانگین ماهانه ۱.۲ میلیون کارگر را در پروژههای گوناگون به کار گرفت، ازجمله ساخت جادهها، پلها، فرودگاهها و ساختمانهای عمومی، حفاظت از منابع طبیعی، و برنامههای هنری و فرهنگی مانند نقاشی دیوارنگارههای عمومی و نوشتن تاریخهای محلی و منطقهای. قانون واگنر (با نام رسمی قانون ملی روابط کار) دوباره حق چانهزنی دستهجمعی کارگران را برقرار کرد (حقی که پس از ابطال قانون NRA توسط دیوان عالی از بین رفته بود) و هیأت ملی روابط کار (NLRB) را برای داوری در اختلافات کاری ایجاد نمود. علاوه بر این اقدامات شاخص، کنگره یک بازنگری عمده مالیاتی نیز تصویب کرد - که مخالفانش آن را مالیات «چاپیدن از اغنیا» مینامیدند - و نرخ مالیات را برای افراد دارای درآمدهای بالا و شرکتهای بزرگ افزایش داد.
ائتلاف محافظه کاران و توقف اصلاحات
تا سال ۱۹۳۷، اقتصاد تا حد قابل توجهی بهبود یافته بود و روزولت که فرصتی برای بازگشت به بودجه متوازن میدید، هزینههای دولت را بهشدت کاهش داد. نتیجه این کار یک رکود شدید بود که طی آن اقتصاد دوباره به سمت سطح سال ۱۹۳۲ سقوط کرد. روزولت که از این رکود عبرت گرفته بود، توجه بیشتری به مشاورانی کرد که خرج بیشتر دولت و کسری بودجه را بهترین راه مقابله با رکود بزرگ میدانستند. در اواخر سال ۱۹۳۷، او از یک برنامه عظیم دیگر هزینههای دولتی حمایت کرد و تا اواسط سال ۱۹۳۸، بحران برطرف شد.
تا سال ۱۹۳۸، نیو دیل رو به پایان بود. دموکراتهای محافظهکار جنوبی آشکارا با ادامه آن مخالفت میکردند و تلاش روزولت برای شکست دادن چند تن از آنان در انتخابات مقدماتی دموکراتها در سال ۱۹۳۸، نهتنها ناموفق بود، بلکه این اتهام را نیز به همراه داشت که رئیسجمهور دیکتاتوری است که میخواهد یک «پاکسازی» انجام دهد. در انتخابات کنگره آن سال، جمهوریخواهان ۸۰ کرسی در مجلس نمایندگان و ۷ کرسی در سنا به دست آوردند. با وجود ادامه اکثریت دموکراتها در هر دو مجلس، ائتلافی از جمهوریخواهان و دموکراتهای محافظهکار راه را برای هرگونه قانون اصلاحی بیشتر مسدود کرد.
تءوری درستی نبوده و امریکا را در فقر و فلاکت برده. چون اقتصاد را از طریق کاشت گندم و جو و نخوردن گوشت باید شکوفا میکردن. مثل کشور ما.