سیاست‌های عشایری در دوران حکومت رضاشاه

مرحله دوم دوره کوتاه سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۰۸ را در بر می‌گیرد که طی آن ‌برنامه‌ای رادیکال مبتنی بر اعمال تغییرات سیاسی اجتماعی و اقتصادی آغاز شد که این ‌بار زندگی و وضع توده عشایر را نشانه رفته بود و درنهایت منجر به فوران مخالفت‌های خشونت‌آمیز ایلات شد.

سیاست‌های عشایری در دوران حکومت رضاشاه

کتاب «سیاست‌های عشایری در ایران؛ حکومت جدید و منازعات روستایی  (۱۳۰۰-۱۳۲۰)‌‫» نوشته استفانی کرونین با ترجمه محمود مقدس از سوی نشر شیرازه منتشر شد.

درمجموع کتاب حاضر سه مرحله کمابیش متمایز را در سیاست‌های عشایری در فاصله سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ شناسایی می‌کند. مرحله نخست که نیمه اول دهه ۱۳۰۰ را در بر می‌گیرد، عمدتاً شامل تأمین امنیت و مهار جاه‌طلبی‌ها و استقلال خوانین بود، سیاست‌هایی که به دلیل هرج و مرج استثنایی یک دهه قبل مورد استقبال جمعیت شهری و روستایی قرار گرفت.

مرحله دوم دوره کوتاه سال‌های ۱۳۰۹ تا ۱۳۰۸ را در بر می‌گیرد که طی آن ‌برنامه‌ای رادیکال مبتنی بر اعمال تغییرات سیاسی اجتماعی و اقتصادی آغاز شد که این ‌بار زندگی و وضع توده عشایر را نشانه رفته بود و درنهایت منجر به فوران مخالفت‌های خشونت‌آمیز ایلات شد.

مرحله سوم که مصادف است با دهه دوم حیات دولت پهلوی اول از عزم راسخ حکومت برای نابودی آخرین بقایای قدرت خان‌ها و شیوه زیست عشایری حکایت دارد. مرحله‌ای که از طریق چند سیاست پیگیری شد سیاست‌هایی که زمینه‌ساز نابودی گسترده‌تر نخبگان سیاسی از سال ۱۳۰۸ به بعد شد و به انزوای شاه و تضعیف روحیه حکومت وی انجامید و همزمان به فساد و ارتشاء گسترده میان افسران ارتش و مقامات دولتی دامن زد بدون آن‌که عشایر کوچ‌رو را به کشاورزان یکجانشین تبدیل کند.

زندگی عشایری، یکی از سه شیوه زیست در کشور ایران است که با دو شیوه دیگر، یعنی روستانشینی و شهرنشینی یک کل به‌ هم پیوسته‌ای را تشکیل می‌دهند که شناخت هریک از آن‌ها بدون توجه به اجزا و عناصر دیگر ساختارها و تأثیر متقابل آن‌ها دشوار و گاه غیرممکن است. زندگی عشایری باسابقه‌ترین شیوه زیست از میان شیوه‌های سه‌گانه در کشور است که سابقه آن به ۸۰۰۰ سال قبل بر می‌گردد.

عشایر ایران در قالب سلسله‌مراتب ایلی از ساختار قوی مختص به خود برخوردار بوده که هرچند در هر ایل دارای نام خاصی است، اما در کل به دو صورت پنج و شش رده‌ای خود را نشان می‌دهد، که با همین ساختارها در طول حیات خود در عرصه‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی در کشور از جایگاه بالایی برخوردار بوده‌اند. در اهمیت پرداختن به زندگی جامعه عشایری شاید نتوان حق مطلب را به جای آورد، اما به‌ طور فشرده می‌توان اهمیت این شیوه زیست را به شرح زیر بر شمرد:

نخست این‌که، حدود ۶۰ درصد از قلمروهای کشور مراتعی است که در مناطق دور از دسترس، حاشیه‌های مرزها و مناطق استراتژیک نظامی و امنیتی قرار دارند. مستقر شدن ایلات و عشایر در این مناطق هزینه‌های محافظت و پاسداری از مرزها را کاهش داده و مانع تحمیل مسائل امنیتی به کشور می‌شود. بنابراین، می‌توان عشایر را به‌ عنوان مدافعین مهمی در حفظ و حراست از مناطق مرزی کشور به ‌شمار آورد و به تعبیر دیگر عشایر در مرزها، سربازان و نیروهای بی‌مزد و مواجبی هستند که بدون دریافت هیچ مزدی ضمن حراست از مرزها موجب برقراری امنیت در آنجا هستند.

دوم این‌که، جامعه عشایری براساس شیوه معیشت خود از هزاران هکتار مرتع جهت دام خود استفاده می‌نماید و این منبع مرتعی را به ارزش افزوده و تولیدات دامی و کشاورزی تبدیل می‌کنند. در صورتی‌که این مراتع مورد استفاده عشایر قرار نگیرند، استفاده از این منابع خدادادی موجب خساراتی به اقتصاد کشور خواهد شد. بنابراین، هر چادر عشایری همانند یک کارگاه تولیدی است. در صورت سامان‌دهی عشایر بدون در نظر گرفتن طرح آمایش که می‌تواند عشایر را در کلیه مناطق مرزی استقرار دهد، به ‌طور یقین خلأ‌های دفاعی ایجاد خواهد شد.

سوم این‌که، جمعیت عشایر ایران با داشتن میلیون‌ها رأس گوسفند و بره، بز و بزغاله، گاو و گوساله و تولید صنایع دستی، قالی، قالیچه و گبه، گلیم و زیلو، جاجیم، حصیر و… بوده است، که محاسبه این‌ها و سود به دست آمده از فروش محصولات لبنی و دامی نیز ارقامی را به این‌ها می‌افزاید، جزء مولدترین بخش جامعه محسوب می‌شوند.

چهارم این‌که، مناطق و قلمروهای استقرار جامعه عشایری، جزء فضاهایی است که مناظر و چشم‌انداز طبیعی بسیار زیبایی دارد که می‌تواند زمینه‌ای برای جذب گردشگران داخلی و خارجی بوده و از جهات گوناگون برای کشور مفید باشند. در این بعد می‌توان بیکاری بسیاری از جوانان عشایر را رفع و از هجوم آن‌ها به روستاها و شهرها جلوگیری کرد.

پنجم این‌که، جامعه عشایری ایران حافظان و حاملان ارزش‌ها و میراث فرهنگی اصیل ایران‌زمین هستند. ایل‌ها و عشایر ایران مجموعه‌ای گسترده هستند که در گستره وسیعی از کشور پراکنده شده‌اند که می‌توانند مجموعه گوناگونی از بقایای سنت‌ها، عادت‌ها، آیین‌ها، مناسک، آداب و رسوم ملی، دینی، اجتماعی، فرهنگی و رفتارهای پسندیده را در مناطق عشایری مشاهده کرد.

ششم این‌که، دام‌های عشایر به ‌عنوان منابع ژنتیکی بومی اصیل دام کشور هستند که با شرایط محیطی مناطق مختلف سازگارند. بنابراین، باید پشتیبانی و محافظت شوند. بنابراین، شناخت این جوامع برای آحاد مردم و به ویژه دولتمردان ضروری به نظر می‌رسد.

مطالعات فراوانی درخصوص جامعه عشایری ایران در دهه‌های گذشته توسط محققان ایرانی و خارجی صورت گرفته است که هر کدام یک یا چند بعد از زندگی عشایر را بررسی کرده‌اند. اگر از قبلی‌ها چون مسعودی، اصطخری و کسانی چون دوبد، لیارد، گوارمانی، جونود، سیلگمن، کنت، موصیل، فورد، در قبل از ۱۹۴۰ و دیسکن، فیلبرگ، هرمانز و غیره تا ۱۹۵۰ بگذریم، افرادی را که از آن زمان به‌ بعد در تاریخ ایلات و عشایر کار کرده‌اند در این‌جا بیاوریم هم تعداد بسیارند و باید به افراد سرشناس بسنده کنیم، که تا دهه ۱۹۶۰ نیز غربی‌هایی چون پیترز، ویتکر، اسپونر، سالزمن، سالزر وغیره در این خصوص کار کرده‌اند و به‌تدریج بعد از این دهه محققان ایرانی وارد صحنه مطالعه زندگی ایلات و عشایر می‌شوند.

سیاست‌های عشایری در دوران حکومت رضاشاه استفانی کرونین

 

استفانی کرونین (متولد ۱۹۴۸)... عضو پژوهش در کالج سنت آنتونی و عضو دانشکده مطالعات شرقی دانشگاه آکسفورد است. او نویسنده هفت کتاب است، از جمله ارتش و دولت سازی در خاورمیانه مدرن: سیاست ، ناسیونالیسم و اصلاحات نظامی.

 

سیاست‌های عشایری در دوران حکومت رضاشاه

کتاب «سیاست‌های عشایری در ایران؛ حکومت جدید و منازعات روستایی (۱۳۰۰-۱۳۲۰)‌‫» نوشته استفانی کرونین با ترجمه محمود مقدس در ۳۵۲ صفحه و قیمت ۸۰۰ هزار تومان از سوی نشر شیرازه منتشر شد.

منبع: ایبنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید