دوران خلافت عباسی چه دوره ای بود؟

خلافت عباسی یا عباسیان سومین خلافت اسلامی بود که بعد از ظهور حضرت محمد به قدرت رسید. این خلافت به وسیله نوادگان عموی پیامبر اسلام، عباس بن عبدالمطلب، برپا شد که به همین علت به خلافت عباسی شهرت پیدا کرد. عباسیان که خلافت اموی را برکنار کردند، بیشتر دوران خود را در بغداد حکومت کردند. خلافت عباسی به دنبال جنبش سیاه‌جامگان به رهبری ابومسلم خراسانی تأسیس گردید.

نخست عباسیان، کوفه را مرکز قدرت خود نهادند، ولی در زمان منصور آن را به بغداد، در اطراف تیسفون پایتخت باستانی شاهنشاهی ایران، انتقال دادند. در دوران عباسی دیوان‌سالاران ایرانی مانند خانواده برمکی قدرت را امپراتوری اسلامی در دست گرفتند که این موضوع سبب شد تا نقش مسلمانان غیرعرب در امت اسلامی افزایش پیدا کند.

در این دوره طبقه حاکم سنت‌های ایرانی را قبول کردند، به پشتیبانان هنر و دانش تبدیل گردیدند و بغداد به مرکز جهانی علم، فرهنگ، فلسفه و نوآوری تبدیل گردید. به همین علت دوره عباسی به دوران طلایی اسلام معروف است.

عباسیان اندلس را در سال ۷۵۶، مراکش را در ۷۸۸، آفریقیه را در ۸۰۰ و مصر را در ۹۶۹ از دست دادند و سایر سلسله‌های اسلامی در این مناطق روی کار آمدند. قدرت سیاسی خلفای عباسی در آخر با پیدایش آل بویه و فتح بغداد به وسیله آنان نابود شد.

از این زمان به بعد، خلیفه به ظاهر رهبر جهان اسلام تبدیل شد؛ هرچند آنها توانستند تا اندازه بسیاری عراق را در کنترل خود نگاه دارند. دوران خلفای عباسی و دوران طلایی اسلام با حمله مغول‌ها و سقوط بغداد در ۱۲۵۸، هنگام حمله هلاکو خان، به انتها رسید.

هرچند یکی از شاخه‌های این سلسله سه سال بعد در قاهره دوباره خلافت را شروع کرد؛ هرچند در این زمان هم قدرت سیاسی در اختیار امرای مملوک بود. شاخه قاهره خلفای عباسی تا فتح مصر به وسیله عثمانیان در ۱۵۱۷ به ادعای رهبری جهان اسلام ادامه داد.

خلافت عباسی,دوران خلافت عباسی,تاریخچه مختصری از حکومت عباسیان

دوران خلافت عباسی

دوران اول خلافت عباسی

این عصر دوران طلایی خلفای عباسی است. در این عصر، خلفا اشخاص نیرومند و توانا هستند و استقلال تام دارند و همه نیروها زیر فرمان آنها قرار دارند. آنها از توان شخصی، سیاسی و اداری بسیاری برخودار بوده و توانستند یکپارچگی حکومت را حفظ و شورش ها را نابود کنند.

از دیگر خصوصیات این دوره حضور پررنگ ایرانیان به عنوان وزیران، دبیران و امیران نظامی در صحنه سیاسی و نظامی جامعه است که از مهم ترین آنها می تواند به بودن خاندان برمکیان و فضل بن سهل و برادرش حسن اشاره نمود. همین طور در این دوره فرماندهی سپاه در خدمت خلیفه بوده و فرماندهان نظامی، تماما تحت فرمان خلفا می باشند.

از دیگر ویژگی های این دوره، شروع نضهت ترجمه است که مقدمه برای آغاز دوران طلایی تمدن اسلامی و رشد علم و صنعت در سرزمین های اسلامی بود. از مهم ترین افرادی که در زمینه ترجمه اقدام به ترجمه آثار یونانی، ایرانی (پهلوی) و هندی به عربی کردند، می توان به عبدالله بن مقفع و حنین بن اسحاق اشاره کرد.

از دیگر اتفاقات مهم این دوره، جریان محنه در عصر مأمون، معتصم و واثق است که سبب تسلط معتزله بر جریان فکری جامعه و تفتیش عقاید و برخورد با اهل حدیث گردید.

خلفای این دوره عبارتند از : ابوالعباس سفاح،ابوجعفر منصور، ابوعبدالله مهدی،موسی الهادی،هارون الرشید (معروف ترین خلیفه عباسیان)، محمد امین، مأمون، معتصم و واثق.

خلافت عباسی,دوران خلافت عباسی,دوران خلافت عباسی چه دوره ای بود

فهرست خلفای عباسی

دوران دوم خلافت عباسی

خصوصیت مهم این دوران، ضعف خلافت و از بین رفتن به مرور هیبت آن بود. تا جایی که امیران تابع خلافت برای جدایی از آن نقشه می کشیدند. در این زمان ترک ها حاکم شده و دستگاه حکومتی را در خدمت گرفتند تا جایی که امیران ترک خلفا را به قتل می رساندند و یا برای آنان جانشین مشخص می کردند.

دیگر خصوصیت این دوران افزایش حکومت های مستقل در جاهای گوناگون جهان اسلام بود که دائما تهدیدی برای خلفا بودند. حکومت های قدرتمندی مثل سامانیان و آل بویه در ایران، حمدانیان در موصل و حلب و طولونیان، اخشیدیان و فاطمیان در مصر دائما تهدیدی برای خلفا به حیاب می آمدند. بعضی این حکومت ها فقط از خلیفه برای آنکه به آنها مشروعیت می دادند، حمایت می کردند. در نهایت این حکومت ها، پیشرفت حکومت خلافت کمتر شد و فقط عراق، بعضی از مناطق فارس و اهواز در دست خلفا باقی ماند که آن نیز زیر نظر غلامات ترک یا دیلمی با عنوان امیرالامرایی بود. خلافت در سال های ۲۵۶-۲۹۵ قمری یعنی در زمان معتمد، معتضد و مکتفی قسمت مهمی از قدرتش را دوباره پیدا کرد که به این دوره دوران بیداری خلافت می گویند.

خلفای این دوران عبارتند از:متوکل، منتصر، مستعین، معتز، مهتدی، معتمد، معتضد، مکتفی، مقتدر، قاهر، راضی، متقی و مستکفی. این دوران با تصرف بغداد به وسیله معزالدوله بویهی به آخر رسید.

دوران سوم خلافت عباسی

خصوصیت این دوره این است که قدرت واقعی خلیفه در دستان حاکمان آل بویه است و خلیفه تنها یک نام بود، که چون یک کارمند برای او مواجب تعیین شده بود و هیچ اراده و قدرتی از خود نداشت و در صورت مخالفت با امیران آل بویه از منصب خود برکنار و یا حتی کشته می شد. خلیفه حق دخالت در هیچ یک از کارهای خلافت را بدون مراجعت و جلب موافقت آنان نداشت.

در این دوران حتی آل بویه مذهب خویش که تشیع بود را در سرتاسر مملکت اسلامی که اکثر مردمانش از اهل سنت بودند، پیاده می کردند و مراسمی همچون عید غدیر و عاشورا در ممالک تحت نظارت آنان برپا می شد. در مناطق شرقی جهان اسلام قدرت در دستان امیران سامانی و پس از آنها غزنویان قرار داشت و آنان نیز بنا بر مصلحت خویش آن مناطق را اداره می کردند. اما در غرب جهان اسلام، این فاطمیان بودند که تحت نام خلفای فاطمی بر مردم فرمانروایی می کردند.

این دوره با نابودی حاکمان آل بویه توسط ترکان سلجوقی و تصرف شهر بغداد به دست طغرل بیک به پایان رسید. خلفای این دوره عبارتند از: مستکفی، مطیع، طائع، قادر و قائم.

خلافت عباسی,دوران خلافت عباسی,خلفای عباسی

دوران خلافت عباسی چه دوره ای بود

دوران چهارم عباسی

خصوصیات این دوران، انتقال قدرت واقعی به سلاجقه ترک است که در خراسان و ماوراءالنهر، سرزمین های مرکزی ایران، عراق، شام و بخش های بسیاری از آناتولی حاکم شدند. اوضاع خلافت در دوران سلاجقه بهتر از زمان آل بویه بود.

چون آنها سنی مذهبان شافعی بودند و احترام دینی خلفا را حفظ می کردند. خلفا در این دوران در توانایی و اقدام در یک سطح نبودند. آنان از دوران مسترشد، قدری از نفوذ حقیقی خود را دوباره گرفتند و از دوران مقتفی در حکومت بغداد و شهرهای تابعه آن مستقل شدند و در دوران ناصر قدرت خود را دوباره پیدا کردند و به مدت ۶۶ سال، تسلیم هیج سلطانی نشدند تا اینکه مغولان به این سرزمین ها هجوم آوردند و با اشغال بغداد و کشتن آخرین خلیفه عباسی، خلافت آنان را از بین بردند.

از خصوصیات این دوران احداث مدارس نظامیه، به وسیله خواجه نظام الملک وزیر سلجوقیان بود که باعث رشد علم در سرزمین های اسلامی شد. همین طور حکومت اسماعیلیان الموت به رهبری حسن صباح و ترورهایی که به وسیله پیروان او انجام می شد، مربوط به این دوره است.

با تصرف بغداد و کشته شدن خلیفه عباسی، یک نفر از عباسیان به نام احمد مستنصر به قاهره پیش بیبرس سلطان ممالیک بحری گریخت و در آنجا با نام مستنصر دوم، خلافت عباسیان قاهره را تشکیل داد. ولی آنان زیر سلطه ممالیک بحری و برجی بودند و هیچ اراده و قدرتی از خود نداشتند و در آخر با کشته شدن متوکل سوم، سلسله عباسیان به آخر رسید.

مورخان حکومت عباسی را طبق نیروهای خلافت و تحول بنی عباس، (حکومت: ۶۵۶-۱۳۲ق) از مشهورترین سلسله‌های خلافت اسلامی که قبل از پنج قرن در محدوده فعلی خاورمیانه حکومت داشتند. فعالیت امام صادق (ع) و امامان بعدی، در زمان بنی‌عباس بود. در این دوره، امامان و علویان و پیروان آنان، در فشار و سرکوب شدیدی بودند. سیاست امامان در مقابل حاکمان بنی‌عباس، تقیه و دوری از قیام و گاه گفتگوی صریح با خلیفه بود.

نخستین قیام مشهور علویان در دوره عباسیان، قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم در ۱۴۵ق علیه منصور بود. قیام شهید فخ هم در ۱۶۵ق به وسیله حسین بن علی علیه هادی عباسی انجام شد.

همه خلفای بنی‌عباس از نسل محمد بن علی، نوه ابن‌عباس، مفسر معروف بودند. محمد بن علی ادعا می‌کرد که ابوهاشم، نوه امام علی (ع)، او را به وصایت و امامت بنی‌هاشم انتخاب کرده است. ابومسلم، داعی مشهور عباسیان، در ۱۲۹ق از مرو قیام علیه بنی‌مروان را شروع کرد که به سقوط آنان و آغاز خلافت عباسیان انجامید. مکان حکومت بنی‌عباس، بغداد بود. معروف ترین خلفای این سلسله، منصور (۱۳۶-۱۵۸ق)، هارون (۱۹۳-۱۷۰ق) و مامون (۱۹۸-۲۱۸ق) بودند. مستعصم آخرین خلیفه این سلسله توسط هلاکو خان امیر مغول‌ها در سال ۶۵۶ق کشته شد. اوضاع سیاسی و شکوفایی زندگی فرهنگی و فکری به چهار عصر تقسیم کردند:

خلفای عباسی

 سفاح ۱۳۱–۱۳۶ ۷۵۰–۷۵۴) منصور ۱۳۶–۱۵۸ ۷۵۴–۷۷۵)
مهدی (۱۵۸–۱۶۹ ۷۷۵–۷۸۵ )  هادی (۱۶۹–۱۷۰ ۷۸۵–۷۸۶ )  
هارون الرشید  (۱۷۰–۱۹۳ ۷۸۶–۸۰۹ )  امین (۱۹۳–۱۹۸ ۸۰۹–۸۱۳ )  
مأمون  ( ۱۹۸–۲۱۸ ۸۱۳–۸۳۳  )  معتصم (۲۱۸–۲۲۷ ۸۳۳–۸۴۲ )  
واثق  (۲۲۷–۲۳۲ ۸۴۲–۸۴۷ )  متوکل ( ۲۳۲–۲۴۷ ۸۴۷–۸۶۱ )  
منتصر  (۲۴۷–۲۴۸ ۸۶۱–۸۶۲ )  مستعین ( ۲۴۸–۲۵۲ ۸۶۲–۸۶۶ )  
معتز(۲۵۲–۲۵۵ ۸۶۶–۸۶۹ )  مهتدی(۲۵۵–۲۵۶ ۸۶۹–۸۷۰ ) 
معتمد( ۲۵۷–۲۷۹ ۸۷۰–۸۹۲ )  معتضد (۲۷۹–۲۸۹ ۸۹۲–۹۰۲ ) 
مکتفی (۲۸۹–۲۹۵ ۹۰۲–۹۰۸ )  مقتدر (۲۹۵–۳۲۰ ۹۰۸–۹۳۲ ) 
قاهر (۳۲۰–۳۲۲ ۹۳۲–۹۳۴ )  قائم (۴۲۲–۴۶۸ ۱۰۳۱–۱۰۷۵ ) 
مقتدی (۴۶۸–۴۸۷ ۱۰۷۵–۱۰۹۴ )  مستظهر (۴۸۷–۵۱۲ ۱۰۹۴–۱۱۱۸ ) 
مسترشد(۵۱۲–۵۳۰ ۱۱۱۸–۱۱۳۵ )  راشد (۵۳۰–۵۳۱ ۱۱۳۵–۱۱۳۶ ) 
مقتفی (۵۳۱–۵۵۵ ۱۱۳۶–۱۱۶۰ )  مستنجد (۵۵۵–۵۶۶ ۱۱۶۰–۱۱۷۰ ) 
مستضی  (۵۶۶–۵۷۶ ۱۱۷۰–۱۱۸۰ )  ناصر (۵۷۶–۶۲۲ ۱۱۸۰–۱۲۲۵ ) 
ظاهر (۶۲۲–۶۲۳ ۱۲۲۵–۱۲۲۶ )  مستنصر (۶۲۳–۶۴۰ ۱۲۲۶–۱۲۴۲ ) 
مستعصم (۶۴۰–۶۵۶ ۱۲۴۲–۱۲ )  -
منبع: بیتوته
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید