تقی آزاد ارمکی : پزشکیان معمار توافق با امریکاست/ تندروها با پایان یافتن جنگ، ابزار خودشان را از دست می دهند
تجار، دانشگاهیان، هنرمندان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی همگی از شرایط صلح استقبال میکنند، زیرا صلح امکان فعالیت و توسعه را فراهم میکند
روزنامه اعتماد در گفت وگو با تقی آزاد ارمکی دیدگاه او را در باره تفاهم امضا شده توسط پزشکیان را بررسی کرده است.
بخشهایی از نظرات آزاد ارمکی را می خوانید:
*واقعیت این است که اگر جنگ ادامه پیدا میکرد، احتمال شکلگیری یک درگیری بسیار گستردهتر وجود داشت؛ درگیری که میتوانست پای اروپا، ناتو و حتی روسیه و چین را نیز به میان بکشد. در چنین شرایطی، دنیا در آستانه یک بحران بزرگ قرار میگرفت. بنابراین بسیاری از کشورها ترجیح دادند به جای گسترش جنگ، به سمت صلح حرکت کنند. البته این موضوع فقط به نیازهای داخلی کشورها هم مربوط نبود. ممکن است برخی بگویند امریکا به دلیل مسائل انتخاباتی خودش یا ایران به دلیل مشکلات اقتصادیاش به سمت ترک تخاصم و امکان دادن به تحقق صلح رفتند، اما من معتقدم مساله بزرگتر از این حرفها بود. ادامه جنگ میتوانست به یک بحران جهانی تبدیل شود و همین مساله باعث شد اراده عمومی برای پایان دادن به آن شکل بگیرد.
* در داخل ایران هم نیروهای مسلح با وجود مقاومت و ایستادگی در برابر امریکا و اسراییل، هیچگاه جنگ طلب نبودهاند. نیروهای نظامی ایران نشان دادند که توان دفاعی بالایی دارند، اما هدفشان گسترش جنگ یا تصاحب سرزمینهای دیگر نبوده است. هر زمان که دشمن به سمت آتشبس حرکت کرده، ایران هم آن را پذیرفته است. حتی زمانی که دست بالا را در جنگ داشتیم. این نشان میدهد که ایران اساسا رویکردی صلحطلبانه دارد. در مقابل، رفتار اسراییل در منطقه نشان میدهد که این رژیم رویکردی متفاوت دارد؛ از یکسو از آتشبس سخن میگوید و از سوی دیگر حملات خود را در لبنان و... ادامه میدهد. این رفتار باعث شده بسیاری از کشورهای جهان نسبت به سیاستهای جنگطلبانه اسراییل انتقاد داشته باشند. در مجموع میتوان گفت که مجموعهای از عوامل داخلی و بینالمللی باعث شد همه طرفها به سمت صلح حرکت کنند.
^مسوولیت پایان بحشیدن به جنگ را فقط افرادی میتوانند بپذیرند که از جایگاه و پشتوانه سیاسی و اجتماعی بالایی برخوردار باشند. در تاریخ جمهوری اسلامی هم نمونههایی از این موضوع وجود دارد. برای مثال آیتالله هاشمیرفسنجانی با حمایت امام خمینی توانست در مقطع خاصی تصمیمهای مهمی بگیرد. امروز هم چنین مسوولیتی بر دوش رییسجمهور پزشکیان قرار دارد. رییسجمهور با حمایت رهبر سوم انقلاب و با استفاده از ظرفیتهای دیپلماسی کشور توانست این مسیر را مدیریت کند. در واقع مسوولیت حوزه دیپلماسی با دولت است و طبیعی است که رییسجمهور باید برای مذاکره و ایجاد تفاهم اقدام کند. به نظر من این روند در مجموع موفق بوده است. حتی در امریکا هم برخی تحلیلگران گفتهاند که ایران در میز مذاکره دست بالا را داشته است. بنابراین میتوان گفت که مدیریت این روند در داخل کشور به شکل قابل توجهی انجام شده است. پزشکیان را باید معمار توافق با امریکا بدانیم.
*طبیعی است که چنین تصمیمهایی با مخالفتهایی هم همراه باشد. همیشه گروههایی وجود دارند که ادامه تنش را ترجیح میدهند. برخی جریانهای رادیکال یا تندرو ممکن است احساس کنند که با پایان جنگ، یکی از ابزارهای سیاسی خود را از دست میدهند. این گروهها ممکن است تلاش کنند فضای سیاسی را متشنج کنند یا با فضاسازی رسانهای مخالفت خود را نشان دهند. اما این موضوع تا حدی طبیعی است و در بسیاری از کشورها هم دیده میشود. مهم این است که جامعه در نهایت چه مسیری را انتخاب میکند.
*جامعه ایران بهطور کلی به دنبال سازگاری، توسعه و دموکراسی است. تجربه جنگ نشان داد که جامعه تمایلی به رادیکال شدن ندارد و حتی در شرایط سخت هم تلاش کرده از افراط دوری کند. در زمان جنگ بسیاری از فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی عملا متوقف شده بود. کسبوکارها دچار رکود شده بودند، فعالیتهای فرهنگی کاهش یافته بود، دانشگاهها و مراکز علمی با محدودیت روبهرو بودند و بسیاری از بخشهای اقتصادی و خدماتی تحت تأثیر شرایط قرار داشتند. طبیعی است که با پایان این وضعیت، بخش بزرگی از جامعه احساس آرامش و امید بیشتری داشته باشد. تجار، دانشگاهیان، هنرمندان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی همگی از شرایط صلح استقبال میکنند، زیرا صلح امکان فعالیت و توسعه را فراهم میکند. در مقابل، گروههای محدودی ممکن است با این روند مخالف باشند، اما وزن اجتماعی آنها در مقایسه با اکثریت جامعه چندان زیاد نیست.