کوشنر و ویتکاف و تجارت سودآور صلح | آنها با دیپلماسی چقدر به جیب زدند؟
روزنامه نیویورک تایمز، به ترفند دولت دونالد ترامپ در درآمدزایی از بحرانها به ویژه در ارتباط با ایران پرداخته است.
به گزارش خبرفوری، در این طرح، جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور و استیو ویتکاف، سرمایهگذار و فرستاده ویژه، نقش اصلی را در مذاکرات صلح ایفا میکنند. این دو بهعنوان اعضای غیررسمی «هیئت صلح» در مرکز تلاشهای دیپلماتیک دولت قرار گرفتهاند.
پس از اعلام اولیه سفر آنها به پاکستان برای ادامه مذاکرات با ایران، بازارهای مالی واکنش مثبت نشان دادند و امید به کاهش تنشها افزایش یافت. اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، ترامپ این سفر را لغو کرد؛ تصمیمی که نشاندهنده بیثباتی و شخصیسازی شدید روند دیپلماسی در دولت او تلقی شد.
در طول یک سال گذشته، کوشنر و ویتکاف به چهرههای کلیدی در سیاست خارجی غیررسمی آمریکا تبدیل شدهاند. آنها در مذاکراتی با گروههایی مانند حماس، مقامات روسیه، اوکراین و میانجیهای ایرانی شرکت کردهاند. نقش گسترده آنها نشان میدهد که دولت ترامپ بخش مهمی از دیپلماسی حساس خود را به افراد نزدیک به رئیسجمهور و نه دیپلماتهای حرفهای واگذار کرده است.
بیشتر بخوانید:
عروسی پسر ترامپ عقب افتاد | عروس از دونالد ترامپ عصبانی است | مراسم عروسی بعد از جنگ با ایران!
یک میلیارد دلار شرطبندی روی زمانبندی دقیق آغاز جنگ دوباره | چه اتفاقی دارد میافتد؟
منتقدان معتقدند این رویکرد مرز میان منافع عمومی و خصوصی را از بین برده است. هر دو نفر در کنار نقش سیاسی، فعالان اقتصادی هستند و در پروژههای بزرگ سرمایهگذاری جهانی مشارکت دارند. طرحهای آنها برای صلح، اغلب با پروژههای اقتصادی همراه است؛ از جمله ایجاد مناطق اقتصادی در مناطق جنگزده و بازسازی زیرساختها با رویکردی مبتنی بر سودآوری.
برای مثال، در طرح آتشبس میان اسرائیل و حماس، پیشنهاد شده بود منطقهای اقتصادی در غزه ایجاد شود که شامل مراکز داده، برجهای تجاری و صنایع پیشرفته باشد. همچنین در پیشنویس توافق احتمالی میان روسیه و اوکراین، سهمی از منافع بازسازی به شرکتهای آمریکایی اختصاص داده شده بود. این نگاه، صلح را نه یک فرآیند سیاسی، بلکه یک فرصت اقتصادی تلقی میکند.
همزمان، نقش پاکستان بهعنوان میانجی میان آمریکا و ایران پررنگتر شده است. قراردادهای اقتصادی میان شرکتهای مرتبط با اطرافیان ترامپ و نهادهای پاکستانی، باعث شده این کشور به یکی از بازیگران اصلی در مسیر مذاکرات تبدیل شود.
گزارش همچنین به ساختار حقوقی و مالی مبهم «هیئت صلح» اشاره میکند. این نهاد بهطور رسمی بخشی از سازمانهای بینالمللی شناختهشده نیست، اما از بودجه عمومی آمریکا استفاده میکند. برخی اعضای آن دارای منافع مالی گسترده در خاورمیانه هستند و افشای کامل داراییها در همه موارد انجام نشده است.
قانونگذاران آمریکایی نگرانیهایی درباره تضاد منافع مطرح کردهاند. برخی سناتورها و نمایندگان دموکرات، تحقیقات رسمی درباره نقش کوشنر و ویتکاف آغاز کردهاند و احتمال سود مالی آنها از توافقهای بینالمللی را زیر سؤال بردهاند.
در سطح کلانتر، این گزارش استدلال میکند که دولت ترامپ مرز میان سیاست خارجی و منافع خصوصی را به شکل بیسابقهای محو کرده است. برخلاف سنت دیپلماسی بینالمللی که بر نقش دولتها و نهادهای چندجانبه تکیه دارد، این رویکرد صلح را به مجموعهای از معاملات اقتصادی میان بازیگران محدود تبدیل کرده است.
با وجود این، نتایج عملی این سیاستها هنوز محدود بوده است. مذاکرات با ایران، روسیه و حماس بارها شکست خورده یا متوقف شدهاند و تنشها در خاورمیانه همچنان ادامه دارد. همزمان، هزینههای اقتصادی و بیثباتی انرژی نیز بر جامعه آمریکا فشار وارد کرده است.
گزارش نتیجه میگیرد که گرچه ایده استفاده از بازیگران غیردولتی در دیپلماسی سابقه دارد، اما مدل فعلی دولت ترامپ آن را به سطحی بیسابقه از درهمتنیدگی قدرت سیاسی و سرمایهگذاری خصوصی رسانده است؛ وضعیتی که آینده صلح را نامطمئن و وابسته به منافع اقتصادی افراد نزدیک به قدرت کرده است.