در شهرهای ایران چه گذشت؟؛ روایت روزنامه هم‌‌میهن از روزهای اعتراضات در استان‌‌هایی غیر از تهران

یک مددکار اجتماعی در مشهد می‌گوید در اتفاقات اخیر، همکاران مددکارش به او اطلاع داده‌اند که 10 نفر از مددجویان‌شان در این اعتراضات فوت شده‌اند؛ مددجویانی که بیشتر دچار اعتیاد بودند. او گفت: «بعضی اعضای کادر درمان در بیمارستان‌ها به من می‌گویند که وضعیت بسیار اسفبار و شلوغ است. بیمارستان‌های امام رضا و امدادی در مشهد، فراخوان خون داده‌اند چون در بعضی گروه‌های خونی، کمبود داشتند. در مشهد هم بیشتر جوانان 25 سال به پایین بودند که فوت شدند. در میان آنها زن فوت‌شده هم بوده است.»

در شهرهای ایران چه گذشت؟؛ روایت روزنامه هم‌‌میهن از روزهای اعتراضات در استان‌‌هایی غیر از تهران

الناز محمدی و   سارا سبزی خبرنگاران گروه جامعه در روزنامه هم‌‌میهن در گزارشی نوشتند: اخبار غیررسمی از رخ دادن اعتراضات در بیش از 100 شهر ایران حکایت دارد؛ از شهرهایی کوچک مثل کوار و مرودشت و فسای فارس، هفشجان چهارمحال و بختیاری، آبدانان، ملکشاهی ایلام، جونقان اصفهان تا رشت، مشهد، تهران، اصفهان، شیراز، کیش، قشم و بندرعباس. حجم اعتراضات، جانباختگان و مجروحان به دلیل قطعی اینترنت و نبود آمارهای رسمی هنوز روشن نیست و هرآنچه از ‌آن اطلاع داریم، از پیش از قطعی رسمی اینترنت و گفت‌وگو با اهالی این شهرهاست.

تبدیل شدن ایران به یک نقطه تاریک در 10 روز اخیر، باعث شد آمار جانباختگان، مجروحان و بازداشتی‌ها در شهرهای کوچک و بزرگ در بی‌خبری‌های اخیر گم شوند و حالا گفت‌وگو با بعضی از ساکنان شهرهای ایران، نشان می‌دهد در بیشتر این شهرها بیمارستان‌ها همچنان شلوغ‌اند، در بعضی شهرها فراخوان اهدای خون صادر شده، تعداد بازداشتی‌ها زیاد اما نامشخص است، در شهرهایی مثل مشهد در میان جانباختگان، افراد آسیب‌دیده اجتماعی مانند معتادان هم وجود دارند اما در بیشتر این شهرها از ابتدای این هفته، بازارها غیر از صنف طلافروشان فعالیت‌شان را از سر گرفته‌اند؛ هرچند مردم ساکن بعضی شهرها به هم‌میهن می‌گویند که خرید و فروش در فروشگاه‌های مختلف به وضعیت عادی بازنگشته و مردم همچنان در بهت و غم به سر می‌برند. 

[هم‌میهن: این گزارش سویه اجتماعی دارد درحالی‌که با نگاه سیاسی این گزاره طرح شده که تاکید بر شهرهای کوچک و مرزی به قصد مشغول بودن و حضور کم‌شمارتر نیروی انتظامی در شهرهای بزرگ بوده است.]

تعداد بالای فوتی‌ها در ایذه

از هفتم دی‌ماه که اعتراضات از بازار تهران شروع شد تا هجدهم و نوزدهم دی‌ماه که به اوج خود رسید، معترضان بعضی شهرهای استان خوزستان هم به خیابان آمدند؛ براساس اطلاعاتی که «هم‌میهن» از فعالان اجتماعی و مردم این شهرها به دست آورده، در اهواز و چند شهر لرنشین این استان، اعتراضات بیشتر از بقیه بوده است؛ شهرهایی مثل رامهرمز، باغملک، مسجدسلیمان و ایذه. منابع آگاه در خوزستان به «هم‌میهن» می‌گویند که در این روزها، در آبادان بازار تعطیل است، در ایذه بازداشتی‌ها، کشته‌ها و مجروحان بیشتر از بقیه شهرها بوده و در مناطق کوروش، زیتون کارمندی، کیانپارس و صددستگاه اهواز، اعتراضات از هجدهم دی‌ماه، سه‌روز پشت‌ سر هم ادامه داشته است. 

پونه پیل‌رام، عضو انجمن فوریت‌های پزشکی خوزستان و مدیر تعاونی باوردلان جنوب هم در گفت‌وگو با «هم‌میهن» این اطلاعات را تایید می‌کند و می‌گوید تا جایی که اطلاع کسب کرده، در اهواز کسی کشته نشده است: «در روزهای اعتراضات گاز اشک‌آور زیاد می‌زدند اما ندیدم و نشنیدم که کسی کشته شده باشد ولی مجروحانی که گاز اشک‌آور خورده بودند، چشم‌شان آسیب دیده بود یا پرده گوش‌شان درد می‌کرد، از نزدیک دیدم و به آنها کمک کردم. ولی کسی را ندیدم که تیر خورده باشد، البته تیر ساچمه‌ای دیدم.» او می‌گوید که بیشتر کسانی که اعتراض می‌کردند زن بودند و جوان. 

22 دی‌ماه بود که علی فیضی، مدیرکل انتقال خون خوزستان از نیاز این استان به تامین همه گروه‌های خونی در «مقطع کنونی» خبر داد. هرچند او تعداد بالای بیماران تالاسمی در خوزستان، جمعیت بالای استان و معین بودن خوزستان برای درمان بیماران استان‌های مجاور را دلیل همیشگی نیاز به خون و فرآورده‌های خونی اعلام کرد اما به‌نظر می‌رسد تعداد بالای مجروحان در بیمارستان‌ها و بقیه مراکز درمانی، نیاز به خون را بیشتر کرده است.

پیل‌رام درباره مشاهداتش از وضعیت زخمی‌ها در مراکز درمانی می‌گوید: «خیلی از مجروحان می‌ترسیدند که بروند مراکز درمانی و بگویند مثلاً چشم‌مان آسیب دیده است. بعضی از افراد، به اسم دیگری خودشان را معرفی می‌کردند اما چون درمانگاه‌ها موظفند اسم و کدملی از بیماران بگیرند، عملاً راه دیگری نبود. من از بیمارستان ایذه و باغملک هم خبر دارم که آسیب‌دیده‌ها و مجروحان ترجیح می‌دادند به اسم دیگری خودشان را معرفی کنند. من پرستارانی را می‌شناسم که به افراد ساچمه‌خورده کمک کردند و آنها دیگر به بیمارستان‌ها مراجعه نکردند.» 

پیل‌رام می‌گوید، از تعدادی از کادر درمان در ایذه شنیده است که تعداد کشته‌شدگان و زخمی‌ها در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها قابل توجه بوده است. در باغملک اما تعدادی از پرستاران به او گفته‌اند که در روزهای اوج اعتراضات، دسترسی به اطلاعات اورژانس و تریاژ نداشته‌اند اما از همکاران‌شان شنیده‌اند غیر از افراد تیرخورده، بیماران دست‌وپا شکسته و به کما رفته هم داشته‌اند. هرچند هنوز تعداد دقیق بازداشتی‌ها در استان‌های مختلف مثل خوزستان مشخص نیست، اما فعالان اجتماعی در گفت‌وگو با «هم‌میهن» تعداد بازداشتی‌ها در خوزستان را بالای هزارنفر برآورد می‌کنند. 

این روزها و پس از گذشت یک‌هفته به‌نظر می‌رسد وضعیت شهرهای استان خوزستان عادی‌تر شده اما کسب‌وکارها و فروشگاه‌های بازارها کار و کاسبی‌شان کساد است. در روزهای گذشته بازار طلافروش‌ها و کسب‌وکارهایی که با طلا و دلار ارتباط دارند، بسته بوده‌اند و فعالیتی نمی‌کنند. پیل‌رام می‌گوید در صنف پوشاک، مغازه‌ها یکی در میان بازند چون مردم بیرون نمی‌روند: «در اهواز صبح‌ها به‌ندرت فروشگاه‌ها باز هستند، اما عصرها بهتر می‌شود. مردم انگیزه‌ای برای خرید ندارند، قیمت‌ها به‌شدت متغیر و غیرثابت است. افراد ترجیح می‌دهند پول‌شان را برای موارد ضروری‌تر نگاه دارند تا بروند خرید کنند.

سوپرمارکت‌ها هم می‌گویند تعداد آدم‌هایی که از ما خرید می‌کنند کم شده است، شاید البته دلیل‌اش این باشد که آدم‌ها به سمت خریدهای یارانه‌ای جدید و استفاده از کالابرگ‌ها رفته‌اند، برای همین هم هست که بیشتر، فروشگاه‌های زنجیره‌ای باز هستند که محصولات را به‌صورت کالابرگی ارائه می‌کنند.»  بیشترین آسیب را اما این روزها کسب‌وکارهای آنلاین به‌دلیل قطعی اینترنت دیده‌اند.

پونه پیل‌رام، فعال اجتماعی در اهواز می‌گوید که در خوزستان آنلاین‌شاپ‌هایی که زنان مدیران آنها هستند یا کارهای تبلیغاتی در سایت‌ها که زنان در آنها مشغول به کارند خیلی زیاد است و الان همه آنها بدون استثنا آسیب دیده‌اند: «در تعاونی من که 200 زن زیرمجموعه‌اند، همه کسب‌وکارشان نابود شده است. نابودشدن فقط به معنی این نیست که کسی مجبور شود ماشین و خانه‌اش را بفروشد، این زنان الان نمی‌توانند قسط‌هایشان را بدهند، چک‌هایشان را پاس کنند، کرایه‌های مغازه‌هایشان را بدهند و حقوق کارمندان‌شان را پرداخت کنند. الان ما دست‌به‌دست هم داده‌ایم و به هم پول قرض می‌دهیم. آنها بنگاه‌های کسب و کار کوچکی‌اند که با یک تا سه نفر کار می‌کنند و معمولاً هم جزو زنان آسیب‌دیده‌اند. هیچ‌کس هم پاسخگوی این وضعیت نیست.

در باغملک اما تعدادی از پرستاران به او گفته‌اند که در روزهای اوج اعتراضات، دسترسی به اطلاعات اورژانس و تریاژ نداشته‌اند اما از همکاران‌شان شنیده‌اند غیر از افراد تیرخورده، بیماران دست‌وپا شکسته و به کما رفته هم داشته‌اند

الان من که دسترسی به مسئولان دولتی و بازار و... هم دارم، نمی‌دانم به این زنان چه پاسخی باید بدهم. بگویم 10 روز دیگر اینترنت وصل می‌شود؟ یک‌سال دیگر؟ دچار بلاتکلیفی خاصی هستیم.» او ادامه می‌دهد: «در باغملک و رامهرمز کسانی هستند که به من می‌گویند، ما می‌ترسیم بیرون برویم. در این شهرها کسب‌وکار تعداد زیادی از مردم، کشاورزی و دامداری است و اینها چرخه خرید‌وفروش‌شان تقریباً از کار افتاده است.

الان به‌اندازه نصف‌ماه این مردم درگیر این اتفاقات بوده‌اند و عملاً دولت هیچ پاسخی ندارد که به آنها بدهد؛ مثلاً می‌توانند بگویند ما به بانک‌ها سپرده‌ایم یک‌ماه از شما قسط نگیرند. کانال استانداری خوزستان در ایتا هم اصلاً به‌روز نمی‌شود، یعنی از استانداری خوزستان هم اطلاعات یا دلخوشی‌ای به ما نمی‌رسد. ما خودمان داریم به خودمان کمک می‌کنیم، به افراد نیازمند، خودمان کمک می‌کنیم اما نمی‌دانیم باید به کسب‌وکارها چه بگوییم. الان رابطه دولت و ملت کاملاً قطع شده است.»

مرگ 10 آسیب‌دیده اجتماعی در مشهد

اعتراضات در مشهد و خیابان‌هایش از اواسط دوهفته پیش شروع شد؛ سه‌شنبه 16 دی‌ماه بود که تعدادی از کسبه در اعتراض به آنچه وضعیت بد معیشتی می‌خواندند، در احمدآباد تجمع کردند. آن روز مغازه‌داران بازار رضا و خیابان مدرس مشهد، در خیابان جمع شدند و «ایسنا» گزارش کرد که خیابان احمدآباد محل تجمع معترضان و ترافیک شدید برای دقایقی بود.

در بین ساعات ظهر تا عصر آن‌روز، خیابان ۱۷ شهریور و بازار رضا شاهد اعتراضات برخی کسبه بود که مغازه‌های خود را تعطیل کرده و عباراتی مانند «گرانی حق ما نیست» را روی پلاکاردهایی که در دست داشتند، نوشته بودند. در هجدهم، نوزدهم و بیستم دی‌ماه هم این اعتراضات ادامه داشت و جمعی از کسبه خیابان مدرس مشهد هم مغازه‌های خود را بستند.

اعتراضات در این روزها در بلوار وکیل‌آباد و خیابان‌های احمدآباد، طبرسی و هفت‌تیر بیشتر بود و تجمع در حدفاصل خیابان عارف تا راهنمایی باعث شد خط یک مترو، در ایستگاه‌های طالقانی و قائم، توقف نداشته باشد. حالا فعالان اجتماعی در این شهر به «هم‌میهن» می‌گویند، پس از آن روزهای پرالتهاب در مشهد، این شهر هم همان اوضاع و احوالی را می‌گذرانند که در بقیه شهرها هست.

یک مددکار اجتماعی به «هم‌میهن» می‌گوید در اتفاقات اخیر، همکاران مددکارش به او اطلاع داده‌اند که 10 نفر از مددجویان‌شان در این اعتراضات فوت شده‌اند؛ مددجویانی که بیشتر دچار اعتیاد بودند: «بعضی اعضای کادر درمان در بیمارستان‌ها به من می‌گویند که وضعیت بسیار اسفبار و شلوغ است. بیمارستان‌های امام رضا و امدادی در مشهد، فراخوان خون داده‌اند چون در بعضی گروه‌های خونی، کمبود داشتند. در مشهد هم بیشتر جوانان 25 سال به پایین بودند که فوت شدند. در میان آنها زن فوت‌شده هم بوده است.»

امیرخانی که او هم در مشهد، مددکار اجتماعی است، به «هم‌میهن» می‌گوید این روزها که در خیابان قدم می‌زند و در محل کارش می‌بیند که شادی و خوشی در صورت مردم دیده نمی‌شود: «در صورت مردم یک‌جور غم خاصی هست، دچار نگرانی و اضطراب‌ هستند و نمی‌دانند چه اتفاقی برایشان می‌افتد، و وقتی فردا از خواب بیدار می‌شوند، آیا کار دارند یا نه. وقتی به چشم‌های این مردم نگاه می‌کنم، «شادی» در آنها پیدا نیست.» او می‌گوید که این روزها غیر از طلافروشی‌ها، بقیه مغازه‌ها باز هستند اما مشتری چندانی در آنها عملاً دیده نمی‌شود: «در روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه اما مغازه‌ها برای جلوگیری از آسیب‌دیدن، اجازه باز کردن نداشتند.»

خانواده‌های داغدار در ممسنی 

اعتراضات و اعتصابات دی‌ماه در برخی از شهرهای کوچک کشور به‌صورت محدود رخ داده و زودتر به وضعیت عادی برگشتند؛ مثل گنبدکاووس که در روزهای 18 و 19 دی‌ماه با جمعیت زیادی از معترضان در خیابان‌ها روبه‌رو شد، اما تعداد بازداشتی‌ها، مجروحان و کشته‌شدگان این اعتراضات بالا نبوده است، شاید کمتر از تعداد انگشتان یک‌دست. آنطور که برخی از ساکنان این شهر می‌‌گویند، در تعطیلات چندروز اخیر به‌دلیل ناامنی‌ها، بسیاری از مغازه‌ها و کافه‌ها از سوی اصناف و تعزیرات بسته می‌شدند اما از روز گذشته، دیگر دستوری برای بستن مغازه‌ها شنیده نشده است.

ازطرف‌دیگر، بررسی‌های «هم‌میهن» نشان می‌دهد، تعطیلی در این شهر گسترده نبوده و حالا وضعیت آن عادی است. در میان شهرهای استان هرمزگان هم بندرعباس نسبت به شهرهای دیگر آن با حضور بیشتری از معترضان در روزهای 18 و 19 دی روبه‌رو بوده اما تعداد بازداشتی‌های آن هم چندان بالا نبوده است و حالا وضعیت این شهر هم به شرایط عادی برگشته است اما شهرهایی مثل ممسنی استان فارس، روزهایی خاموش را پشت‌سرگذاشته‌اند و بعد از دو هفته، اصناف و کسبه، کارشان را هرچند بی‌رونق و کمرنگ، شروع کرده‌اند.

بسیاری از مغازه‌های نورآباد ممسنی در شمال غرب استان فارس هم پیش از روزهای اوج اعتراضات دی‌ماه کار خود را تعطیل کرده بودند و حالا اهالی آن می‌گویند: «شهر غم‌گرفته است و بسیار بیشتر ازظرفیت‌اش صدمه دیده»؛ در شهری که به شلوغی‌اش معروف بود و اصناف و مغازه‌ها تا اواخر شب فعال بودند، در دوهفته اخیر از ساعت 6-5 غروب به‌بعد دیگر کسی در خیابان‌ها نبود؛ «مردم انگار هیچ انگیزه‌ای نداشتند.» این روایت «زهرا»، یکی از ساکنان این شهر است که تعریف می‌کند تعداد زخمی‌ها آنقدر بالا بود که دیگر بیمارستان شهر ظرفیت نداشت و مجروحان به درمانگاه و حتی شهرهای دیگر هم منتقل می‌شدند.

او می‌گوید در روزهای اوج درگیری و اعتراضات در بیمارستان شهر اصلاً جایی برای رفت‌وآمد نبود و آنها که بیمار عادی داشتند هم به‌سختی به بیمارستان‌ها رفت‌وآمد می‌کردند: «بااین‌حال کادر بیمارستان به مجروحان خیلی کمک می‌‌کردند اما باقی شهر تعطیل بود. اینترنت نبود و‌ از ساعتی به‌بعد دیگر آنتن تلفن هم قطع بود. پیام کوتاه هم هیچ.» به روایت او بسیاری از مصدومان، جراحت خود را در خانه و به کمک  یک پرستار یا پزشک آشنا، مداوا می‌کردند: «خیلی مجروح داشتیم. بسیاری از آنها می‌ترسیدند و به بیمارستان نمی‌رفتند و از ترس، وقتی به خانه می‌رفتند یا به‌دلیل نبودن پزشک یا عفونت ناشی از مجروحیت فوت می‌شدند.

مجروحان شهرهای اطراف را برای درمان به ممسنی نمی‌آوردند؛ چون شهر ما خودش خیلی آشوب بود و از این شهر به جاهای دیگر می‌بردند.» درست مثل شهرهای دیگر، تعداد بازداشتی‌های ممسنی هم بالا بود و بخش زیادی از آنها را گروه سنی 20 تا 25 سال تشکیل می‌دادند: «بازداشتی‌ها را هم بعد از بازداشت به شهرهای بزرگتر ‌بردند.» 

روایتی از رشت

هرکسی در رشت روایتی درباره بازداشتی‌ها، مجروحان و جانباختگان دارد و از جمعیت قابل توجه معترضان در روزهای 18 و 19 دی‌ماه تعریف می‌کند؛ درست مثل آنچه این شهر در اعتراضات 1401 پشت‌سر گذاشت. بیمارستان‌های رشت مثل گلسار و درمانگاه‌های کوچک آن هم در جریان این اعتراضات شاهد تعداد زیادی مجروح بوده‌اند.

حالا نیمی از مغازه‌ها و کافه‌های شهر رشت باز و نیمی دیگر بسته‌اند و بعضی از کارمندان آن هم بعد از یک‌هفته، از روز یکشنبه به سرکار خود برگشته‌اند اما باز هم به‌دلیل ادامه قطعی اینترنت، کارها چندان پیش نمی‌رود. آنهایی که مغازه‌ای در این شهر دارند، می‌گویند که انگار کسی تمایلی به خرید ندارد و معامله‌ای شکل نمی‌گیرد. طبق شنیده‌های «هم‌میهن»، برخی از مغازه‌های این شهر هم با فشار اصناف فعالیت خود را دوباره از سر گرفته‌اند.

مثل بانک ابتدای خیابان تختی که آتش گرفت و شعله‌های آن به مغازه‌ها و خانه‌های دیگر هم سرایت کرد و طبق روایت شاهدان، در خیابان‌های معلم، سعدی، شریعتی و تختی، بانکی سالم نمانده است. روز دوم بعد از اعتراضات صنف موبایل‌فروشان تهران، فعالیت در بازار رشت هم  مختل شد و روز هشتم دی‌ماه چند راسته از آن آتش گرفت؛ راسته کتابفروشان، کلی‌فروشان، راسته دوم طلافروشان، مسجد کاسه‌فروشان، راسته بعد از آن و سرای ملک، بخش‌های آتش‌گرفته از این بازارند.

مردم این شهر هم حالا از روزهای مبهم خود می‌گویند؛ مثل «مهسا» که تعریف می‌کند در جریان قطعی اینترنت، این جمع‌های کوچک دوستانه است که آنها را نجات می‌دهد: «همین که فهمیدم قرار است اینترنت وصل شود،‌ غصه‌ام گرفت. دست و دل کسی به کار نمی‌رود اما بااین‌حال به‌دلیل قطعی اینترنت انگار آدم‌ها بیشتر به هم نزدیک شدند، یک‌جا جمع می‌شدند و حرف می‌زدند، اما همه این‌ روزها در انتظار روزهای بهتر می‌گذرد.»

[هم‌میهن: با این همه باید منتظر بود و دید گزارش‌های رسمی که قاعدتاً در حال تهیه است تا چه اندازه ابعاد ماجرا را توضیح می‌دهد. در تازه‌ترین مورد دیشب وزارت اطلاعات با صدور اطلاعیه‌ای از دستگیری 300 نفر خبر داد و از آنان با عنوان «عوامل مؤثر و لیدرهای اعمال تروریستی» یاد کرد. در این اطلاعیه خاطرنشان شده این افراد در تماس‌های مردمی معرفی شده بودند.]

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید