۵ اشتباه پدر و مادرها در تعامل با فرزندان نوجوان
فرزند نوجوان شما دیگر یک کودک نیست. او یک نوجوان است و وقت آن رسیده که مهارتهای فرزندپروری خود را برای همگام شدن با او ارتقا دهید.
نوجوانان نسبت به دوران کودکی دمدمی مزاجتر هستند و شما چیزهای جدیدی برای فکر کردن دارید، مانند ساعات منع رفت و آمد، قرار ملاقات ها و دوستانشان.
شکی نیست نوجوان یا جوان شما، محدودیتها و صبر شما را آزمایش خواهد کرد. آنها هنوز فرزند شما هستند و اگرچه اعتراف نمیکنند، اما هنوز به شما نیاز دارند.
نکته کلیدی این است که بدانید چه تلاشهایی ارزشش را دارند و کدام یک نتیجه معکوس میدهند.
۱. تمرکز روی بدترینها
«ریچارد لرنر»، دکترا و مدیر موسسه تحقیقات کاربردی در توسعه جوانان در دانشگاه تافتس میگوید: بسیاری از والدین به بزرگ کردن نوجوانان به عنوان یک روند دشوار نگاه میکنند. این شرایط، شما و نوجوانتان را برای چندین سال پرتنش در کنار هم قرار میدهد.
لرنر میگوید: پیامی که ما به نوجوانان میدهیم این است که آنها فقط در صورتی «خوب» هستند که کارهای «بدی» مانند مصرف مواد مخدر، معاشرت با افراد نامناسب یا ... انجام ندهند.
متمرکز شدن روی انتظارات منفی در واقع میتوانند رفتاری را که از آن بیشتر میترسید، تقویت کنند. یک مطالعه در دانشگاه ویک فارست نشان داد نوجوانانی که والدینشان میترسیدند فرزندانشان درگیر رفتارهای پرخطر شوند، یک سال بعد سطوح بالاتری از این رفتارها را گزارش کردند.
روی علایق و سرگرمیهای فرزندتان تمرکز کنید، حتی اگر آنها را درک نمیکنید. میتوانید مسیر جدیدی برای ارتباط باز کنید، با کودکی که دوستش دارید دوباره ارتباط برقرار کنید و چیز جدیدی یاد بگیرید.
۲. خواندن بیش از حد کتابهای فرزندپروری
بسیاری از والدین به جای اعتماد به غرایز خود، برای مشاوره در مورد نحوه تربیت نوجوانان به متخصصان خارجی مراجعه میکنند. «رابرت ایوانز»، دارای مدرک تحصیلی و نویسنده کتاب «مسائل خانوادگی: چگونه مدارس میتوانند با بحران تربیت کودک کنار بیایند»، میگوید: والدین میتوانند با تلاش برای پیروی از توصیههایی که در کتابها میخوانند، خود را در تنگنا قرار دهند.
اینطور نیست که کتابهای فرزندپروری بد باشند.
ایوانز میگوید: کتابها وقتی والدین از آنها برای جایگزینی مهارتهای ذاتی خود استفاده میکنند، به یک مشکل تبدیل میشوند. اگر توصیهها و سبک شخصی آنها همسو نباشد، والدین در نهایت مضطربتر و با اعتماد به نفس کمتری با فرزندان خود رفتار میکنند.
از کتابها برای درک رفتارهای گیجکننده استفاده کنید و سپس کتاب را کنار بگذارید و به این اعتماد کنید که آنچه را که باید یاد بگیرید، آموختهاید. در مورد آنچه برای شما و خانوادهتان بیشترین اهمیت را دارد، شفافسازی کنید.
۳. اهمیت دادن به چیزهای کوچک
به گزارش «وب ام دی»، شاید از مدل مو یا انتخاب لباس نوجوانتان خوشتان نیاید. اما قبل از اینکه دخالت کنید به تصویر کلی نگاه کنید. اگر این کار، فرزندتان را در معرض خطر قرار نمیدهد به او فرصت دهید تا تصمیمات متناسب با سنش را بگیرد و از عواقب انتخابهایش درس بگیرد.
بسیاری از والدین نمیخواهند بزرگ شدن فرزندشان با درد، ناامیدی یا شکست همراه باشد. اما محافظت افراطی از فرزندتان در برابر واقعیتهای زندگی، فرصتهای ارزشمند یادگیری را از او میگیرد قبل از اینکه خودشان بتوانند از پس مشکلات بربیایند.
البته، شما همچنان برای راهنمایی و آرامش در کنارش خواهید بود - شما هنوز والدین او هستید. اما خودتان را به چالش بکشید تا کمی عقب بایستید و به فرزندتان نشان دهید که در کنارش هستید.
۴. نادیده گرفتن مسائل مهم
اگر مشکوک هستید که فرزندتان از تنباکو (به هر شکلی)، الکل یا سایر مواد مخدر استفاده میکند، بیخیال نشوید. حتی اگر «فقط» سیگار یا ویپ باشد یا حتی اگر شما را به یاد دوران جوانی خودتان میاندازد، باید همین حالا، قبل از اینکه به یک مشکل بزرگتر تبدیل شود اقدامی انجام دهید.
دکتر «آملیا ام. آریا» مدیر مرکز سلامت و رشد نوجوانان دانشگاه مریلند میگوید: سالهایی که بچهها بین ۱۳ تا ۱۸ سال سن دارند، زمان ضروری برای مشارکت والدین است.
مراقب تغییرات غیرقابل توضیح در رفتار، ظاهر، عملکرد تحصیلی و دوستان نوجوان خود باشید و به یاد داشته باشید، اکنون فقط داروهای غیرقانونی مورد سوءمصرف قرار نمیگیرند و داروهای تجویزی و حتی داروهای سرفه و محصولات خانگی نیز در این میان دخیل هستند.
اگر بستهبندی خالی داروی سرفه را در سطل زباله یا کوله پشتی فرزندتان پیدا کردید، اگر بطریهای دارو از کابینت شما گم شدند یا اگر قرصها، لولهها، کاغذهای لولهای یا کبریتهای ناآشنا پیدا کردید، فرزندتان ممکن است دچار سوءمصرف مواد مخدر باشد.
این علائم را جدی بگیرید و درگیر شوید. از تمام داروهایی که دارید محافظت کنید: بدانید کدام محصولات در خانه شما هستند و در هر بسته یا بطری چقدر دارو وجود دارد.
۵. انضباط خیلی زیاد یا خیلی کم
بعضی از والدین با احساس از دست دادن کنترل بر رفتار نوجوانان خود، هر بار که فرزندشان به طور متفاوتی رفتار می کند به شدت برخورد میکنند. برخی دیگر نیز از ترس اینکه نوجوانانشان آنها را از خود دور کنند، از هرگونه درگیری اجتناب میکنند.
شما مجبور نیستید هیچ یک از این کارها را انجام دهید. مسئله یافتن تعادل بین اطاعت و آزادی است.
اگر بیش از حد بر اطاعت تأکید کنید، ممکن است بتوانید نوجوان خود را وادار به اطاعت کنید، اما به چه قیمتی؟ نوجوانانی که در محیطهای سختگیرانه بزرگ میشوند، فرصت توسعه مهارتهای حل مسئله یا رهبری را از دست میدهند زیرا شما برای آنها تصمیم میگیرید.
با این حال، انضباط خیلی کم نیز کمکی نمیکند. نوجوانان و نوجوانان در حالی که شروع به کشف دنیای بیرون میکنند، به ساختار و قوانین روشنی برای زندگی نیاز دارند.
به عنوان والدین آنها، این وظیفه شماست که ارزشهای اصلی خانواده خود را تعیین و آنها را از طریق گفتار و کردار خود به آنها منتقل کنید. این همان والدین مقتدر بودن است، رویکردی که به کودکان کمک میکند مهارتهای لازم برای مدیریت خود به روشهای مناسب را توسعه دهند.