از سوپ لوبیا تا باغ عاشقانه | چگونه یک پست ساده به آتش‌بار انتقادات مجازی تبدیل می‌شود؟

در فضای مجازی امروز، پدیده‌ای عجیب و در عین حال رایج به نام «نظریه سوپ لوبیا» رواج پیدا کرده است.

از سوپ لوبیا تا باغ عاشقانه | چگونه یک پست ساده به آتش‌بار انتقادات مجازی تبدیل می‌شود؟

به گزارش خبرفوری، این اصطلاح از ویدیویی نشأت گرفت که در آن یک تولیدکننده محتوا دستور تهیه سوپ لوبیا را برای جبران کم‌خونی در دوران قاعدگی به اشتراک گذاشت. اما به‌جای استقبال، با انبوهی از نظراتی مواجه شد که می‌پرسیدند: «اگر لوبیا دوست نداشته باشم چه؟» یا «چگونه می‌توانم جایگزین کنم؟» این رفتار، که نمونه‌ای از خودمحوری و ناتوانی در همدلی با دیگران است، نشان می‌دهد که چگونه بسیاری از کاربران، محتوای آنلاین را از دریچه محدود تجربیات شخصی خود می‌بینند و وقتی با مطلبی که با شرایطشان همخوانی ندارد روبه‌رو می‌شوند، واکنش‌های تند یا احساس درماندگی نشان می‌دهند.

کارشناسان معتقدند این رفتار ریشه‌های روانشناختی و فناورانه دارد. از یک سو، الگوریتم‌های شخصی‌سازی‌شده شبکه‌های اجتماعی، کاربران را در حباب‌های اطلاعاتی خود محبوس می‌کنند و وقتی محتوایی خارج از این حباب دیده می‌شود، به عنوان یک «خطای سیستمی» تلقی می‌شود که باعث خشم غیرمنطقی می‌گردد. از سوی دیگر، روانشناسی انسان به طور طبیعی خودمحور است؛ ما جهان را بر اساس آنچه خود تجربه کرده‌ایم فیلتر می‌کنیم. اما مشکل وقتی عمیق‌تر می‌شود که این خودمحوری با فقدان سواد رسانه‌ای و حتی نیاز به اثبات هوش یا فضیلت اخلاقی در فضای مجازی آمیخته می‌گردد. بسیاری از کاربران، به ویژه نسل جوان‌تر، هنوز توانایی تشخیص این را ندارند که همه محتواها برای همه افراد ساخته نشده‌اند و گاهی یک دستور پخت ساده، صرفا یک تجربه شخصی است، نه یک توصیه جهانی.

همه‌گیری کووید-۱۹ نیز این وضعیت را تشدید کرد. انزوا و اتکای افراطی به فناوری، همراه با بحث‌های داغ درباره عدالت اجتماعی، نابرابری‌ها و ناعدالتی‌ها، حس دیده نشدن و درماندگی را در بسیاری از مردم برانگیخت.

این حس سرخوردگی، گاهی به شکل حمله به تولیدکنندگان محتوا بروز می‌کند؛ افرادی که خودشان نیز ممکن است با همان مشکلات دست‌وپنجه نرم کنند، اما کاربران از روی ناآگاهی یا بدگمانی، قصد آنها را نادیده‌انگاری یا حتی دشمنی تفسیر می‌کنند. نمونه بارز آن، پستی درباره یک آیین صبحگاهی عاشقانه در باغ بود که با واکنش‌های تندی مواجه شد و کاربران آن را نمایش «امتیازهای ناعادلانه» خواندند و حتی به حذف پست توسط نویسنده منجر شد.

این رویه نه تنها برای تولیدکنندگان محتوا خسته کننده و فرساینده است، بلکه فضای مجازی را به محیطی خصمانه و فردگرا تبدیل می‌کند. تولیدکنندگان برای فرار از این انتقادات، ناچار می‌شوند محتوای خود را با احتیاط فراوان، سرشار از استثناها و هشدارها تولید کنند که این امر خلاقیت و سرعت انتقال اطلاعات را کاهش می‌دهد. همچنین الگوریتم‌ها به محتوای کوتاه و سریع پاداش می‌دهند، در حالی که کاربران انتظار توضیحات مفصل و همه‌جانبه دارند؛ تناقضی که تولید محتوای مفید را دشوارتر می‌کند.

برای رهایی از این چرخه معیوب، کارشناسان راهکارهایی ارائه می‌دهند: افزایش تعاملات واقعی در دنیای خارج از فضای مجازی، پرسش از خود پیش از ارسال نظرات تند، مطالعه کامل محتوا، پرهیز از بدگمانی، و تشخیص اینکه آیا واکنش ما ناشی از حسادت، درماندگی یا مشکلات شخصی است یا خیر. همچنین، افرادی که به شدت در فضای آنلاین تحریک‌پذیر هستند، می‌توانند با بلاک کردن کلمات کلیدی، محدود کردن مواجهه با محتوای تنش‌زا، یا کمک گرفتن از درمانگر، این الگوهای فکری را اصلاح کنند.

به جای اینکه هر پست را بهانه‌ای برای سرزنش دیگران یا اثبات خود بدانیم، می‌توانیم از تفاوت‌ها بیاموزیم و با پذیرش این نکته ساده که همه چیز درباره ما نیست، فضایی انسانی‌تر، آرامتر و همدلانه‌تر در اینترنت بسازیم. همانطور که یک کارشناس می‌گوید: «یکی از چیزهای زیبای این دنیا، تفاوت‌های ماست؛ اگر همه یکسان فکر می‌کردند، دنیا بسیار کسل کننده بود.»

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید