درخواست طلاق از نخبهای که معتاد شد
لیلا زنی کارمند است که بعد از سالها زندگی مشترک تصمیم گرفته از شوهرش جدا شود.
لیلا از دلایل طلاق میگوید.
چرا میخواهی طلاق بگیری؟
وقتی من و حمید ازدواج کردیم او مردی بسیار مودب و محترم بود اما الان وضعیتی دارد که نمیتوانم با او زندگی کنم.
چه اتفاقی افتاد که رفتار شوهرت تغییر کرد؟
من و حمید در دانشگاه همکلاسی بودیم. او پسر بسیار مستقلی بود و من از اینکه روی پای خودش است و همه زندگیاش را خودش اداره میکند خیلی راضی و خوشحال بودم. بعد از مدتی دوستی ازدواج کردیم و زندگی خوبی را شروع کردیم ولی او معتاد شد.
شوهر من در دانشکده شاگرد اول بود. استادها او را نخبه میدانستند و چندین بار پیشنهاد دادند بورس تحصیلی بگیرد و به خارج از کشور برود اما چون ازدواج کرده بودیم شرایط فراهم نمیشد. او در یک شرکت شروع به کار کرد اما آلوده به مواد شد. من این موضوع را نمیدانستم. چند سال قبل او را گرفتند. همه مدیرانش هم شوکه شده بودند. بعد مشخص شد در کار مواد مخدر است.
زندانی شد؟
جرم حمید زیاد سنگین نبود و او را بعد از مدتی آزاد کردند اما دیگر زندگی ما مثل سابق نشد.
چرا همان موقع جدا نشدی؟
فکر کردم میشود درستش کرد. ولی اشتباه کردم حالا او بهشدت معتاد شده و من راهی بهجز جدایی ندارم.
بله یک دختر 6ساله دارم که با من زندگی میکند.
فکر این را کردی که چطور باید زندگی کنی؟
بله. مدتی با خواهرم زندگی میکنم و بعد فکری به حال خودم میکنم.