عجیب ترین گروگان گیری ها در ایران

گاهی گروگان گیری ها انگیزه‌های عجیبی دارد مانند گروگانگیری آجودانیه که برای گرفتن پول از پولدار‌ها برای فقرا انجام شد، در این گزارش به عجیب و غریب ترین گروگان گیری ها در ایران پرداخته ایم.

هرازگاهی برای رسیدن به اهدافشان دست به اقدامات خطرناک زده و گاهی مجبور می‌شوند از روی نقشه قبلی عده‌ای را به گروگان بگیرند تا به خواسته خود برسند و موفق شوند.

گروگان‌گیران معمولاً افراد غیرحرفه‌ای هستند که به‌علت گیر کردن در مخمصه دست به این کار زده و خیلی زود با رهایی گروگان از سوی پلیس دستگیر می‌شوند.

براساس آمار‌های موجود بیش‌ از ۹۹ درصد گروگان‌گیری‌ها ناموفق بوده و فرد گروگان‌گیر زنده از سوی پلیس دستگیر شده و تنها در چند مورد انگشت‌شمار به‌علت مقاومت بیش‌ از حد گروگان‌گیر، پلیس برای رهایی گروگان‌ها مجبور به کشتن فرد گروگان‌گیر شده‌ است.

در آخرین مورد نیز روز سه‌شنبه در تهران فردی که خود را رابین‌هود معرفی می‌کرد وارد یک ساختمان مجلل در محله آجودانیه شد و اعضای یک خانواده را گروگان گرفت.

گروگانگیری رابین هود‌ها در آجودانیه

عصر روز سه‌شنبه بود که پلیس در جریان یک گروگان‌گیری مخوف در یکی از بن‌بست‌های محله آجودانیه قرار گرفت. با حضور گشت کلانتری مشخص شد یک زن و مرد با ورود به خانه طبقه پنجم یک برج لوکس پس از شکستن درب خانه پدر، همسر و دختر خانواده را گروگان گرفته‌اند.

با اعلام موضوع به مرکز، بلافاصله تیم‌های رهایی گروگان نوپو وارد عمل شدند. تمام خیابان بسته شد و تیم جنایی از پلیس آگاهی ابتدا وارد عمل شدند تا بتوانند گروگان‌گیران را متقاعد به تسلیم کنند.

با گذشت نزدیک به سه ساعت از گروگان‌گیری، زن و مرد جوان حاضر به رهایی گروگان‌ها نشده و چندبار هم به‌صورت کور برای دور کردن مأموران اقدام به تیراندازی کردند.

درحالی‌که جان سه گروگان در خطر بود فرمانده میدان تصمیم گرفت تیم رهایی گروگان وارد ساختمان شده و با توجه به این‌که گروگان‌گیران افراد آماتور، اما مسلحی بودند، آن‌ها را دستگیر و گروگان‌ها را آزاد کنند. به‌همین خاطر تیم‌های ویژه رهایی گروگان به پشت در واحد طبقه پنجم رفته و پس‌از قطع کردن برق با پرتاب اسپری‌های دودزا به داخل واحد، وارد آن‌جا شده و توانستند زن و مرد جوان را دستگیر کنند.

زن و مرد جوان که هر دو تحصیل‌کرده بودند روز بعد به دادسرای امور جنایی منتقل شدند، اما برخلاف ادعا‌های رییس پلیس تهران در مورد این گروگان‌گیری، مدعی شدند قصد داشتیم افراد پول‌دار را شناسایی و از آن‌ها اخاذی کنیم.

همچنین می‌خواستیم آن‌ها در مقابل دوربین لایو اینستاگرام حاضر شوند و در مورد نحوه درآمد خودشان توضیح دهند.

ما می‌خواستیم پول را از آن‌ها گرفته و به افراد فقیر بدهیم چرا که آن‌ها را می‌شناختیم و می‌دانستیم که از راه درستی پول‌دار نشده‌اند.

این در حالی است که رییس پلیس تهران پیش‌ از این ادعا کرده بود پلیس در جریان تعقیب و گریز با خودرو گروگان‌گیران بوده و این دو به‌صورت اتفاقی وارد آن برج شده و اعضای خانواده را گروگان گرفته بودند. درحالی‌که ادعا‌های رییس پلیس تهران رد شد که زن و مرد جوان مدعی بودن اعضای آن خانواده را می‌شناختند و می‌دانستند که چقدر پول دارند و به‌همین خاطر در آن‌جا دست به گروگان‌گیری زده‌اند.

گروگانگیری شروری که به راحتی آدم می‌کشت

در پرونده ای دیگر پنجم فروردین امسال مأموران پلیس هرسین در کرمانشاه در جریان قتل یک شهروند با اسلحه قرار گرفتند. در ادامه  مأموران متوجه شدند دو شهروند دیگر از ناحیه شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته و در بیمارستان بستری هستند.

بررسی‌های پلیس از دو فرد مجروح نشان می‌داد آن‌ها از سوی شرور معروف شهر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. کارآگاهان برای دستگیری او وارد عمل شدند و متوجه‌شده که او به خانه عمه‌اش رفته‌است، با حضور مأموران در آن محل مشخص شد قاتل عمه‌اش را ساعتی قبل به قتل رسانده‌ است.

در ادامه تحقیقات او در خیابان شناسایی، اما به سوی مأموران شلیک کرد و متواری شد. در جریان تعقیب و گریز، این شرور خطرناک وارد یک خانه شده و شش عضو آن را گروگان گرفت.

با حضور تیم‌های ویژه رهایی گروگان مذاکرات با شرور گروگان‌گیر آغاز شد و او حاضر شد دو زن و یک مرد را آزاد کرده، اما همچنان سه گروگان را در اختیار داشته باشد.

پس‌ از ساعتی که مشخص شد که مذاکره با این فرد بی‌فایده است تیم‌های ویژه رهایی گروگان با پرتاب اسپری وارد ساختمان شده و سه عضو خانواده که از سوی این شرور گروگان گرفته‌شده بودند را آزاد کردند.

در جریان رهایی گروگان فرد شرور با وجود این‌که تمام محله خانه را دود فرا گرفته بود شروع به تیراندازی کرد که مأموران از ترس کشته شدن گروگان‌ها او را به هلاکت رساندند تا پرونده یکی از معروف‌ترین اشرار این شهر برای همیشه بسته شود.

گروگانگیری ۴۰۰ هزار دلاری

۲۷ مهرماه سال گذشته مرد افغان با مراجعه به پلیس آگاهی تهران از ربوده شدن پسر ۹ ساله‌اش به نام الیاس خبر داد و در شکایتش گفت: پسرم به‌همراه دوستش در حال رفتن به مدرسه بودند که دوستش به خانه ما آمد و گفت دو مرد الیاس را با موتورسیکلت ربوده و با خود بردند.

با توجه به حساسیت موضوع تحقیقات در همان ساعات اولیه برای شناسایی کودک ربایان آغاز شد، اما بررسی‌ها نشان می‌داد پلاک موتورسیکلت پوشانده شده و هیچ ردی از گروگان‌گیران وجود ندارد.

ساعتی بعد فردی با پدر الیاس تماس گرفت و ادعا کرد اگر فرزندت را زنده می‌خواهی باید چهارصد هزار دلار نقد به ما بپردازید. با مشخص شدن گروگان گرفته شدن این کودک تیم‌های ویژه اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را دراین‌رابطه آغاز کردند، اما هیچ ردی از سارق گروگان‌گیران وجود نداشت.

در ادامه  فیلم‌هایی از کودک درحالی‌که گریه می‌کرد و از خانواده می‌خواست تا او را نجات دهند برای پدر الیاس ارسال شد. سرانجام مخفیگاه گروگان‌گیران در ویلایی در خاورشهر شناسایی شد. با گذشت ۱۵ روز از گروگان‌گیری کارآگاهان توانستند پسر ۹ ساله را از چنگال گروگان‌گیران رها کرده و سه مرد گروگان‌گیر که افغان بودند را دستگیر کنند.

آن‌ها در بازجویی‌ها اعتراف کردند: می‌دانستیم پدر الیاس بنکدار و پول‌دار است به‌همین خاطر می‌خواستیم به بهانه گروگان‌گیری از او اخاذی کنیم، اما نقشه‌مان ناکام ماند.

گروگانگیری برای بله گرفتن

۲۷ مهرماه سال گذشته زن میان‌سالی با مراجعه به پلیس گروگان گرفته شدن دخترش خبر داد و در شکایتش به مأموران پلیس گفت: دقایقی قبل دخترم پیامکی برای من ارسال کرد و مدعی شد از سوی پسر مورد علاقه‌اش گروگان گرفته‌ شده است.

این زن ادامه داد: دخترم در این پیامک آدرس خانه پسر جوان را هم ارسال کرده‌ است. با توجه به این‌که احتمال وقوع حادثه بدتری وجود داشت، مأموران پلیس سریع به آدرس اعلام‌شده از سوی دختر جوان رفتند، اما هرچه در زدند کسی در را باز نکرد.

دقایقی بعد تیمی از مأموران از روی دیوار وارد خانه شده و در آن‌جا با پسر جوانی که دست‌وپای یک دختر را بسته بود روبه‌رو شدند. با نجات دختر جوان، جوان گروگان‌گیر بازداشت و برای ادامه تحقیقات به دادسرای جنایی منتقل شد.

پسر گروگان‌گیر در مورد این حادثه ادعا کرد: چندی قبل متوجه شدم که مهناز دختر مورد علاقه‌ام که قصد داشتیم با یکدیگر ازدواج کنیم با پسر پول‌داری ارتباط دارد. پسر جوان به خواستگاری او آمده و او قصد داشت با این پسر ازدواج‌کرده و تمام قول و قرارهایش با من را فراموش کند.

برای این‌که او را از این کار منصرف کنند به خانه‌مان دعوت کرده و گروگان گرفتم، اما مأموران سر رسیدند و من را دستگیر کردند.

منبع: جامعه 24
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس
    0

    مسخره تنهاچیزی که یادم نمیفته همین مردمن که بتونیم خودموناجمع کنیم هنر کردیم