سقوط آزاد رفاه و بازگشت به عصر «تاناکورا» | رونق بازار خرید و فروش کالاهای دست دوم در ایران | بازارهای پُر و جیبهای خالی
خبرنگار: میثم اسماعیلیاین روزها ترافیک سنگین پلتفرمهای واسطهگری و شلوغی راستههای کهنهفروشی، نمایشی فریبنده از یک «رونق دروغین» به راه انداخته است؛ رونقی که پشت ویترین پرزرقوبرق اصطلاحات شیک مانند «اقتصاد چرخشی» و «فرهنگ بازیافت»، حقیقتی تلخ و گزنده را پنهان میکند: سقوط آزاد قدرت خرید و عقبنشینی ناگزیر خانوادهها به سنگر کالاهای مستعمل.
به گزارش خبرفوری، آنچه امروز در بازار ایران رخ میدهد، نه یک انتخاب مدرن و محیطزیستی، بلکه واکنش بیپناهانه جامعهای است که در برابر تورم کمرشکن و قیمتهای نجومی خلع سلاح شده است.
انبارتکانی برای بقا
لطفعلی بخشی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، با رد هرگونه توجیه فانتزی درباره این پدیده، تاکید میکند که ریشه این چرخه معیوب مستقیما به آب رفتن درآمد واقعی خانوارها گره خورده است. واقعیت این است که طبقه متوسط عملا منقرض شده و جای خود را به دهکهای مستاصلی داده که حتی خرید یک کالای مصرفی نو برایشان شبیه به یک رویا شده است.
در این میان، خانوادهها ناچار شدهاند انباریهای خاکگرفته را زیرورو کنند و هر آنچه از روزهای بهتر گذشته باقی مانده را به حراج بگذارند. تبدیل وسایل بلااستفاده به منبعی برای پوشش هزینههای روزمره، نامش «سرمایهگذاری» نیست؛ این شیوه دردناکی از «فروش داراییها برای زندهماندن» است تا باری موقت از دوش یک خریدار درمانده برداشته و خرج چند روز یک فروشنده ناامید را تامین کند.
کوچ اجباری از پاساژهای الهیه به راسته مولوی
پیامد آشکار دیگر این بحران، تعطیلی نانوشته امید به نو شدن لوازم زندگی است. در روزگاری نه چندان دور، خرابی یک وسیله برقی یا دستگاه دیجیتال با خرید مدلی جدیدتر و کارآمدتر جبران میشد، اما امروز کار به جایی رسیده که بازار تعمیرات، به آخرین پناهگاه شهروندان بدل شده است.
بیشتر بخوانید:
زندگی بند به یک تار مو | رونق تلخ بازار سیاه موی طبیعی در ایران | پشتپرده بازار میلیونی فروش مو
گره کور ازدواج؛ وام ازدواج ۳۰۰ میلیونی و یخچال ۵۰۰ میلیونی | اقتصاد بقا؛ وقتی ازدواج به صرفه نیست
شما خنگ نیستید، شما فقط به اندازه کافی پول ندارید! | رتبه کنکور را حساب بانکی والدین تعیین میکند
مردم امروز زیر بار هزینههای سرسامآور قطعات یدکی و دستمزدهای سنگین تعمیرکاران میروند، تنها به این دلیل که توان مالی نگاه کردن به ویترین کالاهای صفرکیلومتر را ندارند. رونق دکانهای کوچک تعمیراتی و وصلهپینه کردن مداوم اجناس فرسوده، نه نشانهای از مهارتافزایی و اشتغالزایی پویا، بلکه سند روشنی از طولانی کردن عذاب وسایلی است که عمر مفیدشان سالهاست به سر آمده است.
اسارت در چرخه بیپایان کهنگی
نگاهی به بازار سرسامآور خودرو و لوازم خانگی، عمق این بنبست معیشتی را آشکار میکند. با پرواز قیمت خودروهای صفر و کمیاب شدن لوازم خانگی باکیفیت به بهای ارقام فضایی، مردم به تله خرید و تعمیر چندباره اقلام کارکرده افتادهاند؛ چرخهای فرسایشی که در آن هزینههای مداوم خرابی و استهلاک، همان اندک پسانداز باقیمانده خانوار را هم میبلعد. این روزها در اپلیکیشنهای دستدومفروشی، از کوچکترین شیرآلات ساختمانی تا مستهلکترین گوشیهای تلفن همراه دستبهدست میشوند تا خلأ ناشی از ناتوانی در دسترسی به بازار کالاهای دستاول را پر کنند.
تاوان سوءمدیریت را با کلیدواژههای شیک نپوشانید!
تلاش برای جلوه دادن این وضعیت اسفبار بهعنوان گامی به سوی «توسعه پایدار»، فرار از بار مسئولیت وضعیت نابسامان اقتصادی است. کالای دستدوم برای جامعه ما نه یک ترجیح، بلکه آخرین سنگر در برابر سقوط کامل معیشتی است.
سیاستگذارانی که نظارهگر این کهنهفروشی گسترده هستند، باید بدانند که با مُسکنهای موقتی و تکیه بر سازوکارهای بقای خودجوش مردم، اقتصاد بیمار کشور درمان نمیشود؛ جامعه نیازمند احیای واقعی ارزش پول ملی، مهار تورم و بازگشت شأن مصرفکننده است، نه توجیه اجبار به استفاده از پسماندهای مصرف دیگران.
خجالت که نمی کشن بعضی ها
که هموطنانشان
مردمی با قدمت ایران بزرگ
و با این همه نعمت الهی
باید لباس و کفش کهنه و استفاده شده ی خارجی ها
را استفاده کنند