فصل داغ مستاجرکُشی | کرامت گمشده انسانی در خانههای ۱۸ متری | وقتی خانهدار شدن به رؤیا و اجارهنشینی به اجبار تبدیل شد
خبرنگار: میثم اسماعیلی«بودجهات چقدره؟»؛ این ترسناکترین داستان دو کلمهای این روزهای تهران است. همین روزها بیش از نیمی از جمعیت پایتخت با همین سوال ترسناک روبهرو شده یا در آیندهای خیلی خیلی نزدیک مواجه خواهند شد. شهردار تهران گفته 51 درصد جمعیت شهر اجارهنشین شدهاند، آماری که نشان از این دارد که در تاریخ شهرنشینی پایتخت اولین بار است که تعداد مستاجران بیشتر از صاحبخانهها میشود. این گزارش کوتاه قصه پر اشک و آه نیمی از مردم پایتخت است.
به گزارش خبرفوری، بازار اجاره مسکن در ایران دیگر فقط یک معضل اقتصادی نیست؛ بلکه به بحرانی تمامعیار تبدیل شده که زندگی میلیونها خانوار را زیر فشار برده است. در تهران، برای نخستین بار گفته شده ۵۱ درصد ساکنان شهر مستأجرند؛ آماری که خود بهتنهایی نشان میدهد مالکیت مسکن در پایتخت از دسترس بخش بزرگی از مردم خارج شده است. اما ماجرا فقط به افزایش تعداد مستأجران محدود نمیشود؛ سیاستهایی که قرار بود بازار را مهار کنند، در مواردی خود به تشدید بحران کمک کردهاند.
سیاستهایی که مشکلساز شدند
در سالهای گذشته، دولتها نسخههای مختلفی برای کنترل اجاره پیچیدند؛ از قیمتگذاری دستوری و تعیین سقف افزایش ۲۵ درصدی برای اجاره در تهران گرفته تا وام ودیعه مسکن. اما نتیجه روشن است: نه اجاره مهار شد، نه فشار از دوش مستأجران برداشته شد. در بسیاری از موارد، این سیاستها فقط شکل بحران را عوض کردند.
بیشتر بخوانید:
شما خنگ نیستید، شما فقط به اندازه کافی پول ندارید! | رتبه کنکور را حساب بانکی والدین تعیین میکند
قیمت خودروی محمدرضا گلزار چقدر است؟ | رژه میلیاردی از میان صفِ گوشت
سقف ۲۵ درصدی افزایش اجاره، در بازاری که تورم مسکن و هزینههای زندگی بسیار بالاتر از این عدد حرکت میکند، عملا بیشتر شبیه یک دستور اداری بود تا یک سیاست کارآمد. موجران هم راه خود را پیدا کردند: یا قرارداد را تمدید نکردند، یا رقم ودیعه را بالا بردند، یا مستأجر را تحت فشار گذاشتند تا با شرایط جدید کنار بیاید. نتیجه این شد که محدودیت دستوری، نه به کنترل بازار، بلکه به دور زدن آن منجر شد.
وام ودیعه؛ مسکنی که خودش دردسر شد
وام ودیعه مسکن هم قرار بود کمکحال مستأجران باشد، اما در عمل در بسیاری از مناطق به افزایش قیمتها دامن زد. وقتی صاحبخانه میدانست مستأجر میتواند وام بگیرد، ودیعه را بالاتر میبرد و عملا مستأجر را مجبور میکرد برای تأمین همان سقف بالاتر، سراغ بانک برود. به این ترتیب، وامی که باید فشار را کم میکرد، به ابزار جدیدی برای گرانتر شدن بازار تبدیل شد.
در بازاری که نظارت مؤثر در آن وجود ندارد، تزریق پول به تقاضا بدون کنترل عرضه، فقط به افزایش انتظارات قیمتی منجر میشود. دقیقا همین اتفاق در بازار اجاره افتاده است.
بیش از ۶۰ درصد درآمد خانوارها پای اجاره
امروز در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ، بیش از ۶۰ درصد درآمد خانوارها صرف اجاره میشود. این یعنی بخش عمده حقوق و دستمزد، قبل از هر هزینه دیگری، مستقیم به جیب صاحبخانه میرود. در چنین وضعی، دیگر نمیتوان از «فشار اجاره» حرف زد؛ این یک بلعیده شدن کامل درآمد خانوار توسط بازار مسکن است.
خانوادهها برای بقا ناچار شدهاند از خوراک، درمان، آموزش و حتی کیفیت زندگی خود بزنند. بسیاری به حاشیه شهر رانده شدهاند، برخی به همخانگی روی آوردهاند و بعضی دیگر فقط برای کم کردن فشار مالی، واحدهای کوچکتر و بیکیفیتتر را انتخاب میکنند.
خانههای ۱۸ متری؛ سقوط کرامت انسانی
یکی از نشانههای روشن وخامت اوضاع، افزایش چشمگیر آگهیهای مربوط به خانههای ۱۸ متری و واحدهای زیر ۲۵ متر است. این فقط یک تغییر در سلیقه بازار نیست؛ نشانهای است از سقوط کرامت انسانی مستاجران. وقتی بازار به جایی میرسد که واحدهای بسیار کوچک و بعضا غیرمتعارف بیشتر و بیشتر در آگهیها دیده میشوند، یعنی فشار اقتصادی آنقدر بالا رفته که حتی حداقلهای زندگی شهری هم در حال کوچک شدن است.
این خانهها نه نشانه نوآوریاند و نه پاسخ به نیاز واقعی. آنها محصول بازاری هستند که در آن توان خرید و اجاره خانوارها بهقدری فرسوده شده که بازار خودش را با فقر تنظیم کرده است. بهجای اینکه سیاستگذار قیمت را مهار کند، سطح انتظار را پایین آورده و سکونت در فضاهای بسیار کوچک را به عنوان راهحل تحمیل کرده است.
بازاری بدون معیار، بدون نظارت
مشکل دیگر این است که در بازار اجاره تهران، هیچ معیار شفاف و قابل اتکایی برای قیمتگذاری وجود ندارد. در بسیاری از مناطق، نه سقف واقعی و نه کف معقولی برای اجاره تعریف نشده و هر موجر، بر اساس قدرت خود و نه بر اساس منطق بازار، قیمت تعیین میکند. این یعنی بازار اجاره عملا رها شده و مستأجر در موقعیتی بسیار ضعیفتر از طرف مقابل قرار دارد.
در چنین بازاری، نبود بانک اطلاعاتی دقیق، نبود مرجع رسمی برای مقایسه قیمتها و نبود نظارت مؤثر، دست موجران را باز گذاشته است. نتیجه روشن است: قیمتها نه بر اساس کیفیت، بلکه بر اساس زور، موقعیت و کمبود عرضه تعیین میشوند.
بازار اجاره در ایران امروز بیش از هر زمان دیگری از کنترل خارج شده است. سیاستهای دستوری نهتنها کمکی به حل مسئله نکردهاند، بلکه در مواردی خود به تشدید آن دامن زدهاند. وام ودیعه به افزایش انتظارات قیمتی کمک کرده، سقفهای دستوری دور زده شدهاند و در نهایت، بازار به سمتی رفته که خانههای ۱۸ متری و زیر ۲۵ متر در آگهیها بیشتر و بیشتر شدهاند.
این تصویر، تصویر یک بازار بیمار است؛ بازاری که اگر با سیاستهای واقعی، شفاف و مبتنی بر افزایش عرضه و نظارت جدی اصلاح نشود، هر سال مستأجران بیشتری را به حاشیه خواهد راند.
اصلا شما محشرید
در ساخت مسکن هم به قله رسیدید
به مقام انسانیت رسیدیم الان هم نوک قله ایستاده ایم
ای داد از مستاجری
دیگه به مقام انسانیت رسیدن اینجوریه
مبلغ رهن و اجارهها به نسبت درآمد خیلی زیادن. صاحب خونگی خودش شغل شده مستاجر رو میدوشن قشنگ
کرامت انسانی سیری چند...
آفرین آفرین بر ملت با شعور ایران
مستاجر ی یک مصیبت عظمی است خدا به دادمان برسد
ما که به قله نرسیدم هیچ به ته دره سقوط کردیم
لعنت ابدی خداوند متعال بر کسانیکه پدر را شرمنده خانواده کردند
زمانی نرخ اجاره پایین بود مبلغ کمیسیون املاک 25 درصد بود و الان که نرخ رهن و اجاره میلیاردی شده باز هم کمیسیون 25 درصد این یعنی یکی از مقصران اصلی افزایش قیمت ها همین املاکی ها هستن تا زمانیکه نرخ ثابتی برای کمیسیون املاک چه در خرید و فروش چه در اجاره تعیین نشود وضع به همین روال ادامه خواهد داشت .
باید وزیر نساختن مسکن روحانی بیاد مشکل مسکن رو حل کنه
آخوندی خیلی از پزشکیان حمایت کرده بود
ابرقدرت منطقه ، هههه
چهارمین ابر قدرت جهاننننننن
مالک سرمایه اش رو گذاشته برای خونه(حتی به غلط)، چرا باید ارزون بده. یک عرفی داره که حدودا یک پنجم الی یک هفتم قیمت ملک رهن خونه میشه- آلان اگه ماشین داشته باشید می آیید به قیمت کارخانه بفروشید. این اجاره محل درآمد اون شخص هست، آیا برای مالک تورم وجود نداره- دولت بیاد از حق خودش بگذره، بیاد مسکن بسازه و رایگان در ختیار مردم قرار بده- قیمت مسکن رو بیاره پایین - نمیشه مردم رو مجبور کرد که مالشون رو به قیمت مصوب واگذار کنند و مایحتاج شون رو به قیمت آزاد تهیه کنند
حکومت زورش فقط به مردم میرسه، ولی وقتی خودش میشه (چه در غالب دولت چه هر کدوم از افرادشون بصورت تکی) داستان عوض میشه و حتی یک ریال بخشش و گذشت در کار نخواهد بود.
از از حسام بیگ -سریال روزی روزگاری- بدترن.
یه کم دیگه صبر کنین به مقام انسانیت میرسید.
بخدا باید همه نماینده ی مجلس و وزرا و روسای سه قوا رو با زور بذاریم تو این خونه ها زندگی کنن، بعد یه ماه ببینیم بازم رجزخونی میکنن یا نه!
بقول همسایه تندرو و میدانی ما هنوز مردم قدر نعمت را نمیدانند .
لطفا این بنویسد زاد و ولد بی حساب و کتاب دهه ده و بیست و سی. همین بی تقصیر نیستن