ماجرا چیست؟
دفاعی از جنس تناقض؛ چرا پرونده پژمان جمشیدی همچنان خبرساز است؟ | مامک جمشیدی چه میگوید و چه چیز را نمیگوید؟ | کسی که شهرت دارد میتواند «عشق و حال» کند!؟
خبرنگار: میثم اسماعیلیدر ماههای اخیر، پرونده حقوقی پژمان جمشیدی، بازیگر سرشناس سینما و فوتبالیست سابق، از یک پرونده قضایی عادی به یک میدان نبرد فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است.
به گزارش خبرفوری، انتشار ویدیویی تازه از سوی مامک جمشیدی، خواهر این بازیگر، بار دیگر آتش بحثهای فروکشکرده را شعلهور کرد. اظهارات او مبنی بر اینکه «برادرم امامزاده نیست»، نه تنها نقطه پایانی بر گمانهزنیها نگذاشت، بلکه به شکلی پارادوکسیکال، ابهامات پیرامون این پرونده را عمیقتر کرد.
این رویکرد دفاعی که در آن یک «سبک زندگی» به جای «بیگناهی محض» سپر دفاعی قرار میگیرد، در فضای حقوقی و رسانهای ایران پدیدهای به شدت غریب و تأملبرانگیز است.
ریشههای یک بحران؛ از دادگاه تا افکار عمومی
پرونده پژمان جمشیدی از مهرماه ۱۴۰۴ با شکایت ملیکا پارسادوست مبنی بر اتهامات سنگین «تجاوز به عنف» و «آدمربایی» آغاز شد. فرآیند قضایی این پرونده با فراز و فرودهای بسیاری همراه بود؛ بازداشت، آزادی با قرار وثیقه، سفرهای خارجی و در نهایت حکمی که برای بسیاری از ناظران، سردرگمکننده بود. دادگاه جمشیدی را از اتهامات سنگین تجاوز و آدمربایی تبرئه کرد، اما او را به اتهام «رابطه نامشروع مادون زنا» به ۹۹ ضربه شلاق محکوم کرد؛ حکمی که توسط دیوان عالی کشور نیز تأیید شد.
ویدئویی درباره همه حواشی مامک جمشیدی و حرفهای ملیکا پارسادوست را اینجا ببینید:
وقتی دادگاه اتهام تجاوز را نمیپذیرد اما حکم شلاق برای رابطه نامشروع صادر میکند، یک «خلاء معنایی» در اذهان عمومی ایجاد میشود. شاکی پرونده همچنان بر خشونت جنسی تأکید دارد و این حکم را نه برائت، که نمادی از نبود رضایت در رابطه میداند. در چنین فضای غبارآلودی، انتظار میرفت که خانواده جمشیدی با ادبیاتی حقوقی و دیپلماتیک به تبیین بیگناهی او بپردازند، اما آنچه رخ داد، تغییری شگفتآور در استراتژی دفاعی بود.
«امامزاده» در برابر واقعیتهای خاکستری
مامک جمشیدی در ویدیوی اخیر خود با لحنی تهاجمی و صریح گفت: «من اصلا نمیگم برادر من امامزاده است... جوونی کرده، عشق و حال کرده... زحمت کشیده، شهرت داره، ثروت داره، نوش جونش.» این جمله، مرزهای دفاع سنتی را جابهجا کرد. او به جای انکار اتهامات و تمرکز بر عدم وقوع فعل، به «عادیسازی» سبک زندگی برادرش پرداخت.
بیشتر بخوانید:
قیمت خودروی محمدرضا گلزار چقدر است؟ | رژه میلیاردی از میان صفِ گوشت
پشت پرده یک آمار عجیب | آیا کافهنشینی تهرانیها، «بیدغدغگی» آنهاست؟
نکته عجیب اینجاست که در حقوق کیفری، «سبک زندگی» یا «تجربه داشتن در جوانی» دلیلی بر تبرئه یا محکومیت نیست. اما چرخش گفتمانی مامک جمشیدی، پرونده را از یک موضوع قضایی خارج کرد و به یک قضاوت اخلاقی کشاند. او با این استدلال که «برادرم نیازی به این کارها ندارد» و «پشت این داستانها چیزهایی هست»، تلویحا مدعی وجود سناریوهایی علیه برادرش شد، بدون آنکه مستندات روشنی برای ادعاهای خود ارائه دهد. این رفتار، در مواجهه با پروندهای که ابعاد پیچیده خشونت جنسی در آن مطرح است، عجیب به نظر میرسد؛ چرا که به جای شفافسازی، به دوقطبیسازی فضا دامن زد.
چرا این رفتار «عجیب» است؟
آنچه این کنش را در فضای رسانهای ایران متمایز و البته غریب میکند، تقابل میان «پرونده قضایی» و «پرستیژ سلبریتی» است. در پروندههای حساس اخلاقی و جنسی، سکوت یا دفاعی حقوقمحور معمولترین استراتژی است. اما ورود خواهرِ یک چهره شناختهشده به میدان با ادبیات «مفتبری» و «چرت و پرت» خطاب به منتقدان و شاکی، نه تنها از شدت حساسیتها نکاست، بلکه به آن سوخت رساند.
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی هم در واکنشی دقیق به این رفتار نوشت: «مگر کسی گفته بود برادر شما امامزاده است؟» این پرسش کلیدی است. دفاعی که بر مبنای «او آدم خوبی است چون جوانی کرده است» استوار باشد، ناخودآگاه این پیشفرض را ایجاد میکند که برای برخی، سبک زندگی آزادانه مجوزی برای نادیده گرفتن اتهامات است. این نوع رفتار، به جای آنکه مخاطب را قانع کند که «آن حادثه رخ نداده است»، این حس را القا میکند که «آن حادثه در چارچوب یک سبک زندگی خاص رخ داده است». این یعنی خودزنی استراتژیک در عرصه روابط عمومی.
رسانه، عدالت و عدالتخواهی
برگزاری میزگردی با حضور چهرههایی نظیر ترانه علیدوستی و الهه محمدی برای بررسی ابعاد خشونت جنسی و نقش رسانه در این پرونده، نشان داد که جامعه مدنی ایران چگونه به این موضوع حساسیت نشان میدهد. ورود مامک جمشیدی به این میدان و حمله به «مفتبر» خواندن منتقدان و حامیان شاکی، تنها به قطبیتر شدن فضا منجر شد.
این پرونده حالا به یک نمونه مطالعه موردی تبدیل شده است که نشان میدهد در جامعهای که شکاف بزرگی میان قانون و عرف وجود دارد، چگونه یک پرونده قضایی میتواند به عرصه تسویهحسابهای سیاسی و فرهنگی تبدیل شود. عجیب بودن رفتار خواهر جمشیدی در اینجا معنا مییابد؛ آنها فکر میکنند با «خاکی» نشان دادن چهره برادرشان و تأکید بر حقانیتِ ثروت و شهرت او، میتوانند حمایت عمومی را جلب کنند. اما در حقیقت، با این کار، ابهامات پرونده را از یک موضوع قضایی به یک شکاف اجتماعی عمیق تبدیل کردهاند.
پژمان جمشیدی که روزگاری در مستطیل سبز و پرده سینما نماد محبوبیت بود، حالا در کانون پروندهای قرار گرفته که بیش از آنکه بر مدار قانون پیش برود، بر مدار «روایتها» میچرخد. پروندهای که در آن، دفاعِ پرخاشگرانه و غیرمعمول خانواده، شاید بیش از خود حکم دادگاه، در ذهن تاریخ باقی بماند؛ نه به عنوان شاهدی بر بیگناهی، بلکه به عنوان تصویری از جامعهای که در آن حقیقت، در میان هیاهوی سلبریتیها و دفاعهای تناقضآلود گم میشود.
کی گفته هر کی پول هنگفت و شهرت و قدرت دارد هر غلطی خواست بکند؟! مگر دنیای پیشرفته بر مدار قانون، جنگل است؟!
The price we pay 🤏🐜🐝✍
بهایی که ما پرداخت می کنیم 🐾🐾🐾🐾🦡
نتیجه زن زندگی آزادی و برهنگی از کجا سرچشمه گرفته ؟
از همین قشر فاسد و رسانه دار ، رسانه را با پول می خرند 🤫
روزی که جهان به پایان برسد
این در و دیوار به زبان آیند و لب به جان برسد
دیر خواهد بود و دور از جنگل دنیا
انجاست که لب به لب جانان برسد
از یه فوتبالیست معروف قدیمی شاکی بودیم افسر کلانتری و افراد دادگستری جلو پاش بلند میشدن و چای میدادن و ما شاکی بودیم ای بابا پول داشته باش و حله !!
تو کشورهای دیگه حتی ریس جمهور شخص اول مملکت رو هم بازخواست میکنن اما تو ایران احکام قضایی با اونی که پارتی نداره دم کلفته با ادم عادی و معمولی زمین آسمان فرق داره
اینجا متاسفانه و متاسفانه و هزار بار متاسفانه یک بازیگر درجه پنج که با فعل فساد معرف شده نه با محبوبیت برشش از رییس جمهور ایران بیشتره متاسفم
مامک ، بودن مرد و زن نامحرم در محیط بسته که هیچکس را به آن راه نباشد ، مخصوصا اگر تفکر مثل تو را داشته باشند مساوی است با تجاوز ، حالا یا به دلخواه یا به اجبار. اگر هم سر و شکل تو را داشته باشد که معلوم است صدبار عمل کرده ای تا بشود به تو نگاه کرد، می شود بردن یک مرد پای چوبه ای دار!!!!
ان دختر در داخل خانه پژمان برای چی رفته بود؟
کاری به پژمان جمشیدی ندارم ولی اون دختر چطور ساعت3صبح رفته خونه یه غریبه به قول خودش با چه استدلالی میشه قبول کرد راضی نبوده حداقل یک نفر برادری,مادری،دوستی رو با خودش میبرد این اتفاق نمی افتاد این مشخصه اون دختر به رضایت رفته خونه پژمان اگه رفته به هر دلیلی خوشش نیومده یا خواسته تیغ بزنه پژمان رو این مسخره بازی رو درآورده اصلا بحث شهرت نیست خیلی ها هستند تو ایران اصلا نمیدونن شهرت چیه هزار برابر ازاین کارا بیشتر انجام میدن وکسی نمیدونه ،همین شهرت بلای جان جمشیدی شد یعنی آدم عادی میره کارش و میکرد و پولی به طرف میداد و تمام این بحث پول کلان بوده گفته خوبه دیگه گیرش آوردم تیغش بزنم یا خراب کردن پژمان جمشیدی من قاضی بودم اگر پژمان جمشیدی به زور طرف رو برده بود همونجا در خونه اعدامش میکردم چون بحث زورگیری هم میشد،اگه دختر به رضایت رفته وکسی همراهش نبرده بودزیریک سقف با یک فرد نامحرم همونجا دختر وشلاق میزدم و پژمان و آزاد این بنا نیست چون دختره دلسوزی کنیم.
واقعا در ایران عدالت در برابر افراد پولدار وپارتی دار تسلیمه
مشکل جای دیگری است ، ساده می گویم متوجه شوید ؛ اگر آن دختر به میل خودش هم وارد چنین رابطهای شده بود و بعد پشیمان شده و بابت رابطه طرح شکایت می کرد ، تنها اگر رابطه شرعی بود ( طرفین یا شهود یا عاقد با رعایت شرایط آنرا تأیید می کردند) جرمی اتفاق نیفتاده بود. پس آقایان متوجه باشد که در ایران اگر حتی زنی آنها را فریب بدهد و تحریک کند ولو محل را تأمین کرده باشد و بساط عیش و نوش را هم او تهبه دیده باشد ولی ادعا کند که رابطه نمی خواسته ، چه به زور چه غیر زود ، مرد متهم به رابطه ی نامشروع است . حالا به واقعیت جامعه توجه کنید ؛ اگر فرذا یک سلبریتی در پیت یک دیدار عمومی در ایران مال بگذارد و بگوید فقط بانوان که تمایل به رابطه با او دارند ثبت نام و حضور پیدا کنند ، تصور می کنید چه تعداد از کسانی که الان می گویند پژمان غلط کرد ، خودشان به غلط ثبت نام می کنند ولو در صف بایستند تا به عشق و حال و چند استوری برسند ؟ این دخترانی که در اطراف ساشا سبحانی و ساسی مانکن می جنبانند و عاشقان تتلو و ... را که از یاد نبرده ایم. شهرت یک ویروس جهاتی است که که زن و مرد نمی شناسد . البته من به علل سیاسی موضوع هم آگاه هستم و به فتنه ی نجفی و .. که نگاه می کنم و پرستوهای سرگردان که بهر حال پرهایشان کنده می شود را هم درک می کنم و فقط توصیه می کنم جوانان و پیران و حتی نوزادان مراقب باشند و فقط از سر شیشه خود بنوشند