کابوس اصلی برای آمریکا و اقتصاد جهانی هنوز در راه است / چتمهاوس: چرا چین و تایوان از خلیجفارس خطرناکترند؟ / از احتمال سقوط ۱۰ درصدی اقتصاد جهان
توسل به زور توسط دولت ترامپ علیه ونزوئلا و ایران بدون توجیه قانونی مناسب و واکنشهای محدود در برابر آن، باعث شده است بسیاری از تحلیلگران به این فکر بیفتند که آیا هزینههای حیثیتی اقدام نظامی علیه تایوان برای چین ممکن است در حال کاهش باشد یا خیر.
اندیشکده چتمهاوس ضمن اشاره به آسیبهای ویرانگر بحران در خلیج فارس برای اقتصاد جهانی، هشدار داده است که بحران در تایوان به مراتب برای اقتصاد جهانی خطرناکتر خواهد بود.
اندیشکده چتمهاوس در تحلیلی نوشت: در حالی که چین فشارهای خود بر تایوان را افزایش میدهد، بسته شدن تنگه هرمز باید به عنوان یک زنگ بیدارباش جدی برای سیاستگذاران اروپاییاست. بسته شدن تنگه هرمز در پی آغاز جنگ ایران، پیامدهای عظیمی برای اقتصاد جهانی داشته است. این امر خطوط تامین ضروری برای نفت و گاز، کودهای شیمیایی و مواد شیمیایی صنعتی را قطع کرده و صندوق بینالمللی پول را واداشته است تا هشدار دهد که در صورت فروکش نکردن جنگ، احتمال رکود جهانی وجود دارد. در حالی که دولتها برای واکنش به این وضعیت در تقلا هستند، درگیری در خلیج فارس همچنین باید آنها را وادار کند تا آمادگیهای خود را برای بحران احتمالی بر سر تایوان افزایش دهند؛ بحرانی که تاثیری بسیار ویرانگرتر بر اروپا و اقتصاد جهانی خواهد داشت.
این صرفاً یک بحث تئوریک نیست. چین فشارهای نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی خود را بر تایوان تشدید کرده است. علت این تشدید فشار به تمایل چین به اتحاد دوباره با تایوان بازمیگردد که سالهاست زیر نظر دولتی مستقل از پکن اداره میشود اما چین آن را بخشی از خاک خود میداند.
در سالهای اخیر، پکن استفاده از رزمایشهای نظامی را برای آزمایش یک محاصره احتمالی تایوان آغاز کرده است. رهبران چین از کنار گذاشتن گزینه توسل به زور برای دستیابی به هدف اعلامشده خود یعنی یکپارچگی سر باز میزنند و این هدف را «یک ماموریت تاریخی که باید به انجام برسانیم» توصیف میکنند.
چرا تایوان شوک حتی بزرگتری خواهد بود؟
تایوان به عنوان تولیدکننده پیشرو در زمینه نیمههادیهای پیشرفته که نیروی محرکه هوش مصنوعی و تجهیزات الکترونیکی فوقپیشرفته هستند، نقشی محوری در اقتصاد جهانی و زنجیرههای تامین ایفا میکند. تنگه تایوان، کانالی به عرض ۱۸۰ کیلومتر که این جزیره را از چین جدا میکند، یکی از پرترددترین مسیرهای کشتیرانی در جهان است. این تنگه نیز مانند تنگه هرمز، یک گلوگاه مهم دریایی است که میتواند در طیف وسیعی از سناریوها، از قرنطینه گمرکی یا محاصره توسط چین گرفته تا یک درگیری نظامی تمامعیار، محدود یا قطع شود. با توجه به نقشی که نیمههادیهای تایوان در پیشبرد اقتصاد جهانی ایفا میکنند، اختلالات قابلتوجه در این تجارت میتواند اثرات فاجعهبار و دومینوواری بر اقتصاد جهانی داشته باشد.
نیمههادیها با هیدروکربنهایی مانند نفت و گاز بسیار متفاوت هستند. آنها کالاهایی نیستند که بتوان به راحتی آنها را ذخیره یا جایگزین کرد. اگر شرکتها نیاز به یافتن منابع جدیدی برای ریزتراشهها داشته باشند، باید طراحی نرمافزار و گواهینامههای تاییدیه خود را تغییر دهند که این موارد میتوانند فرآیندهای زمانبری باشند. بر اساس پیشبینی بلومبرگ، محاصره هوایی و دریایی تایوان توسط چین باعث سقوط ۵ درصدی در تولید ناخالص داخلی جهانی خواهد شد که مشابه رکودهای ناشی از بحران مالی جهانی سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ و همهگیری کووید-۱۹ است. اگر وضعیت تشدید شود و به جنگ بین ایالات متحده و چین منجر گردد، اقتصاد جهانی نزدیک به ۱۰ درصد کوچک خواهد شد. پس از خود تایوان، اتحادیه اروپا و جنوب شرقی آسیا در میان مناطقی خواهند بود که بیشترین آسیب را میبینند.
اروپا نگران از آینده
دولتها و شرکتها در اروپا از قبل صحبت درباره برنامهریزیهای اقتضایی را در محافل خصوصی آغاز کردهاند و این بحثها در پی حملات آمریکا به ایران شدت یافته است. اما مشکل اینجاست که ایجاد منابع جایگزین برای تامین نیمههادیها به دههها زمان و حجم عظیمی از سرمایههای سیاسی و مالی نیاز دارد و اروپا در هر دو زمینه با کمبود مواجه است. قانون تراشههای اروپا که در سپتامبر ۲۰۲۳ برای کمک به تقویت اکوسیستم نیمههادی منطقه اجرایی شد، گامی در مسیر درست بود، اما تا کافی بودن فاصله زیادی دارد.
برای حرکت سریعتر در تلاش بلندمدت جهت تنوعبخشی به زنجیرههای تامین تجهیزات الکترونیکی، دولتهای اروپایی باید همکاری خود را با تایوان گسترش دهند. آنها باید از مقامات، کارشناسان و رهبران صنعتی تایوان مانند شرکت تیاسامسی بیاموزند؛ شرکتی که در حال همکاری با شرکتهای اروپایی بوش، اینفینئون و انایکسپی برای ساخت یک کارخانه پیشرفته تولید نیمههادی با سرمایه ۱۰ میلیارد یورو در شهر درسدن آلمان است. دولتهای اروپایی و شرکای آنها همچنین باید به این موضوع فکر کنند که چگونه میتوانند به بهترین شکل مانع از برداشتن گامهای تنشزای چین به سوی تایوان شوند.
در حالی که تنها ایالات متحده ظرفیت ایجاد بازدارندگی نظامی در برابر پکن را دارد، اروپا کارهای زیادی میتواند برای حمایت از تلاشهای تایوان در جهت تبدیل کردن خود به یک هدف دشوارتر برای چین انجام دهد. دولتهای اروپایی از طریق روابط گسترده خود، هرچند از نظر فنی غیررسمی، باید اقدامات بیشتری برای کمک به تقویت ارتباطات و حضور بینالمللی تایوان انجام دهند. آنها همچنین باید اشتراکگذاری اطلاعات و همکاری با تایپه را در زمینه چالش مشترک مدیریت تهدیدات منطقه خاکستری، از اجبار اقتصادی و جنگ اطلاعاتی گرفته تا مداخله در روندهای دموکراتیک و اختلال در کابلهای زیردریایی، عمیقتر کنند.
اروپا همچنین باید تلاشهای خود را برای گوشزد کردن هزینههای جهانی تشدید تنش به چین و کشورهای جنوب جهانی که روابط قدرتمندی با پکن دارند، شدت بخشد. اگرچه شی جینپینگ و دیگر رهبران چین به شیوهای فزاینده قاطعانه عمل میکنند، اما آنها مانند شرکای خود در روسیه و کره شمالی، قماربازان ژئوپلیتیک نیستند. رهبری چین هنوز هم به این موضوع اهمیت میدهد که در جهان، به ویژه در سراسر جنوب جهانی، چگونه به آن نگاه میشود؛ موضوعی که توضیح میدهد چرا پکن در حال راهاندازی یک کارزار هماهنگ برای همسو کردن سایر کشورها با مواضع خود در قبال تایوان است.
یکی از تمرکزهای اصلی اروپا باید گفتگو با کشورهای جنوب شرقی آسیا باشد، کشورهایی که صدها هزار نفر از شهروندانشان در تایوان زندگی و کار میکنند و به شدت تحت تاثیر پیامدهای سرریز هرگونه اختلال تجاری و تنش نظامی قرار خواهند گرفت. دولتهای جنوب شرقی آسیا نگران ناراحت کردن پکن و همچنین نگران این هستند که به عنوان حامی مداخله در امور داخلی کشور دیگری تلقی شوند، یعنی همان روشی که چین رابطه خود با تایوان را نشان میدهد. اما جنوب شرقی آسیا و اروپا منافع ملی مشترکی در باز نگه داشتن اقتصاد تایوان به روی جهان و بازدارندگی تجاوز نظامی چین دارند. مقامات جنوب شرقی آسیا و اروپا باید از طریق دیپلماسی پنهان، در مورد اینکه چگونه میتوانند به بهترین نحو از توانمندیهای مربوطه خود برای تأثیرگذاری بر پکن استفاده کنند، گفتگو نمایند.
توسل به زور توسط دولت ترامپ علیه ونزوئلا و ایران بدون توجیه قانونی مناسب و واکنشهای محدود در برابر آن، باعث شده است بسیاری از تحلیلگران به این فکر بیفتند که آیا هزینههای حیثیتی اقدام نظامی علیه تایوان برای چین ممکن است در حال کاهش باشد یا خیر. پیامدهای جهانی جنگ در ایران همچنین باید به سیاستگذاران یادآوری کند که دامنه تأثیر تشدید تنشهای بیشتر بر سر تایوان تا چه حد میتواند گسترده باشد. در این زمینه زمان بسیار حیاتی است، زیرا پکن هرچه اکنون با مقاومت کمتری روبهرو شود، در آینده فشار سختتری وارد خواهد کرد.