وابستگی به هوش مصنوعی با مغز دانش آموزان چه می‌کند؟

یک مشاور تحصیلی و مدرس دانشگاه گفت: اگر هوش مصنوعی از «ابزار کمکی» به «جایگزین تفکر» تبدیل شود، مهارت حل مسئله، تمرکز عمیق، تفکر انتقادی و حتی هویت فردی دانش‌آموزان تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.

وابستگی به هوش مصنوعی با مغز دانش آموزان چه می‌کند؟

بهنام اسماعیل‌جامی با اشاره به وابستگی دانش‌آموزان به هوش مصنوعی بر مهارت‌های تحصیلی، اظهار کرد: با توجه به تجربه چند سال گذشته در تعامل با دانش‌آموزان و دانشجویان مشاهده می‌شود که برخی از آنان هوش مصنوعی را به‌عنوان یک ابزار تلقی می‌کنند. اگر نگاه ابزاری به هوش مصنوعی داشته باشیم، این نگاه منطقی و مفید است.

وی افزود: اما در بسیاری مواقع، دانش‌آموزان و دانشجویان، هوش مصنوعی را صرفاً ابزار نمی‌بینند و عملاً هوش مصنوعی به جای آنان فکر می‌کند؛ به گونه‌ای که فرآیند تفکر آنان تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. این وابستگی به‌ویژه در شرایط فعلی که دسترسی کامل به این ابزار امکان‌پذیر نیست، مشکلات متعددی ایجاد می‌کند. هرچند اکنون گپ‌جی‌پی‌تی تا حدی کمک‌رسان است، اما دسترسی محدود همچنان چالش‌برانگیز است.

این مشاور تحصیلی با اشاره به پیامدهای این وابستگی خاطرنشان کرد: نخستین پیامد، اختلال در مهارت حل مسئله است. در هر مقطعی که دانش‌آموز یا دانشجو حضور داشته باشد، با از بین رفتن دسترسی به این ابزار، فرآیند حل مسئله به‌درستی انجام نمی‌شود یا ناقص می‌ماند.

اسماعیل جامی ادامه داد: دومین پیامد، دشواری در دسترسی به منابع و مستندات است. بسیاری از دانش‌آموزان عادت کرده‌اند با یک جست‌وجو، اطلاعات لازم را دریافت کنند. اما زمانی که این دسترسی محدود شود و فرد نتواند مانند گذشته از کتابخانه‌ها استفاده کند، ناچار است دوباره به روش‌های سنتی مانند استفاده از کتاب‌ها و مقالات موجود در کتابخانه‌ها بازگردد. این تغییر نیز چالشی جدی ایجاد می‌کند. 

وی با بیان اینکه سومین پیامد، کاهش تاب‌آوری است، اضافه کرد: دانش‌آموزان به نتیجه‌گیری سریع عادت کرده‌اند و در نبود ابزار، صبر و تحمل گذشته را ندارند؛ به همین دلیل مدیریت هیجانات آنان تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. 

این مدرس دانشگاه با اشاره به چهارمین نکته تصریح کرد: نکته دیگر، ایجاد «توهم یادگیری» است. یعنی دانش‌آموز یا دانشجو تصور می‌کند تمامی مطالب را یاد گرفته است، اما زمانی که ابزار از او گرفته می‌شود و در شرایط واقعی قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود بسیاری از یادگیری‌ها واقعی نبوده و فرآیند یادگیری با مشکل مواجه است.

اسماعیل جامی در پاسخ به این پرسش که مرز میان استفاده هوشمندانه از ابزار و وابستگی شناختی به هوش مصنوعی چیست و چگونه می‌توان آن را در نظام آموزشی مدیریت کرد، توضیح داد: این پرسش بسیار مهمی است. در ترمی که به‌عنوان مدرس، درس «چگونگی آموزش تفکر به کودکان» را برای دانشجویان ارائه می‌دادم، دقیقاً به این موضوع پرداختم. اگر هوش مصنوعی به‌درستی مدیریت نشود، جای تفکر انسان را می‌گیرد؛ نه فقط برای دانش‌آموز و دانشجو، بلکه حتی برای بزرگسالان. 

وی افزود: اگر بتوانیم این موضوع را مدیریت کنیم و بپذیریم که هوش مصنوعی باید تنها یک «بازخورددهنده» و «اصلاح‌کننده» باشد، استفاده از آن صحیح خواهد بود. برای مثال، زمانی که فرد نیاز دارد متنی را در زمان کوتاه آماده کند و فرصت بررسی نگارشی ندارد، یا زمانی که نیاز به مقایسه چند متن دارد اما فرصت کافی ندارد، می‌تواند از هوش مصنوعی کمک بگیرد. همچنین در مواقعی که می‌خواهد ایده‌ها یا نظرات خود را توسعه دهد، این ابزار می‌تواند کمک‌کننده باشد. بنابراین، هوش مصنوعی باید ابزار گسترش فکر انسان باشد، نه جایگزین فکر کردن.

ضرورت آموزش درست هوش مصنوعی در مدارس؛ ممنوعیت مطلق چاره‌ساز نیست

این مشاور تحصیلی ادامه داد: در آموزش‌وپرورش می‌توان این رویکرد را پیاده کرد. برای مثال، دانش‌آموزان دوره اول ابتدایی به دلیل ضعف در تفکر انتزاعی، ممکن است نتوانند این موضوع را مدیریت کنند. اما از پایه چهارم تا ششم، می‌توان به آنان آموزش داد که چگونه از هوش مصنوعی استفاده کنند؛ استفاده‌ای مبتنی بر راهنمایی و کمک، نه سپردن کل فرایند به این ابزار. 

اسماعیل جامی با اشاره استفاده درست از هوش مصنوعی تصریح کرد: اگر معلم مانع‌تراشی کند یا به‌صورت مطلق استفاده از هوش مصنوعی را ممنوع کند، دانش‌آموز او را دور خواهد زد و شرایط بدتر می‌شود. اکنون در سرخط‌های «توانا» از سوی وزارتخانه اضافه شده که به موضوع هوش مصنوعی می‌پردازد و معلمان باید برای آموزش درست آن مهارت لازم را کسب کنند.

وی ادامه داد: با این حال، آموزش‌وپرورش به‌تنهایی نمی‌تواند این فرایند را مدیریت کند. رسانه‌ها (اعم از پیام‌رسان‌های داخلی، در صورت رفع چالش‌ها پیام‌رسان‌های خارجی، صداوسیما و خبرگزاری‌ها) و همچنین خانواده‌ها باید در کنار آموزش‌وپرورش قرار گیرند. اگر این سه ضلع با یکدیگر همکاری کنند، می‌توانند نسل آینده را نسبت به استفاده درست از هوش مصنوعی آگاه کنند.

این مدرس دانشگاه درباره پیامدهای ادامه وابستگی دانش‌آموزان به هوش مصنوعی در آینده گفت: این پیامدها می‌تواند بسیار جدی و حتی فاجعه‌بار باشد. عدم تفکر انتقادی نخستین پیامد این مساله است؛ زیرا زمانی که دانش‌آموز فکر نکند، توانایی تحلیل، بررسی و ارائه راهکار در او از بین می‌رود. دومین پیامد، کاهش توان تمرکز عمیق و اصولی در یادگیری مباحث است. به‌دلیل عادت به استفاده از ابزار، دانش‌آموز بدون آن قادر به درک کامل مطالب نخواهد بود. 

اسماعیل جامی افزود: کاهش سطح یادگیری، ناتوانی در حل مسائل پیچیده (حتی در زندگی آینده)، تأثیر بر حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت، افزایش تقلب و ایجاد نابرابری آموزشی از دیگر پیامدهاست. دانش‌آموزان مناطق محروم که امکان پرداخت هزینه‌های مربوط به اشتراک ابزارهای هوش مصنوعی را ندارند، با چالش بیشتری مواجه می‌شوند. افزون بر این، پژوهش‌ها نیز با مشکل روبه‌رو می‌شوند؛ زیرا شاهدیم مقالات علمی گاه از ابتدا تا انتها با هوش مصنوعی نوشته می‌شوند و این مسئله هدف اصلی تولید علم را زیر سؤال می‌برد. 

وی با اشاره به چالش کاهش خلاقیت بیان کرد: در چنین شرایطی، دانش‌آموز نمی‌داند دقیقاً چه توانایی‌هایی دارد و به‌مرور «هویت فردی» و «هویت حرفه‌ای» او تضعیف می‌شود. وابستگی شدید به تکنولوژی نیز می‌تواند پیامدهایی در حوزه سلامت به‌همراه داشته باشد.

این مشاور تحصیلی افزود: خانواده‌ها باید بتوانند استفاده فرزندشان از هوش مصنوعی را رصد کنند؛ در حالی که بسیاری از والدین حتی نام این ابزارها را نمی‌دانند. رسانه‌ها، آموزش‌وپرورش، اساتید دانشگاه و خانواده‌ها اگر کنار هم باشند، می‌توان این ابزار را به یک فرصت تبدیل کرد.

منبع: ايسنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس

    واقعا ببین حکومت چقدر به فکر ما مردم هستش اینترنت رو قطع کرده تا هوش مصنوعی به مغزمون صدمه نزنه آفرین آفرین مهربونا جانفداها🤣