بهره‌کشی از کارگران با حقوق غیرقانونی/ یک روز درمیان بیایید، نصفه حقوق بگیرید!

کارگران در برخی واحدهای صنفی و کارگاه‌های کوچک از ترفندهای غیرقانونی کارفرمایان برای کاهش حقوق خبر می‌دهند.

بهره‌کشی از کارگران با حقوق غیرقانونی/ یک روز درمیان بیایید، نصفه حقوق بگیرید!

 «اعلام کردند فعلاً بازار کساد است، تا اطلاع ثانوی، شیفتی و یک روز درمیان سر کار بیایید، اما حقوق‌تان هم نصف می‌شود، نصف پایه حقوق قانونی». اینها را کارگر یک کارگاه تولید و فروش لباس می‌گوید که در هفته‌های اخیر درگیر ترفندهای غیرقانونی کارفرما شده؛ ظاهراً از آن‌ها خواسته‌اند شیفتی سر کار بیایند و تا پایان شرایط جنگی، نصفه حقوق بگیرند؛ در واقع آنچه قرار است با کلی منّت به حساب‌شان بریزند، فقط  نصف حقوق پایه است، چیزی حدود ۱۰ میلیون تومان! 

کارگران اصناف و واحدهای کوچک در کلانشهرها، این روزها با مشکلات عجیب  غریب و بی‌سابقه‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند؛ از یکسو، اضافه کار و پورسانتِ فروش و تولید تعطیل شده چون فروشِ آن‌چنانی نیست و از سوی دیگر، کارفرما به این بهانه که سود خیلی پایین آمده و بازار کساد است، حاضر نیست به وظایف قانونی خود در قبال کارگران عمل کند. 

یک کارگر واحد فروش لوازم خانگی در غرب تهران، از فرستادن نیمی از نیروهای فروش کارگاه به بیمه بیکاری و قطع همکاری با آن‌ها خبر می‌دهد؛ باقی هم قرار است با نصف حقوق سال قبل به صورت شیفتی سر کار بیایند. 

این کارگر که در میان دو گزینه -ادامه کار با حقوق پایین و تداوم بیگاری یا ترک کار و ورود به بازار کار غیررسمی و روی آوردن به مشاغلی مثل اسنپ موتوری- گیر افتاده؛ می‌گوید: کارفرما به خاطر اینکه بیمه‌ی چند نفر از ما را قطع نکرده، مدام سرمان منّت می‌گذارد؛ می‌گوید بیمه‌تان را می‌پردازم پس شما هم باید شرایط را درک کنید و با حقوق، ده یازده میلیون تومانی بسازید و به شرایط اعتراض نکنید! 

این کارگرِ سرگردان و بلاتکلیف می‌گوید: رانندگی با موتور خیلی بیش از اینها درآمد دارد؛ بنابراین ممکن است از خیر کار رسمی و بیمه شده بگذرم و بروم برای خودم با موتور کار کنم، مگر یک بیمه چقدر می‌ارزد؟

ظاهراً زیر فشار گذاشتن کارگران برای متقاعد شدن به توافقی غیررسمی و غیر قانونی با هدف پرداختِ دستمزد بسیار پایین‌تر از مزد قانونی بدون هر گونه اضافه کار و مزایای جانبی، رویکرد متداول بسیاری از کارفرمایان در بحران اخیر است. کارفرماها برای جلوگیری از سقوط کامل کارگاه، با استفاده از حربه‌ی بیمه، کارگران را «مجبور» می‌کنند که به دریافت هر حقوق پایینی رضایت بدهند و کار را رها نکنند. به این ترتیب، کارگاه می‌چرخد اما چرخ زندگی کارگران نمی‌چرخد.

یک کارگر ۵۰ ساله تولیدی لباس که ۱۵ سال سابقه کار در کارگاه فعلی  دارد؛ از شرایط پیش آمده خیلی ناراضی‌ست و بر این عقیده است که «پرستوی عدالت قرار نیست بر شانه‌ی کارگران بنشیند».

او می‌گوید: بار هر بحرانی را ما کارگران و بی‌پول‌ها بر دوش می‌کشیم؛  سال‌هایی که کارفرما شب عید، گونی گونی پول جمع می‌کرد و خانه می‌برد، پشیزی بیشتر از حقوق و پورسانت به ما نمی‌داد؛ حالا هم که جنگ و بحران پیش آمده، باز آوار مصیبت بر سر ماست؛ قرار است ما کارگران قربانی شویم!

این کارگرِ مستاجر و مستاصل،  از زمین و زمان شاکی‌ست: «حقوق ۱۰ میلیون تومانی بعد از ۱۵ سال جان کندن و سوی چشم گذاشتن، عادلانه نیست؛ من یک خیاط باسابقه و قدیمی‌ام که جوانی‌ و سلامت‌ام را پای کار گذاشته‌ام، حالا در میانسالی  چه کنم، کاسه گدایی دست بگیرم؟!…»

 

منبع: ایلنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس

    خب وقتی کارفرما فروش ندارد از کجا بیاورد و حقوق کامل بدهد حاکمیت هم که حاضر نیست از نهادهای گردن کلفت و پولدار تحت نظرش به کارگران کمک کند