ماجرای تجمع بیماران خودایمنی چه بود؟
بیماران خودایمن ایران، هر روز با اضطراب و دلهره به دنبال اینفلیکسیمب میگردند؛ دارویی حیاتی که نبود آن میتواند زندگی و سلامت آنان را به خطر بیندازد.
تلفظ اینفلیکسیمب برای همه آسان نیست به جز افراد مبتلا به بیماریهای خود ایمنی که روزی چند بار آن را به زبان میآورند تا بلکه از میان داروخانهها و هلال احمر و سازمان غذا و دارو یک بسته از آن را پیدا کنند.
خطر نبود دارو در فضای تاریک بیماری خودایمنی
هیچچیز نگرانکنندهتر از آن نیست که سیستم ایمنی بدن، سلولهای خودی را از غیرخودی تشخیص ندهد؛ این همان نقطه آغاز بیماریهای خودایمنی است. گسترش این بیماریها میتواند در نهایت به حمله به قلب، کلیهها، غدد لنفاوی، اعصاب محیطی، پوست و حتی دیگر اندامهای حیاتی منجر شود. در چنین شرایطی، بیمار ناگزیر است برای کنترل روند بیماری به داروهایی روی آورد که نقش مهارکننده فعالیت بیشازحد سیستم ایمنی را ایفا میکنند. در نبود این داروها، حتی در بهترین حالت، علائمی مانند گرفتگی عضلات، تضعیف حافظه، احساس کرختی و خوابرفتگی اندامها و مجموعهای از نشانههای ناتوانکننده دیگر بروز مییابد؛ علائمی که بهسادگی میتوانند زندگی روزمره بیمار را مختل کنند.
لوپوس ریوی نمونهای از همین وضعیت است؛ بیماریای که کتایون ۱۲ سال است با آن دستوپنجه نرم میکند و تعادل زندگیاش را بر هم زده است. او به خبرنگار فرارو میگوید: «پیش از بروز علائم بیماری، تمام تلاشم پیشرفت در ورزش بود، اما با پیشرفت بیماری عملا از ورزش حرفهای محروم شدم. حالا فقط بهصورت محدود ورزش میکنم، اما در یک سال گذشته داروهایم کمیاب شده است.» مشکل کتایون تنها به دارو محدود نمیشود؛ او علاوه بر درمان دارویی، ناچار به استفاده از تجهیزات تنفسی است، تجهیزاتی که تهیه آنها هزینههای سنگینی را به او تحمیل کرده است.
هومن، یکی دیگر از بیماران خودایمنی، نیز در اثر دسترسی نداشتن به دارو با علائمی چون خونریزی گوارشی و اختلالات حرکتی مواجه شده است. او که در حوزه مهندسی آیتی فعالیت داشت، به خبرنگار فرارو میگوید: «بدنم توان نگه داشتن موس در دست را نداشت. استعفا دادم. حالا بیپولی، گرانی دارو و نبود آن دستبهدست هم داده تا مرا از زندگی ساقط کنند.» او در ادامه تاکید میکند که نرسیدن دارو برای بیمار خودایمنی به معنای بازگشت به نقطه آغاز بیماری است. در برخی موارد نیز بدن نسبت به دارو آنتیبادی تولید میکند و قطع و وصل شدن درمان میتواند اثربخشی آن را کاهش دهد؛ به این معنا که حتی اگر دارو بعدتر در دسترس قرار گیرد، ممکن است بدن دیگر پاسخ مطلوبی به آن ندهد.
اینفلیکسیمب کجای قضیه است؟
اینفلیکسیمب یک داروی بیولوژیکی است؛ دارویی که میتواند مرهم بیماران مبتلا به بیماری خودایمنی کرون باشد؛ بیماریای التهابی که مادامالعمر همراه بیمار باقی میماند. نکته قابل توجه این است که استفاده از این دارو همراه با آنالوگهای پورین (آزاتیوپرین یا مرکاپتوپورین-۶) احتمالا پس از ۲۴ تا ۲۶ هفته درمان، اثر بهبودی بیشتری نسبت به مصرف تنها آنالوگهای پورین دارد و میتواند در کاهش علائم بیماری نیز مؤثرتر عمل کند. این دو روش درمان از نظر عوارض جانبی تقریبا مشابه یکدیگرند. با این حال، همین داروی حیاتی در دسترس بیماران قرار ندارد و کمبود آن، بیماران خودایمنی را به جلوی ساختمان سازمان غذا و دارو کشانده است. وضعیت بغرنجتر میشود وقتی بدانیم چند هزار نفر در ایران به این دارو نیاز دارند و نبود آن، به معنای مختل شدن زندگی هزاران نفر است.
در واکنش به درخواست بیماران، محمد هاشمی، سخنگوی سازمان غذا و دارو، اعلام کرد: «حدود ۱۷ نفر از بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمن برای دریافت داروی اینفلیکسیمب مراجعه کردند. نماینده اداره کل دارو در این دیدار، روند توزیع دارو و نحوه دریافت آن را برای بیماران توضیح داد تا زمان و مکان دقیق دریافت داروی خود را بدانند و فرآیند توزیع شفاف شود.»
با این حال، شنیدن این جمله که بیماران باید در وقت مقرر به داروخانههای منتخب مراجعه کنند تا داروی خود را دریافت کنند، نگرانیهایی را ایجاد میکند. اگر داروخانه مورد نظر از محل زندگی بیمار فاصله داشته باشد، یا اگر فرد دیگری زودتر به داروخانه برسد، یا اگر مشکلات دیگری پیش آید، این «اگرها» و اضطراب ناشی از آن میتواند به پیشرفت بیماری و بروز علائم جدید دامن بزند.
با وجود تقاضای کم چرا داروی خود ایمن کم است؟
کمبود داروی اینفلیکسیمب برای بیماران خودایمن در ایران محصول چند عامل ترکیبی است که هم به سیاستهای ارزی و هم به مشکلات زنجیره تامین بازمیگردد. هادی احمدی، کارشناس حوزه دارو،به فرارو توضیح میدهد که با حذف ارز ترجیحی، حتی اگر این ارز برای دارو اختصاص داده شود، تنها شامل ماده اولیه میشود و نه کل فرآیند تولید.
او میگوید: «ماده اولیه تنها حدود ۳۰ درصد از کل فرایند تولید دارو را تشکیل میدهد و ۷۰ درصد باقیمانده تابع ارز آزاد است. به عبارت دیگر، از مرحله بستهبندی تا سایر هزینههای جانبی، همگی بر اساس ارز آزاد محاسبه میشوند و همین موضوع باعث افزایش شدید قیمت دارو میشود.» این یعنی حتی در صورت تأمین ماده اولیه، افزایش هزینههای جانبی تولید و نوسانات نرخ ارز، دسترسی بیماران به داروی حیاتی را محدود میکند. از این روست که یکی از بیماران خودایمنی میگوید: «این دارو با بیمه حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان تمام میشود، اما در بازار آزاد هر ویال بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان فروخته میشود و اگر بیمار ماهانه سه تا پنج عدد نیاز داشته باشد، تامین آن عملا غیرممکن است.»
در کنار مشکلات ارزی، کمبود مواد اولیه و تحریمها نیز شرایط را پیچیدهتر کرده است. احمدی میگوید: «ارز مربوط به این مواد نیز بهموقع تخصیص داده نمیشود که این مسئله خود مزید بر علت شده است. در چنین شرایطی، تولیدکننده نمیتواند ماده اولیه را بهموقع وارد کند و روند تولید با اختلال مواجه میشود.»
علاوه بر این، محدودیتهای بانکی ناشی از تحریمها، نقل و انتقال مالی و سیستم انتقال ارز را مختل کرده و مستقیما بر تامین دارو تاثیر میگذارد. سخنگوی انجمن داروسازان ایران نیز تاکید میکند: «تحریمها بهطور دقیق و مستقیم بر حوزه دارو اثر میگذارند، چراکه سیستم انتقال بانکی و نقلوانتقالات مالی در تحریم قرار دارد و همین موضوع بهصورت مستقیم بر تامین دارو تاثیر میگذارد.»
این چرخه مشکلات باعث شده که ۱۵۰ تا ۲۰۰ قلم دارو در ایران با کسری مواجه شوند و داروهای حیاتی مانند اینفلیکسیمب به شدت محدود شوند. احمدی در این خصوص میگوید: «به این دلیل که داروهای حیاتی اغلب وارداتی هستند، تامین آنها را تامینکنندهها با مشکل مواجه میکنند. تحریمها بسیار شدید و تخصیص ارز کم است بنابراین وضعیتی بغرنجتر دارند.» به این ترتیب، بیماران خودایمن نه تنها با هزینههای بالاتر مواجه هستند، بلکه حتی دسترسی به داروی ضروری برای ادامه درمانشان نیز محدود شده و در نتیجه زندگی و سلامت آنها بهطور جدی تهدید میشود.
راهپیمایی کنندگان تحویل بگیرید. حضور شما در راهپیمایی و حمایت از گرانی و فساد و بی عدالتی، تیشه به ریشه بیماران است