چرا ستارههای رئال مادرید جدا از هم بهتر بازی میکنند؟
زمانی که رئال مادرید با جذب کیلیان امباپه، مثلثی متشکل از او، وینیسیوس جونیور و جود بلینگام را تشکیل داد، بسیاری تصور میکردند این تیم سالها بر فوتبال اروپا سلطه خواهد داشت.
به گزارش خبرفوری، اما برخلاف انتظار، حضور همزمان این ستارهها نهتنها رئال را شکستناپذیر نکرد، بلکه باعث شد عملکرد تیم در مقایسه با گذشته افت کند. اکنون بسیاری از کارشناسان این پرسش را مطرح میکنند که چرا این بازیکنان در تیمهای ملی یا هنگام غیبت یکی از آنها، نمایشهای بهتری ارائه میدهند.
نخستین مشکل، همپوشانی نقشهای هجومی است. امباپه و وینیسیوس هر دو ترجیح میدهند از سمت چپ حمله کنند؛ منطقهای که سالها قلمرو وینیسیوس بوده است. امباپه نیز به طور طبیعی هنگام بازی به همان سمت متمایل میشود و همین موضوع باعث میشود فضای حرکتی هر دو محدود شود. در نتیجه، نه وینیسیوس میتواند با آزادی همیشگی بازی کند و نه امباپه در بهترین موقعیت خود قرار میگیرد.
این تداخل تنها به دو ستاره خط حمله محدود نمیشود. جود بلینگام نیز که در فصلهای گذشته آزادی عمل زیادی برای نفوذ از خط میانی داشت، اکنون مجبور است بیشتر وظایف دفاعی و پوشش فضاهای خالی را بر عهده بگیرد. کاهش آزادی عمل او باعث شده تأثیرگذاریاش نسبت به قبل کمتر شود و نتواند همان نقش تعیینکننده گذشته را ایفا کند.
بیشتر بخوانید:
جراحی زیبایی وینیسیوس جونیور | ستاره برزیل غیرقابل شناسایی شد! | عکس
جنجال عکس زنی که امبابه ۲۴ ثانیه بعد حذف کرد
رونمایی از زن تازه زندگیِ منشوریترین فوتبالیست جهان
یکی دیگر از مشکلات رئال، نبود تعادل در فاز دفاعی است. منتقدان معتقدند امباپه در پرس از جلو و بازگشت به دفاع، مشارکت کمتری نسبت به سایر مهاجمان دارد. همین مسئله فشار بیشتری بر هافبکها و مدافعان وارد میکند و باعث میشود بازیکنانی مانند بلینگام و فده والورده انرژی زیادی را صرف پوشش فضاهای خالی کنند؛ انرژیای که میتوانست در حملات مورد استفاده قرار گیرد.
جالب آنکه عملکرد این ستارهها در تیمهای ملی تصویر متفاوتی ارائه میدهد. امباپه با پیراهن فرانسه بار دیگر یکی از خطرناکترین مهاجمان جهان است، وینیسیوس در تیم ملی برزیل آزادی بیشتری دارد و بلینگام نیز در انگلیس نقش محوری خود را حفظ کرده است. دلیل اصلی این تفاوت، ساختار تاکتیکی متفاوت و تقسیم روشنتر مسئولیتها در تیمهای ملی عنوان میشود؛ جایی که هر بازیکن در جایگاه طبیعی خود به میدان میرود و تداخل کمتری میان نقشها وجود دارد.
برخی تحلیلگران این وضعیت را با نظریه معروف «اوینگ» مقایسه میکنند؛ نظریهای که میگوید گاهی تیمها پس از از دست دادن بزرگترین ستاره خود، عملکرد بهتری پیدا میکنند، زیرا وابستگی بیش از حد به یک بازیکن از بین میرود و مسئولیتها میان همه اعضای تیم تقسیم میشود. هرچند این نظریه درباره رئال مادرید محل بحث است، اما آمار نشان میدهد تیم در برخی مسابقات بدون امباپه هماهنگتر ظاهر شده است.
کارشناسان همچنین معتقدند مشکل اصلی، کیفیت فردی بازیکنان نیست. امباپه، وینیسیوس و بلینگام هر سه از بهترین فوتبالیستهای جهان هستند، اما کنار هم قرار گرفتن ستارههای بزرگ، لزوما به معنای تشکیل یک تیم بزرگ نیست. فوتبال مدرن بیش از هر زمان دیگری به تعادل تاکتیکی، هماهنگی و تقسیم صحیح وظایف نیاز دارد؛ عواملی که تاکنون در رئال مادرید به طور کامل شکل نگرفتهاند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا کادر فنی رئال میتواند راهکاری برای استفاده همزمان از این سه فوقستاره پیدا کند یا خیر. برخی معتقدند با تغییر سیستم بازی و تعریف نقشهای متفاوت، این مشکل قابل حل است. اما گروهی دیگر بر این باورند که اگر همپوشانی تاکتیکی ادامه پیدا کند، باشگاه دیر یا زود ناچار خواهد شد درباره آینده یکی از این ستارهها تصمیمی بزرگ بگیرد.
به همین دلیل، موضوع دیگر صرفا کیفیت امباپه، وینیسیوس یا بلینگام نیست؛ مسئله اصلی این است که چگونه میتوان سه فوقستاره را به یک تیم منسجم تبدیل کرد. تجربه دو فصل اخیر نشان داده که در فوتبال، جمع کردن بهترین بازیکنان جهان همیشه به معنای ساختن بهترین تیم جهان نیست.