داستان روبرو شدن هنرمند معروف اینستاگرامی با پدر گلشیفته فراهانی و رویا تیموریان؛ من بلاگر نیستم!/ ویدئو
انتشار ویدیوی گفتگوی بهاره افشاری و یک بلاگر، بحث داغ مرز بین «هنرمند واقعی» و «شاخ مجازی» را زنده کرد؛ چالشی پر از بغض که نشان میدهد پشت ظاهر پر زرقوبرق سینما، جنگ بزرگی برای حفظ اصالت در جریان است. آیا فضای مجازی کارنامه یک بازیگر را نابود میکند؟
همه چیز از یک سوءتفاهم یا شاید یک برچسب ساده شروع شد. کلمه «بلاگر» این روزها برای خیلیها یک شغل پردرآمد است، اما برای کسی که دههها از عمرش را در سالنهای تاریک تئاتر گذرانده، طعم دیگری دارد.
در این ویدیوی پربازدید، وقتی بهاره افشاری بحث را به سمت فعالیتهای مجازی میکشاند، با واکنشی مواجه میشود که فراتر از یک گپوگفت ساده است. این یک دفاع تمامقد از هویت هنری است؛ فریادی که میگوید: «من برای رسیدن به این جایگاه خاک صحنه خوردهام، نه لایک اینستاگرام!»
اما واقعیت تلختر از این حرفهاست. برای درک این حجم از تند شدن فضا، باید کمی به عقب برگردیم؛ به روزهایی که چراغ سالنهای تئاتر به خاطر کرونا خاموش شد و هنرمندان ماندند و صندلیهای خالی و معیشتی که به خطر افتاده بود.
فضای مجازی و پلتفرمها برای بسیاری، نه یک انتخاب از سر شکمسیری، بلکه تنها راه نجات و بقا بود. روی آوردن به ساخت ویدیوهای کوتاه یا فعالیت در اینستاگرام، یک پل اجباری بود، اما برچسبی که بعد از آن روی پیشانی هنرمند خورد، به این سادگیها پاک نمیشود.
تراژدی داستان اینجاست که مخاطب امروز، حافظه کوتاهمدتی دارد. او ممکن است بازی درخشان یک بازیگر را در یک درام سنگین فراموش کند، اما دلقکبازیها یا چالشهای وایرال شده او در اکسپلورر را مدام به رخش بکشد.
تقابل بهاره افشاری و طرف مقابل در این ویدیو، در واقع آینه تمامنمای جامعه ماست؛ جامعهای که به سرعت قضاوت میکند و فراموش میکند که زیر پوست این اکانتهای چند میلیونی، هنوز قلب یک هنرمند تئاتر میتپد که از شنیدن کلمه «بلاگر» دلگیر میشود.