از خوانندهی «گل پامچال» و «نوایی» چه خبر؟
بیژن بیژنی در سالروز ۷۳ سالگیاش، از وضعیت بحرانی موسیقی سخن گفت. او هنرمندی است که با آثاری چون «گل پامچال» و «نوایی» در حافظه جمعی ایرانیان مانده، و حالا آثار جدیدش معطل ضبط و انتشار مانده است. او میگوید: موسیقی ایران زیر فشار هزینههای سنگین تولید و نبود حمایت مالی «از نفس افتاده» و ادامه حیات آن بدون پشتیبانی از هنرمندان و نسل جوان ممکن نیست.
سوم خردادماه ۱۴۰۵، برابر است با تولد ۷۳ سالگی بیژن بیژنی، خالق آثار ماندگاری از جمله «گل پامچال»، «نوایی نوایی»، «بارون بارونه» و ...
او که در کنار فعالیت موسیقی، در زمینه خوشنویسی نیز فعال بوده است، در همین راستا با شعر و ادبیات عجین بوده و همین امر موجب شده که در دوران فعالیت خود با دقت بیشتری اشعار آثارش را انتخاب کند.
در این سالها اما کمتر پیش آمده است که صدای گرم بیژنی را در آثار موسیقی جدید بشنویم. به بهانه سالروز تولد این هنرمند گپ و گفتی با او داشتیم تا هم احوال این روزهایش را جویا شویم و هم از کارهایی که در دست دارد سراغی بگیریم.
بیژنی ابتدا درباره احوالات شخصی خود گفت: واقعیت، حالِ خوشی نیست، ولی بگذریم. این روزها بیشتر مشغول خط نوشتن هستم و روی آثار خوشنویسی کار میکنم. پس از نمایشگاه «دانگ هفتم» که ۲۵ مهر سال گذشته (۱۴۰۴) برگزار شد و خوشبختانه بسیار هم موفق بود، انرژی زیادی صرف این مسیر کردم. استقبال علاقهمندان واقعاً بینظیر بود و این موضوع برایم بسیار خوشحالکننده و دلگرمکننده بود. اما اکنون با شرایط اجتماعی فعلی، بیشتر خط مینویسم و شعر انتخاب میکنم؛ شعرهایی که با حالوهوای زمانه ما هماهنگ باشد.
او در ادامه درباره انتشار اثر موسیقی جدیدش توضیح داد: چند کار موسیقیِ ضبطنشده دارم. به همراه استاد روشنروان، ۶ قطعه ارکسترال طراحی و آماده کردیم. این آثار نوشته و تنظیم شد، حتی تمرینهایش هم انجام شد، اما متأسفانه هنوز متولی یا حامیای پیدا نشده است که بتواند ضبط این پروژه را بر عهده بگیرد. با این حال من بسیار مایلم که این اثر هرچه زودتر ضبط و منتشر شود.
بیژنی اضافه کرد: در تمام سالهایی که بهصورت حرفهای فعالیت موسیقی داشتهام، همیشه هر اثری که نوشته میشد، خیلی سریع ضبط و ثبت میشد اما حالا، باتوجه به شرایط اقتصادی که بهویژه در حوزه موسیقی وجود دارد، عملاً کاری پیش نمیرود. البته که با شرایط جنگ و تمام اتفاقهایی که این روزها حالِ همه را نگران کرده است، طبیعتاً این پروژه هم هنوز به سامان نرسیده و ضبط نشده است. امیدوارم به آرامشی برسیم که بتوانیم دوباره کار کنیم.
او با بیان اینکه همیشه معتقد بوده است هنرمندان پیامآوران صلح، مهر، آزادی و عشقاند، گفت: ما اساساً کار دیگری بلد نیستیم، تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است با هنری که در اختیار داریم، روح جامعه را مهربانتر کنیم، اندکی لطف و آرامش به مردم ببخشیم و احساساتشان را به سمت آرامش و امید ببریم. در همه جای جهان هم همینطور است. هنرمندان همیشه میتوانند چهره جهان را تغییر دهند و آن را مهربانتر کنند. من هنوز هم همین اعتقاد را دارم و نگاهم همچنان همین است.
این خواننده با تاکید بر لزوم داشتن حامی مالی در کار موسیقی اظهار کرد: در بعضی هنرها، مثل نقاشی، خوشنویسی یا مجسمهسازی، هنرمند میتواند بهتنهایی پشت میز کار خود بنشیند و بدون نیاز به اسپانسر هم تا حدی کارش را ادامه دهد. هرچند برای نمایش آثار باز هم به هزینه و حمایت نیاز دارد اما موسیقی شرایط متفاوتی دارد. موسیقی یک کار گروهی و جمعی است. امروز با این گرانیها، هزینه استودیو، دستمزد نوازندهها، شاعر و تمام عوامل تولید بالا رفته و انجام چنین پروژههایی دشوارتر شده است.
در ادامه این سوال از او پرسیده شد که وقتی به گذشته نگاه میکند، آیا از مسیری که در پیش گرفته راضی بوده است؟ که پاسخ داد: وقتی به سالهایی که در عرصه موسیقی فعالیت کردهام نگاه میکنم، احساس میکنم از همان ابتدا مسیر مشخصی را برای خودم انتخاب کردم و تا امروز هم سعی کردم از آن مسیر خارج نشوم. من کار حرفهایام را با آقای «ارسلان کامکار» آغاز کردم، با یک فضای ارکسترال و همکاری در آلبوم «افسانه سرزمین پدریام». بعد از آن آثاری مثل «شوریدهدل» را کار کردم که بر اساس شعر عطار بود. سپس همکاری من با استاد کامبیز روشنروان شکل گرفت و در مجموع حدود هشت آلبوم با ایشان کار کردم.
بیژنی ادامه داد: با هنرمندان و آهنگسازانی چون «محمد سریر»، «اسماعیل تهرانی»، «محمدجواد ضرابیان»، «علیاکبرپور» و «هومن دهلوی» همکاری داشتم؛ آهنگسازانی که نگاه و شیوه موسیقینویسیشان عمدتاً ارکسترال بوده است.
بیژنی اضافه کرد: در واقع ژانری که من انتخاب کردم، از ابتدا در همین فضا شکل گرفت و هنوز هم به آن اعتقاد دارم. اگر بعد از این هم اثری نوشته شود، باز هم احتمالاً در همین فضا خواهد بود؛ فضایی که آهنگساز در آن از تمام ظرفیتهای موسیقی جهانی، از سازبندیها و امکانات ارکسترال گرفته تا رنگآمیزی صوتی، برای بیان احساس و خلق اثر استفاده میکند. تقریباً مخاطبان من همیشه صدایم را در آثار این بزرگان شنیدهاند و من از این بابت بسیار خوشحالم، چون مسیری که انتخاب کردم، مسیری بود که با باور و علاقه ادامه دادم و هیچوقت از آن خارج نشدم.
او بیان کرد که بسیاری از خوانندهها در طول مسیر کاریشان مدل و شیوه کارشان را تغییر دادهاند، گاهی وارد فضاهایی شدهاند که شاید جامعه هم آن را نپسندیده است اما او از همان ابتدا به مسیری که انتخاب کرده معتقد بوده است و هنوز هم دوست دارد همان فضا را ادامه دهد.
این هنرمند با تاکید بر اینکه انتخاب شعر باید با روح زمانه سازگار باشد و با شرایط اجتماعی امروز ما هماهنگی داشته باشد، گفت: من هیچوقت از آن مسیری که برای خودم تعریف کرده بودم عدول نکردم. شاید فاصله انتشار کارهایم زیاد شده باشد، اما فکر میکنم گاهی بهتر است آدم کمکار اما گزیدهکار باشد و از خاطرات و تصویری که در ذهن مردم ساخته، فاصله نگیرد.
او ادامه داد: دو آلبوم من که کاملاً بر پایه موسیقی محلی ایران شکل گرفتند، یعنی «ایرانزمین» با تنظیم استاد کامبیز روشنروان و «چهارفصل» با تنظیم استاد اسماعیل تهرانی، از جمله آثاری بودند که بسیار مورد توجه و استقبال مردم قرار گرفتند. همچنین در سالهایی که «نهانخانه» را ضبط کردم و قطعه «نوایی» را اجرا کردم که ملودی آن در حقیقت برگرفته از موسیقی تربت جام بود، استقبال مردم برای من بسیار جالب و ارزشمند بود. هنوز هم بعد از حدود سیوهشت سال میبینم که مردم آن قطعه را بهعنوان امضای کاری من میشناسند و دوستش دارند.
در بخش دیگری از این گفتوگو از بیژنی سوال شد که آرزویش برای هنرمندانی که امروز میخواهند در موسیقی فعالیت کنند چیست؟ که پاسخ داد: معتقدم باید از این جوانها حمایت شود. بسیاری از آنها فکرها، ایدهها و تواناییهای بسیار خوبی دارند، اما وقتی امکان ضبط صدا و تولید اثر برایشان فراهم نباشد، طبیعتاً نمیتوانند پیش بروند.
او افزود: وقتی امکان این را نداشته باشند که برایشان آهنگسازی شود، تنظیم انجام بگیرد و اثری تولید شود، طبیعتاً راه به جایی نمیبرند. امروز هزینههای ضبط، استودیو، نوازنده، تنظیم و همه مراحل تولید آنقدر بالا رفته که بسیاری از جوانها اصلاً توان ورود به این مسیر را ندارند. هر موسیقیدانی که سالها در این عرصه کار کرده است، میگوید که موسیقی واقعاً از نفس افتاده است. این حرف اغراق یا شوخی نیست. امروز کمتر شاهد تولید یک اثر درخشان هستیم، چون تولید موسیقی هزینه بسیار زیادی دارد.
این هنرمند خوشنویس با بیان اینکه نمیتوان نسبت به موسیقی بیتفاوت بود، گفت: تمام هنرها مشکلات خودشان را دارند، اما موسیقی هنری است که در همه جای جهان مخاطب و مشتاق دارد و نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود. سالهاست که آثارم از رادیو پخش میشود و هنوز هم کارهای قدیمیام شنیده میشود، اما طبیعی است که دلم میخواهد آثاری که امروز آماده شدهاند هم ضبط و منتشر شوند. خیلی از دوستدارانم هر جا من را میبینند میپرسند «آقای بیژنی، کار تازهای ندارید؟» اما تولید کار تازه نیازمند اسپانسر، تهیهکننده و حمایت مالی است؛ کسی که پا پیش بگذارد تا ما بتوانیم این آثار را ضبط و منتشر کنیم.
او بیان کرد: همین آرزو را هم برای جوانها دارم، اینکه شرکتهای خصوصی، نهادهای دولتی یا هر مجموعهای که متولی فرهنگ و هنر است، به این نسل کمک کنند تا بتوانند کار کنند و بعد از ما، میداندار موسیقی این سرزمین باشند.
بیژنی گفت: تمام بهترین لحظات زندگی من یا در استودیو و هنگام ضبط موسیقی گذشته، یا در اجراها و کنسرتها، و یا زمانی که نشستهام و اثری خوشنویسی خلق کردهام. دلپذیرترین لحظات زندگی من همیشه با همینها گره خورده است. من آرزوی دیگری ندارم. در تمام سالهای زندگیام، همین دو هنر، خوشنویسی و موسیقی تمام دغدغه و دنیای من بودهاند. کسانی هم که آثار مرا دنبال میکنند میدانند که این حرف، حرفِ امروز و دیروز نیست، چیزی است که همیشه گفتهام و از درونِ من آمده است.