جشنواره تئاتر فجر 44

ذهن پسر «فروید» در تهران تشریح شد/شاید تمام زندگی یک خیال بیشتر نباشد

خبرنگار:

نمایش فروید با ابزار هنر به سراغ یک نظریه علمی ‌رفت. اینبار با دستاویز قرار دادن خیالات واقعیت گونه پسر زیگموند فروید، اندیشمند بزرگ روان‌کاوی.

ذهن پسر «فروید» در تهران تشریح شد/شاید تمام زندگی یک خیال بیشتر نباشد

به گزارش خبر فوری، نمایش فروید به کارگردانی مرتضی فرهادنیا و تهیه کنندگی سامان خلیلیان، از اجراهای صحنه‌ای چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر مخاطبان خود را به دالان‌های تاریک وهم و خیال برد تا از یک نظریه علمی صحبت کند. نظریه‌ای که در زمان طرح خود و حتی قرن‌ها بعد همچنان محل فریادهای معترضان است. نظریه‌ای که عده‌ای در نقد آن می‌گویند می‌تواند نظام خانواده را از هم بپاشد و افراد را به دیوانگی سوق دهد و عده‌ای مدافع آن نیز معتقدند تنها پاسخ منطقی بشر به بسیاری از اختلال‌های روانی است.

همه چیز از وین و از خانواده فروید آغاز می‌شود. از جایی که او در پی اعتراض مداوم مخالفانش حتی قادر به بیرون رفتن از خانه نیست. در این میان پسرش می‌گوید سوراخی در اتاقش یافته که همان سوراخ ذهن است و می‌تواند او را به رویاهای مختلف برساند.

رویاهایی که البته با کارگردانی به کابوس بدل می‌شود. نورپردازی و تنظیم صدای متفاوت توانسته در این اثر حس و حال وهم گونه‌ای را به مخاطب منتقل کند.کسی نمی‌داند آنچه می‌بیند واقعیت است یا خواب شخصیت‌ها.

0f3d887dab97a9e8

سالن اغلب تاریک است و روشن و خاموش شدن نور با اشاره به خیالات عصیان‌گر پسر فروید، مانند هیپونتیزمی‌ عمل می‌کند که فروید برای درمان پسرش به آن مدد می‌جوید. شیوه درمانی خطرناکی که فقط یک فرد ماهر می‌تواند بدون آسیب به بیمار آن را پیاده کند.

اما این تئاتر چه گرهی از مردم زمانه می‌گشاید؟ شخصیت‌های نمایش فروید هر یک هم واقعیت دارند و هم خیالی هستند. حتی تکثیر می‌شوند و منی، من‌های متعدد می‌زاید. قدرت کارگردان در طرح این فضا بی‌نظیر است. موسیقی کوبنده و اکت‌های بازیگران می‌تواند هر لحظه معنای نهفته در نمایش را انتقال دهد.

18e04376878be9e0

نویسنده از فروید می‌گوید اما به نقل از فروید «ما نمی‌توانیم ذهنمان را در جایی بگذاریم و برویم. ذهن ما همه جا با ماست.» به تعبیر نگارنده ذهن بشریت واحد و همه جا همراه اوست و شاید این نمایش به دنبال ارائه مرهمی ‌برای نگرانی‌ها و اضطراب‌های فروخورده است. آنجا که پسر فروید برای جلوگیری از قتل پدرش در یک خیال تکرار شونده، خود به دالان رویا می‌رود. خودش را تکثیر می‌کند و تمامی ‌آن خیالات را با کشتن من‌های تکثیر شده از بین می‌برد. او از ترس‌ها رها می‌شود. از خواب بد بیدار می‌شود. چرا که توانسته فکر را، فکر خود را بشناسد. به ناخودآگاه خود نفوذ کند و نگرانی‌های در گور خفته را بیرون بکشد و از بین ببرد.

شاید این اجرا برای مخاطبی که عادت به مجاز ندارد و به دنبال سرگرمی ‌موقت و سطحی است سنگین باشد. شاید حتی او را در دام دالان ذهن بیندازد. اما نمایش فروید پیامی‌ ورای جغرافیای خاص دارد. این اجرا در هر نقطه‌ای از جهان و بر روی صحنه هر شهری پیاده شود، قابل فهم برای بشریت است. بشریتی که امروز در خیالات ترس و اندوه خود گرفتار است. شاید دیوانه است اما به دلیل اینکه خود را نمی‌شناسد قادر به درمان خود نیست. همان تاکیدی که مردم را بر علیه فروید شورانید.

 

 

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید