روایت عضو کمیسیون امنیت ملی از تحلیلهای وقوع جنگ آخرالزمانی میان ایران و آمریکا
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با اشاره به اظهارات مطرحشده درباره آمادگی برای جنگ آخرالزمانی، تأکید کرد که هیچیک از طرفین خواهان جنگی با ابعاد گسترده و ویرانگر نیستند و تأکید ایران بر آمادگی دفاعی را باید در چارچوب پاسخ به تهدیدهای آمریکا ارزیابی کرد.
احمد بخشایش اردستانی، با اشاره به روابط انرژی آمریکا و روسیه و نزدیکی تهران و مسکو، در پاسخ به این سوال که این روابط چه تأثیری بر درگیری میان ایران و آمریکا دارد و آیا ایران در شرایط کنونی مذاکرات، با پیشنهاد انتقال اورانیوم غنیشده خود به روسیه موافقت خواهد کرد، گفت: برخلاف ادعای ترامپ مبنی بر اینکه تنگه هرمز در اختیار آمریکاست و آن را «تنگه ترامپ» مینامد، این موضوع به معنای آن است که مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران است.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خاطرنشان کرد: چرا؟ زیرا اگر این تنگه در اختیار آمریکا بود، دیگر نیازی نداشت که از روسیه گازوئیل را آن هم برای چهار تا پنج ساعت یا یک روز تهیه کند. میزان گازوئیلی که آمریکا دریافت کرده است، پیش از توافق و حدود ۲ تا ۳ هفته قبل از آن خریداری شده بود. در واقع، آمریکا این محمولهها را خریداری کرده است، زیرا مصرف گازوئیل در این کشور بسیار بالاست و حتی از مصرف بنزین هم بیشتر است.
وی خاطرنشان کرد: در اخبار مطرح شده بود که ایران بخشی از گازوئیل خود را به روسیه منتقل میکند و روسها آن را به فروش میرسانند؛حتی گفته میشود که این گازوئیل ایرانی است که به آمریکا فروخته میشود. بنابراین، گازی که به آمریکا فروخته میشود، در واقع گاز ایران است. در نظام بینالملل دادوستد وجود دارد و اینگونه نیست که کشورها همواره در حال تقابل با یکدیگر باشند. آمریکا ممکن است محمولهای را تأمین کند که برای یک روز کفایت کند.
اردستانی یادآور شد: در همین زمینه، پوتین در زمان شهید لاریجانی گفته بود که روسیه آمادگی دارد اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را به روسیه منتقل کند. آقای لاریجانی هم در آن زمان، چنین پیشنهادی را از طریق نماینده آمریکا در عمان مطرح کرده بود که ایران حاضر است حتی اورانیوم خود را به ۲۰ درصد رقیق کند و صورت نیاز، به کشور دیگری منتقل کند. با این حال، در آن زمان آمریکا این پیشنهاد را نپذیرفت؛ زیرا در محاسبات ذهنی خود، ایران را کشوری ضعیف ارزیابی کرده بود که امتیازهای قابلتوجهی ارائه میدهد و آمریکا میتواند از آن فرصت بهخوبی استفاده کند، اما چنین نکرد.
وی ادامه داد: مشکل آمریکا با ایران، از دیدگاه برخی تحلیلگران، ماهیتی بنیادین دارد. این دیدگاه معتقد است که ماهیت اسلامی و خداپرستی ایران برای آمریکا مسئلهساز است و او را ناراحت میکند؛ به این معنا که ایران ارزشهای خود را به کشورهای دیگر منتقل میکند. برای مثال، حمایت از غزه در آلمان، فرانسه و حتی در جاهای دیگر و در داخل آمریکا هم بازتابهایی داشته است. از این منظر، چنین تحولاتی تمدن غرب را تا حدودی با چالش مواجه میکند. بنابراین، بر اساس این تحلیل، مسئله ایران و آمریکا صرفاً اختلافی سیاسی نیست، بلکه ابعاد هویتی و موجودیتی نیز دارد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بیان کرد: با این حال، مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل بیان میکند که اگر هیچیک از دو طرف نتواند طرف مقابل را از میان بردارد، باید تا حد امکان به سمت اتحاد، ائتلاف یا سازش حرکت کند. بر این اساس، اگر آمریکا دریابد که نمیتواند ایران را از میان بردارد، شکست دهد یا اراده مقاومت آن را درهم بشکند، دو طرف میتوانند برای مدت طولانی در وضعیتی از صلح و سازش، بر مبنای تفاهم اسلامآباد، حرکت کنند.
وی افزود: البته عدهای معتقدند که تفاهم اسلامآباد، اگرچه روی کاغذ از نظر آمریکا اهمیت زیادی داشت اما در عمل ممکن بود چندان مورد توجه این کشور قرار نگیرد؛ زیرا آمریکا، آمریکا است خود را یک ابرقدرت میداند و بهسختی میپذیرد که با کشوری که از منظر خود آن را جهانسومی تلقی میکند، وارد مذاکره شود؛ چه رسد به اینکه بخواهد با آن به توافق برسد. از این منظر، آمریکا در آن مقطع میخواست ایران را فریب دهد و به آن القا کند که امتیازهایی ارائه خواهد کرد تا ایران تنگه هرمز را باز کند. اما پس از آنکه آمریکا اقدام به باز کردن کریدور جنوبی عمان کرد، تصور نمیکرد که شرایط به این نقطه برسد و ایران تا این اندازه بر کنترل تنگه هرمز پافشاری کند.
اردستانی در پاسخ به این که به جنگ ماهیتی اشاره شد آیا میتوان به این نکته از سخنان آقای عراقچی نیز اشاره کرد که گفته بود حتی برای یک جنگ آخرالزمانی هم آمادگی داریم منظور از این سخن چیست، گفت: هیچیک از طرفین، نه ایران و نه آمریکا، تمایلی ندارند که کار به جنگ آخرالزمانی برسد. جنگ آخرالزمانی، یا جنگ اتمی و هستهای، به معنای از بین رفتن شمار زیادی از مردم و ویرانی شهرهاست. هیچ کشوری نمیخواهد سرزمینش ویران شود؛ نه آمریکا، نه ایران و نه کشورهای منطقه.
وی تاکید کرد: با این حال، هنگامی که تهدیدها مطرح میشود، ایران هم ناگزیر است بر آمادگی خود برای دفاع تأکید کند. بنابراین، پیام ایران به آمریکا میتواند این باشد که اگر آمریکا قدرتنمایی کند و تهدید کند که در صورت نرفتن ایران به پای میز مذاکره، آن را با جنگی آخرالزمانی مواجه خواهد کرد، ایران نیز برای مقابله و دفاع از خود آمادگی دارد. همانطور که در جنگهای گذشته، از جمله جنگ ۱۲روزه، جنگ ۴۰روزه و جنگ در حاشیه جنوبی، ایران آمادگی خود را برای مقابله با آمریکا نشان داده است. این پیام در واقع به آمریکا میگوید که ایران از تهدیدهای آن هراسی ندارد و برای دفاع از خود آماده است.
وی درباره این که با توجه به اینکه اکنون بحث پیشنهادهای ایران به آمریکا مطرح است و گفته میشود میانجیها نیز در حال تلاش هستند، آیا میتوان نتیجه گرفت که مذاکرات به نتیجه خواهد رسید یا باید همچنان منتظر درگیری دیگری باشیم که مدتهاست گفته میشود قرار است در آبانماه رخ دهد، اظهار داشت: درگیری رخ ندادن به نفع ایران خواهد بود؛ زیرا هرگونه درگیری برای ایران هزینهبر است و ویرانی وجود دارد. با این حال، در فضای تهدید، قدرتنمایی و تقابل لفظی، این دیدگاه مطرح میشود که ایران در نهایت صحنه را به سود خود مدیریت خواهد کرد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی خاطرنشان کرد: ایران جنگ خود را تجربه کرده است و طرف مقابل نیز درگیر جنگ بوده است. در ابتدای جنگ، شاید هر فرد ایرانی تحت تأثیر ابهت آمریکا قرار داشت و در برنامهریزیهای خود با تردید و دشواریهایی مواجه بود؛ اما اکنون تجربه رویارویی مستقیم با آمریکا را فرماندهان ما به دست آوردهاند و دریافتهاند که میتوان با این کشور جنگید. بر این اساس، نگرانی اولیه تا حدودی کاهش یافته و امکان طراحی و اجرای برنامههای مؤثرتر فراهم شده است.
وی اظهار داشت: از سوی دیگر، آمریکا در انتظار تحولات مربوط به یمن و عربستان است. اگر به سال ۱۹۹۰ بازگردیم، زمانی که عراق وارد کویت شد و نیروهای خود را به مرز عربستان سعودی رساند، آمریکا به ریاستجمهوری بوش وارد عمل شد و عراق را از کویت خارج کرد تا امنیت عربستان سعودی را تضمین کند؛ نه صرفاً به دلیل کویت، بلکه بهدلیل اهمیت امنیت عربستان سعودی وارد شد و صدام را شکست داد.
اردستانی گفت: امروز هم این دیدگاه مطرح میشود که ایران از طریق انصارالله، در نزدیکی مرزهای عربستان سعودی نفوذ و حضور منطقهای خود را گسترش داده است. بنابراین، آمریکا در موقعیتی قرار گرفته که اگر بخواهد وارد جنگ شود، ممکن است ناگزیر از ورود مستقیم به درگیری باشد؛ در حالی که بر اساس این تحلیل، آمریکا تاکنون نتوانسته است در رویارویی مستقیم به پیروزی دست یابد.