پشت پرده سخنرانی خطرناک در آتن
پروژه شوم ترامپ و روبیو علیه ایران در آستانه جنگ
خبرنگار: حسین آصفدروغ روبیو نه یک دروغ معمولی تاریخی بلکه یک پروژه بلندمدت است که میتوان در چهارچوب جنگ رسانهای - شناختی درکش کرد.
به گزارش خبرفوری، اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا علیه تاریخ ایران در آتن باعث شده تحلیلگران یک پرسش مهم را مطرح کنند: چرا روبیو در این زمان و این مکان به بیان چنین سخنانی دست زد؟ هدف او چه بود؟ روبیو در آتن روایتی یک طرفه و نصفه و نیمه از جنگهای امپراتوری هخامنشیان با آتنیها و آتش زدن شهر به دست سربازان امپراتوری پارس به انتقام آتش زدن سارد ارائه داد. اما چرا او به ناگهان به بخشی از تاریخ پرداخت؟ علت این اظهارات آن هم در میان ویرانههای تاریخی آتن باستان چیست؟
به نظر میرسد روبیو تلاش دارد در آستانه جنگ جدید با ایران از یک جنگ رسانهای - شناختی باستانی و تاریخی استفاده کند. این جنگ رسانهای- شناختی همان چیزی است که در اصطلاح به آن "دیگریسازی جعلی" میگویند.
دیگریسازی جعلی فرآیندی ذهنی - اجتماعی است که بارها در طول تاریخ، توسط تمدنها و امپراتوریها به کار گرفته شده است. در این فرآیند، یک حکومت، نهاد یا اجتماع برای تقویت خود و افزایش علقه بخشهای مختلفش، یک "دیگری" میسازد و تلاش میکند این دیگری را "دشمن" ذاتی یا شیطان جلوه دهد. در واقع، تمدنها و جوامع تلاش میکنند از طریق یک دیگریسازی، "من جمعی" خود را قوی کنند.
تاریخ دیگریسازی
امپراتوری آشوری "دیگری" خود را در حکومت عیلام میدید و امپراتوران این حکومت از طریق فرآیند "دشمنسازی" تلاش میکردند ضمن تقویت هویت آشوری، سربازان و اهالی قلمرو خود را به جنگ با عیلامیها و فتح شهرها و غارت روستاهای این تمدن تشویق کنند.
این مساله در تقریبا تمام تمدنها و امپراتوریهای بعدی نیز صادق بود. امپراتوری روم و یونان هر قوم یا ملتی غیر از قوم و ملت خود را "بربر" مینامیدند. آنها خود را نماینده تمدن، شکوه، افتخار و حتی اخلاق و شرافت میدانستند و "دیگری" خود را نماد وحشیگری، بیاخلاقی، بیدینی، رذالت و ... میدانستند. رومیها با این ترفند توانستند مردم خود را به جنگ با گلها، پارتها، اقوام سلت، کارتاژها، آفریقاییها و ... سوق دهند.
"دیگریسازی جعلی" حتی بعد از اسلام و پیدایش تمدن اسلامی نیز رواج داشت. این دیگریسازی در زمان خلافت مأمون عباسی وارد دوره و مرحله جدیدی شد. دیمیتری گوتاس، محقق مشهور آمریکایی میگوید مامون که برادر خود، امین را کشته بود و به جای اتکا بر خاندان عباسی، به ایرانیان روی آورده بود و به همین دلیل، مغضوب عباسیان بود، بعد از بازگشت به بغداد تلاش کرد وحدت اجتماعی و سیاسی قلمرو خلافت خود را افزایش داده و جلوی شورش خاندان خود و سایر اقوام را بگیرد. به همین دلیل، یک "دیگری جعلی" به نام امپراتوری روم شرقی به وجود آورد و تلاش کرد مردم را علیه این امپراتوری بسیج کرده و با این ترفند، زیر علم خود وحدت بخشد.
در واقع، مأمون، خلافت عباسیِ تحت لوای خود را نماد علم، حکمت و تمدن میدانست و امپراتوری روم شرقی را نماد تزویر، جهل و بربریت و گمراهی میدانست. این تز در برخی آثار فلسفی و حکمی آن دوران جلوه دارد و حتی تا زمان فارابی نیز تداوم مییابد. در آثار فارابی و ابوبشر متی بن یونس آمده است که علم و حکمت از انبیاء بنیاسرائیل شروع شد و به اقوام مختلف اعم از مصریان و ایرانیان و یونانیان رسید و سپس به رومیها رسید اما آنها با تعصب دینی و مسیحی خود آن را نابود کردند و نماد جهل شدند و حالا مسلمانان وارثان این حکمت و علم هستند. این تبیین به خوبی نشان میدهد که "دیگریسازی" مأمون چه ابعاد و ویژگیهایی داشته و تا کجا پیش رفته است.
مساله "دیگرسازی" در زمانهای بعد نیز توسط تمدنها، کشورها و امپراتوریها دنبال شد. متفکرانی مانند ادوارد سعید معتقدند "استعمار" زاییده دیگریسازی شرق مقابل غرب است. در واقع، غربیها خود را مهد تمدن و شرق را نماد بربریت دانستند و به خود حق دادند به اسم "استعمار" شروع به چپاول شرقیها کنند.
پروژه شوم ترامپ در آستانه جنگ
در زمان کنونی نیز، این مساله توسط کشورها و دولتها دنبال میشود. خود آمریکا از بعد جنگ جهانی تا دهه ۹۰، بلوک شرق یا شوروی را مهمترین دیگری خود میدانست. اما از سال ۲۰۰۰ و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، جهان اسلام نیز به "دیگریاش" تبدیل شد.
به نظر میرسد ترامپ نیز تلاش دارد "ایران" را تبدیل به دیگری آمریکا کند. روبیو نیز در سخنرانی خود در آتن به دنبال اجرای پروژه "دیگریسازی" ترامپ و دولتش بوده است. او برای اجرا و پیشبرد هدف خود، به تاریخ رجوع کرده و تلاش دارد از طریق یک عملیات چند مرحلهای به هدفش رسیده و دنیای غرب را علیه ایران متحد کند:
الف. آمریکا را سردمدار غرب تاریخی (از یونان باستان تا کنون) معرفی کند.
ب. ایران را سردمدار بربریت تاریخی (از زمان باستان تاکنون) معرفی کند.
ج. جنگ آمریکا با ایران را جنگ تمدن و بربریت معرفی کند.
بنابراین، باید گفت دروغ روبیو نه یک دروغ معمولی تاریخی بلکه یک پروژه بلندمدت است که میتوان در چهارچوب جنگ رسانهای - شناختی درکش کرد.
یه زمانی بعضیا میگفتن کوروش کیه، همه تخیل و دروغ. الان همونا شدن سینه چاک کوروش.
چون الان برای بقا مجبور شدند به هر چیز چنگ بزنند .
کل کشورهای خلیج فارس مثل کشتی تایتانیک بایدبره زیراب
مهم اینه که شما نه عرضه و نه قدرت جلوگیری از جنگو دارید بیشرفا