ماجرای ارتباط اعدامی اصفهان با یک زن
پهلوی در ادعایی دیگر عنوان کرده که «علیرضا سپاهی در زندان با مهشاد کشانی در سایه اعدام و پشت میلههای زندان ازدواج کرده بود».
بنابر پیگیریها از مرجع قضایی، این ۲ نفر هیچ ملاقاتی با یکدیگر در زندان نداشتهاند. یک مرتبه محکومعلیه زن مورد اشاره که به جرم تحریک مردم به کشتار یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور به حبس محکوم شده است، درخواست ملاقات با علیرضا سپاهی داشته است.
با اعلام درخواست فوق سوابق و مدارک موجود مورد بررسی دقیق قرار میگیرد و مشخص میشود، نامبرده (مهشاد کشانی) در بدو ورود به زندان وضعیت تأهل خود را مجرد اعلام کرده و در زمان ارائه درخواست ملاقات نیز هیچگونه مدرک یا مستند رسمی دال بر وجود رابطه زوجیت میان این ۲ نفر وجود نداشته است.
بنابراین گزارش با توجه به نبودن هیچگونه رابطه زوجیت اجازه ملاقات از سوی مقامات زندان به آنها داده نشده است.
بنابراین ادعای ازدواج در زندان و ... نیز داستانسرایی کانالهای وابسته به رژیم صهیونیستی هستند که پهلوی اقدام به بازنشر این داستانهای خیالی کرده است.
ابوالفضل و علیرضا داد میزدند که بنزین بیاورید؛ موتور آتش زدیم و میخواهیم مأموران را آتش بزنیم!
شاهد عینی گفته علیرضا و ابوالفضل بهسمت مأمور دیگر رفتند و لباسهایش را درآوردند. او را میزدند و بهسمت فضای سبز کشاندند.
کلاه و لباس مأمور را علیرضا پرت کرد آن طرف و تلفن مأمور را که داشت زنگ میخورد برداشت و جواب داد.
بعد برگشت سمت فضای سبز به طرف مأمور و بنزین تو همان بطری و توی یقهاش بود که یک مرتبه آتش بلند شد. صدای جیغ مأمور که زنده آتش زدند میآمد.»
متهمان دیگر و شاهدان عینی دیگر روایتهای مشابهی را از جنایت خانواده سپاهی در میدان علیخانی اصفهان بازگو کردهاند.
بیشتر بخوانید: علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی اعدام شدند
یک متهم که در صحنه حاضر بوده اینگونه عنوان میکند: ابوالفضل سپاهی وسط خیابان آتش درست کرده بود. علیرضا، پسرعموی ابوالفضل، با خواهرش بود که او شیپور میزد. ماشینها را با پرتاب سنگ تخریب میکردند. ابوالفضل ترقه و کوکتل پرتاب میکرد.
ابوالفضل و علیرضا سپاهی هر کدام یک بار مأمور را گرفتند و کشیدند، بردند داخل میدان و ... (در این قسمت اظهاراتی عنوان میشود که بهدلیل حفظ احترام و رعایت شئونات به صورت کامل منتشر نمیشود). گوشی مأمور زنگ میخورد. یک مرتبه آنجا آتش گرفت. غیر از علیرضا کس دیگری بنزین نداشت.
تمام متهمان پرونده اذعان کردهاند که علیرضا و ابوالفضل سپاهی در خیابان مفتح در حال آتش زدن لاستیک و راهبندان بودهاند.
یکی دیگر از متهمان پرونده گفته: ابوالفضل و علیرضا داد میزدند که بنزین بیاورید. موتور آتش زدیم و میخواهیم مأموران را آتش بزنیم.
یکی دیگر از متهمان پرونده و شاهد حادثه گفته است: ابوالفضل و علیرضا مأمور را آتش زدند... من از ترس خودم را خیس کردم.