تهران ، هم جانفدا دارد هم ورزشکارانی که در مسابقه ماراتن شرکت می کنند/ آنها در مقابل یکدیگر نیستند
جمعه گذشته، دو تصویر از پایتخت منتشر شد؛ تقریباً همزمان. یک تصویر از «جانفدایان ایران» در حال رژه رفتن در خیابانهای پایتخت؛ تصویر دیگر، در بوستان ولایت از زنانی در حال دویدن در یک مسابقه دوی ۱۰کیلومتری، بعضی با روسری و بعضی با لباس کامل اما کمی کمحجابتر؛ مسابقهای که مجوز شورای تأمین استان تهران را هم داشت.
کمی بعد با قرار گرفتن این دو تصویر کنار هم و نشان دادن اینکه«ببینید، چه اتفاقی افتاده!» یا «ببینید، چه فاجعهای رخ داده!»، انگار دوباره صفکشی، آغاز شد و هرکسی که در این مسابقه شرکت کرده بود با آمریکاییها، همپیمان است و هرکسی که در رژه شرکت کرده، هیچگونه علاقهای به ورزش یا نقدی به اوضاع کشور ندارد. پای دادستانی هم طبعا به ماجرا، باز و علیه عوامل برگزاری مسابقه، اعلام جرم شد!
خبرگزاری تسنیم از سوی حبیب ستودهنژاد، مدیرکل ورزش و جوانان گزارش داد که مجوز لازم برای برگزاری این رویداد توسط شورای تأمین استان تهران صادر شده و بهلحاظ قانونی هیچ مشکلی وجود نداشته؛ حتی پیش از مسابقه نوعی سربند در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفته بود. نزدیک به ۹۵درصد شرکتکنندگان مسائل را رعایت کردند و هیچ مشکلی وجود نداشت و در بدبینانهترین حالت، ۵درصد افراد در فضای دیگری حرکت میکردند که به آنها در طول مسیر تذکرات لازم داده میشد. حتی زمان برگزاری این رویداد از یک ماه قبل مشخص شده بود و قصدی در همزمان شدن رزمایش و مسابقه دو وجود نداشته.
قرار دادن دو تصویر کنار هم، برای شبکههای اجتماعی، البته که مسئله جذابی است؛ یکی با پرچم، دیگری با کفش ورزشی. یکی با شعار، دیگری با نفسنفسزدن. یکی «جانفدا»، دیگری متهم به هنجارشکنی و ناگهان یک ملت، تبدیل میشود به دو قاب که باید حتماً یکی را انتخاب کرد. اما مگر قرار است این دو قاب متفاوت، نمادی از دو نگرش متخاصم باشد.
ایران امروز، مجموعهای از آدمها با سبکهای مختلف زندگی و حتی تعریفهای مختلف از «زندگی خوب» است. اما لزوما، تقابلی وجود ندارد. یکی پرچم به دست میگیرد، دیگری میخواهد صبح جمعه براساس برنامهریزی قبلیاش کفش ورزشی بپوشد و بدود. عجیب هم نیست.
مشکل از جایی شروع میشود که هر تصویر، تصویر دیگر را نفی کند. بعد هم هر دو دوربینها را روشن کنند و مشغول اثبات وجود خودشان شوند.
در روزگاری که جنگ و تهدید خارجی هنوز از خبرها نرفته، تورم از جیبهایمان فراتر رفته و زندگی برای بسیاری از مردم به اندازه کافی سخت شده، شاید بد نباشد کمی همدیگر را تحمل کنیم.نه برای اینکه درهمه زمینهها شبیه هم شویم؛ برای اینکه با همه این تفاوتها، همچنان کنار هم، «ما» هستیم و دشمن اگر چیزی را بخواهد از بین بردن همین «ما»ست.
ما هم ترجیح دادیم مارتن دو ببینیم تا رزمایش جان فدا