یک تحلیلگر سیاسی در گفتگو با خبرفوری مطرح کرد
احتمال جنگ گسترده بین ایران، آمریکا و اسرائیل وجود دارد/ این نقطه، محور اصلی درگیری واشنگتن و تهران خواهد بود
خبرنگار: نگین اسدییک کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تشدید دوباره درگیریها میان ایران و آمریکا، تنگه هرمز و فشارهای اقتصادی را از مهمترین محورهای تقابل دو کشور دانست و گفت: واشنگتن پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی خود، فشار اقتصادی و تهدید نظامی را همزمان دنبال میکند.
به گزارش خبرفوری، درگیری نظامی میان ایران و آمریکا پس از آتش بس کوتاه مدت، بار دیگر شدت گرفته و تنگه هرمز، فشارهای اقتصادی و تحریمها به محورهای اصلی این تقابل تبدیل شدهاند. همزمان با افزایش فشار اقتصادی واشنگتن و تشدید تهدیدهای نظامی، تلاشهای میانجیگران منطقهای برای بازگرداندن دو طرف به مسیر تفاهم نیز ادامه دارد. با این حال، چشمانداز پایان درگیریها و دستیابی به توافق، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که جنگ تا کجا ادامه خواهد یافت؟ آیا احتمال بازگشت به درگیری گستردهتر وجود دارد؟
در همین زمینه، گفتگویی اختصاصی داشتیم با رضا میرطاهر، کارشناس مسائل بینالملل. در این گفتگو، سناریوهای احتمالی جنگ ایران و آمریکا بررسی شده اشت.

تنگه هرمز همچنان یکی از محورهای اصلی درگیری تهران و واشنگتن
خبرفوری: جنگ اخیر ایران و آمریکا که چند شب است دوباره شروع شده، تا کی ادامه خواهد یافت؟ این جنگ چرا دوباره شروع شد؟
میرطاهر: ایالات متحده در فوریه ۲۰۲۶ به ایران حمله کرد، با این امید که بتواند ظرف چند روز نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کند. این حمله با هماهنگی رژیم صهیونیستی انجام شد. اما ترامپ حدود دو هفته پس از آغاز جنگ متوجه شد که به هدف خود نخواهد رسید. به همین دلیل به دنبال توافق و آتشبس با ایران رفت که در نهایت، پس از پایان جنگ ۴۰ روزه، به امضای یک تفاهمنامه منجر شد.
یکی از مفاد مهم این تفاهمنامه این بود که ایران دستکم برای یک بازه ۶۰ روزه کنترل تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد. با این حال، آمریکاییها از همان ابتدا تلاش کردند مسیری را در جنوب تنگه هرمز بازگشایی کنند که این مسئله با مقاومت ایران روبهرو شد. میتوان گفت یکی از دلایل اصلی بروز مجدد درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا نیز همین مسئله بوده است.
بهطور کلی، ترامپ متوجه شد که از طریق حمله نظامی قادر به شکست ایران نخواهد بود. بنابراین، حدود یک هفته پیش، وزیر خزانهداری آمریکا عملیاتی را تحت عنوان «عملیات تهاجم اقتصادی» علیه ایران اعمال کرد. هدف این عملیات، اعمال فشار اقتصادی گسترده بر ایران است تا از این طریق، از نگاه آمریکاییها، با قطع مراودات اقتصادی ایران با کشورهای مختلف جهان، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده و کشور را به زانو درآورند.
با توجه به این جنگ اقتصادی، همچنان یکی از بزرگترین معضلاتی که آمریکا با آن مواجه است، این است که نتوانسته آنگونه که ترامپ ادعا کرده، کنترل تنگه هرمز را در اختیار بگیرد. همین مسئله یکی از مهمترین دلایل درگیریهای جدید میان ایران و آمریکا است.
در چند روز اخیر نیز ایران با هدف قرار دادن کشتیهایی که با آمریکا هماهنگ بوده و قصد عبور از تنگه هرمز را داشتهاند، نشان داد که ادعاهای ترامپ درباره آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و کنترل این تنگه، چیزی جز ادعا نبوده است.
آمریکا با دو استراتژی به دنبال مهار ایران است
میرطاهر ادامه داد: آمریکاییها در حال حاضر دو استراتژی را دنبال میکنند:
اول، اعمال فشار اقتصادی شدید بر ایران و تلاش برای خفه کردن اقتصاد کشور.
دوم، آمادگی برای اقدامات نظامی در واکنش به اقداماتی که ایران انجام میدهد.
یکی از عجیبترین ادعاهای ترامپ این بود که به ازای هر کشتیای که ایران هدف قرار دهد، کشتیهای ایرانی را نیز متقابلاً هدف قرار خواهد داد. تصور آمریکاییها این است که با این روش میتوانند ایران را وادار کنند از اعمال حاکمیت خود بر تنگه هرمز دست بکشد. اما به نظر من، با توجه به فشارهایی که ترامپ به تهران وارد میکند، ایران از موضع خود عقبنشینی نخواهد کرد.
آمریکا دیگر قدرت گذشته را برای تحمیل تحریمهای یکجانبه ندارد
خبرفوری: وزیر خزانهداری آمریکا مدعی شده تحریمهای سختی که اخیراً علیه ایران وضع شده و همچنین محاصره اقتصادی، کمر اقتصاد ایران را شکسته و در نهایت تهران را مجبور به تسلیم خواهد کرد. این ارزیابی تا چه حد درست است؟ ایران برای خنثی کردن آثار این محاصره اقتصادی و کاهش فشار تحریمها چه اقداماتی باید انجام دهد؟
میرطاهر: در حقیقت، جنگ بزرگ اقتصادی که آمریکا علیه ایران به راه انداخته، با هدف خفه کردن اقتصاد ایران دنبال میشود؛ اما در این میان، آمریکا با چالشهای مختلفی مواجه است.
اول اینکه آمریکا در گذشته بهعنوان یک ابرقدرت میتوانست تصمیمات یکجانبه زیادی را به دیگر کشورها تحمیل کند، اما امروز دیگر از همان میزان نفوذ و اقتدار برخوردار نیست.
دوم اینکه نظام بینالمللی به سمت تکثر پیش میرود و ما اکنون با یک نظام چندقطبی مواجه هستیم. دو قدرت بزرگ، یعنی چین و روسیه، مخالفت خود را با پذیرش تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران اعلام کردهاند.
بهویژه چین، بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، از ابزارهای مناسبی برای مقابله با اقدامات آمریکا برخوردار است. به نظر میرسد علاوه بر این کشورها، کشورهای دیگری نیز، چه بهصورت آشکار و چه بهصورت پنهان، مخالفت خود را با اعمال مجازاتهای اقتصادی علیه ایران نشان میدهند.
ایران نیز تجربه بیش از ۴۰ سال تحریمهای آمریکا را دارد و از راهکارهای مختلفی برای مقابله با این تحریمها برخوردار است. با این حال، واقعیتی را نمیتوان پنهان کرد؛ نتیجه این فشارها، افزایش شدید نرخ دلار و کاهش قابل توجه ارزش پول ملی ایران بوده که فشارهای اقتصادی شدیدی را بر مردم وارد کرده است.
واشنگتن به دنبال تسلیم کامل تهران است
خبرفوری: آیا در این شرایط امکان توافق میان ایران و آمریکا یا تمدید تفاهمنامه اسلامآباد وجود دارد؟
میرطاهر: میانجیگران بینالمللی و منطقهای، بهویژه پاکستان و عمان، تلاشهای زیادی میکنند تا تفاهمنامه اسلامآباد دوباره احیا شود. اما متأسفانه ترامپ بارها تأکید کرده که تفاهمنامه اسلامآباد حتی ارزش کاغذی را که روی آن نوشته شده، ندارد و به این ترتیب، آمریکا مخالفت خود را با هرگونه تفاهم احتمالی با ایران نشان داده است.
آمریکاییها در حال حاضر صرفاً به دنبال تسلیم مطلق ایران هستند و این مسئلهای است که از دید بنده، هیچگاه محقق نخواهد شد.
احتمال جنگ دوباره آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود دارد
خبرفوری: آیا ممکن است جنگ حالا تبدیل به یک جنگ گسترده مانند جنگ 39 روزه تبدیل شود؟
میرطاهر: یکی از احتمالاتی که وجود دارد و برخی کارشناسان نیز درباره آن هشدار دادهاند، این است که آمریکاییها، بهخصوص ترامپ، به دلیل ناکامی در جنگ با ایران و فشارهای شدیدی که از این ناحیه در داخل آمریکا متوجه اوست، ممکن است بار دیگر به همراه رژیم صهیونیستی جنگ شدیدی را علیه ایران آغاز کنند.
افزایش تورم، بالا رفتن قیمت حاملهای انرژی، بهویژه بنزین و گازوئیل، نارضایتی عمومی از سیاستهای ترامپ و کاهش شدید محبوبیت او، از جمله عواملی است که میتواند او را به سمت چنین تصمیمی سوق دهد. در نظرسنجیهای اخیر نیز میزان محبوبیت ترامپ به حدود ۳۳ درصد رسیده است.
بنابراین این احتمال وجود دارد که ترامپ برای مثال یک جنگ دو هفتهای را علیه ایران آغاز کند و سپس با اعلام پیروزی، تلاش کند از تبعات سیاسی و داخلی آن عبور کند.
همین مسئله باعث شده است که جمهوری اسلامی ایران نیز خود را برای مقابله با هرگونه اقدام احتمالی آمریکا و اسرائیل آماده نگه دارد.
كارشناس دوزارى ، عجله نكن ، ٢ماه ديگه نتيجه محاصره اقتصادي رو ميبيني
دو کشور اتمی آمریکا و اسرائیل در باتلاق جنگ با ایران مثل خر تو گل فرو رفتند؟!