تلگراف: توافق احتمالی ایران و عمان درباره تنگه هرمز نشان میدهد که تهران از این درگیری با قدرت بیشتری نسبت به گذشته خارج شده است/ جنگ علیه ایران ممکن است به یکی از اشتباهات تاریخی تبدیل شود
توافق بین ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز تقریبا قطعی شده و این نشان دهنده و گواه پیروزی ایران در جنگی است که آمریکا و رژیم متجاوز صعیونیستی آن را به راه انداختهاند.
روزنامه تلگراف در گزارشی نوشت: ایران پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل در ماه فوریه، عملا تنگه هرمز را که یک پنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، بست. ایالات متحده با محاصره دریایی بنادر ایران، تلافی کرد اما ماههاست که آنها در نوعی بنبست دریایی بر سر اینکه چه کسی باید ابتدا برای بازگرداندن آزادی ناوبری اقدام کند، گرفتار شدهاند.
بنابراین برای بسیاری از مردم، توافق گزارش شده خبر خوبی است. دریانوردانی که پنج ماه گذشته در کشتیهای خود در خلیج فارس گرفتار شده بودند، ممکن است به زودی بتوانند به خانههای خود بازگردند. مصرفکنندگان در سراسر جهان از یک بحران انرژی و تورم دیگر جان سالم به در خواهند برد. مهمتر از همه، این توافق شانس صلح پایدار را افزایش میدهد.
سرنوشت تنگه هرمز، نقطه کلیدی اختلاف بین تهران و واشنگتن بر سر چگونگی اجرای تفاهمنامه ژوئن برای پایان دادن به جنگ است. حل این اختلاف، ممکن است راهی برای توافق بر سر سایر نکات این سند باز کند.
یکسری امیدواریها وجود دارد که این جنگ حداقل تا حد زیادی، پیش از انتخابات میاندورهای ایالات متحده در ماه نوامبر به پایان برسد. با این حال، چنین صلحی آن چیزی نیست که ایالات متحده در ذهن داشت.
این بدان معناست که جنگ دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای سرنگونی یا تضعیف جمهوری اسلامی ایران، به گسترش قابل توجه نفوذ منطقهای ایران منجر میشود، اما آنها باختند و ایران پیروز شده است.
توافق هرمز دلیل آن را به ما میگوید. گزارشهای فاش شده حاکی از آن است که این توافقنامه به ایران کنترل ترافیک دریایی ورودی به خلیج فارس را میدهد و همچنین به آن نظارت بر مسیر خروجی را میدهد که تحت نظارت عمان خواهد بود. دو کشور همچنین هزینهای که البته هنوز تعیین نشده است را برای پوشش هزینههای زیستمحیطی، امنیتی و پرسنلی دریافت خواهند کرد.
همانطور که کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران گفت این توافق «حاکمیت موثر» ایران بر تنگه هرمز را تثبیت میکند. این امر همیشه یکی از نتایج احتمالی تفاهمنامه ژوئن محسوب میشود که عمدا در چندین مورد مبهم باقی مانده بود.
به عنوان مثال، بند پنجم از ایران و عمان میخواست که «برای تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز گفتوگو کنند». ایران این را به این معنی دانسته که حق کنترل تنگه و دریافت هزینه را دارد. ایالات متحده اصرار داشت که این به معنای بازگشت به وضعیت قبل از جنگ یعنی ناوبری آزاد است.
تهدید اخیر ترامپ برای آغاز یک حمله ویرانگر دو هفتهای در مقیاس جنگ جهانی دوم، آخرین تاس انداختن او بود. اکنون میدانیم که او به دلیل مداخله متحدان آمریکایی در حوزه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، از این طرح صرفنظر کرد. اکنون گزارش شده است که این اقدام پس از آن صورت گرفته است که ایران به همسایگان خود هشدار داد که در صورت حمله آمریکا، هدف قرار خواهند گرفت.
برای همین، ایران نه تنها کنترل تنگه هرمز را به شکلی که قبل از جنگ نداشت، در دست دارد، بلکه اهرم نظامی آن یعنی توانایی استفاده از تهدید به زور برای تاثیرگذاری بر رفتار همسایگانش، قویتر از قبل شده است.
هنوز چیزهای زیادی نامشخص است. ایالات متحده و عمان هنوز علنا در مورد این توافق اظهار نظر نکردهاند. در همین حال، تهران میگوید که تنها در صورتی این توافق را به اجرا در خواهد آورد که آمریکا محاصره بنادر ایران را لغو کند. این احتمال وجود دارد که رئیس جمهور آمریکا تصمیم بگیرد دور دیگری از حملات را برای رسیدن به نتیجهای متفاوت امتحان کند.
روز سهشنبه، رئیس جمهور آمریکا بلوف زد که اگر تنگه هرمز خیلی زود باز نشود، ایران ضربه بسیار سختی خواهد خورد. اظهارات او پس از آن مطرح شد که مقامات ارشد واشنگتن اظهار داشتند مذاکرات برای از سرگیری عبور از تنگه هرمز به پیشرفت رسیده است، اگرچه ایران بارها تاکید کرده که با کاخ سفید مذاکره نمیکند و هیچ برنامهای برای انجام این کار ندارد.
بسیاری از موارد اختلاف دیگر در تفاهمنامه از جمله سرنوشت برنامه هستهای ایران، لغو تحریمهای آمریکا و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران نیز همچنان به قوت خود باقی است که هنوز میتواند روند صلح نوپا را مختل کند. با این حال، اولین آزمون به نفع ایران تمام شده است و دلایل زیادی وجود دارد که موارد دیگر هم به نفع ایران تمام خواهد شد.
این وضعیت میدان نبرد است، حکم تاریخ چه میشود؟ این یک نقطه عطف در افول قدرت جهانی ایالات متحده است. اگر آمریکا در یک جنگِ «اختیاری» و ناموفق، موشکهای زیادی را به کار بگیرد، بعدا اگر جنگی واقعا «ضروری» پیش بیاید، ممکن است دیگر مهمات کافی نداشته باشد و نتواند آن جنگ ضروری را انجام دهد.