سردرگمی دانش آموزان در سال تحصیلی گذشته؛ تا کی می خواهید بر اصل مذاکره و تفاهم و برون رفت از بحران پنجه بکشید؟
سالی که بر تحصیل بچههای ما گذشت، سالی بینظیر از حیث بلاتکلیفی، سردرگمی و عدم پرکردن برنامههای مصوّب بود.
به نظر میرسد، آن قدر بیبرنامه گذشت که جا دارد، در صورت عادیشدن اوضاع، اعلام کنند همهی دانشآموزان در تمام پایهها، همان پایه را تجدید کنند و بر همان صندلیهای سال گذشته بمانند! میمانَد یکسال هزینهی اضافی، که هم بر خانوادهها تحمیل میشود، هم بر آموزش و پرورش؛ لابد باکی نیست! .... و این تازه از نتایج سَحر است!
نظام رسمی آموزش و پرورش، امتحانش را پس دادهاست؛ چه در کمّیّتِ آموزش، چه در کیفیّت پرورش و چه در بودجه و اعتبار، که بیمایه فطیر بوده است. حساب اکثریت خانوادهها نیز این روزها روشنتر از آفتاب است در تنگناها و مضیقههای معیشت؛ چه برسد به تجدید یک سال اضافهی تحصیل فرزندشان و هکذا دیگر امور!
پس پیشنهاد تجدید- اگر کسی هم بشنود- بعید است خریداری داشته باشد. باز هم میمانَد همان در و همان گردش پاشنه؛ تحصیل کم و بیش از ماورای حجاب مجازی و صرفهجویی زمان و مکان به سبب ناترازی انرژی و دیگر ماجراها. خب! تا کی!؟
راستی را؛ کسانی که فارغ از این واقعیات و بدون آنکه خود یا فرزندانشان درگیر این قبیل تنگناها باشند و دست و پنجهشان آنقدر لطیف است که با این قبیل امور نمیتوانند دستوپنجه افکنند، تا کی میخواهند با ایجاد تنگناهای رسانهای و روانی و خارج از مسئولیتپذیری، اینقدر بر اصل مذاکره و تفاهم و برونرفت از بحران پنجه بکشند و در عین حال در بزنگاهها غایب باشند و خاموش!؟تازه، تحصیل بلاتکلیف بچهها، یک از صدها بلاتکلیفیهاست؛ باش تا صبح دولتش بدمد!