برتری لگوها در جنگ روایت‌ها

انیمیشن‌های لگویی که توسط تعدادی جوان دهه هشتادی ساخته شده‌اند، یک استراتژی رسانه‌ای بسیار هوشمندانه و موفق در فضای مجازی هستند و در دنیای امروز که شبکه‌های اجتماعی حکم میدان نبرد اصلی را دارند، این کارتون‌های کوتاه توانستند پیامی را منتقل کنند که شاید روایت‌های رسمی به این میزان تاثیرگذاری نتوانستند.

برتری لگوها در جنگ روایت‌ها

لگو در مقام ابزاری سرگرم‌ساز به خودی خود نمادی جهانی از بازی، خلاقیت و نوستالژی است که در سطح بین‌المللی شناخته شده و مورد علاقه میلیون‌ها نفر قرار دارد. سال ۲۰۱۴ زمانی که شرکت برادران وارنر «فیلم لگو» (LEGO Movie) ، را راهی پرده سینما کردند، خودشان نیز از موفقیت حیرت‌انگیزش غافل‌گیر شدند. این اسباب‌بازی جذاب به حد کافی برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی ویژگی‌های منحصر به فرد داشت تا در اولین قسمت انیمیشنی‌اش در میان بهترین انیمیشن‌های سال قرار بگیرد. همین ویژگی بود که در جنگ آمریکا با ایران، تصویری از پیروزی ایران را در دنیا مخابره کند.

 

روایتی خلاقانه در عرصه نبرد نرم

با فاصله بسیار کمی بعد از آغاز جنگ رمضان و حمله امریکا و رژیم صهیونیستی ویدئوهایی به شدت فراگیر و وایرال شدند. انیمیشن‌هایی که با شخصیت‌های سیاسی و شهروندانی به شکل بدون صدا و تنها با آهنگ‌های رپ انگلیسی سیاست‌های امریکا و اسراییل در جنگ با ایران را زیر سوال می‌بردند. تصاویری طنزآمیز از دونالد ترامپ که به وضوح سیاست‌های رییس‌جمهور امریکا را مورد تمسخر قرار می‌داد و به دلیل ویژگی‌های ضد جنگش به تبعات این تصمیم ابلهانه در امریکا و واکنش مردم می‌پرداخت و پس از آن به وضعیت غزه و حمله اسرائیل به لبنان اشاره می‌کرد و سوالش از مردم آمریکا با استفاده از واژه‌هایی مانند رژیم اپستین و بازنده، این بود که واقعا نتیجه کلاه‌های قرمز آجری با شعار (MAGA) آمریکا را دوباره بزرگ کنیم این است؟ با انتشار هر هفته این انیمیشن‌ها و در برگیری موضوعاتی مانند کودکان میناب، پیشینه بلند تاریخی ایرانیان با آمریکای ۲۵۰ ساله برای مفهوم ادعای عصر حجر در ایران، جنگ ویتنام و بمباران اتمی هیروشیما و ترسیم ترامپ در شمایل یک دلقک قمارباز دروغگو، فضای مجازی با انفجاری از این ویدئوها روبرو شد. بدیهی بود که این فاش گویی‌ها به مذاق یوتیوب خوش نیاید و به سرعت جلوی انتشار محتواهای مربوطه را با حذف کانال Explosive Media که بستر انتشار این انیمیشن‌های ویدئویی بود را بگیرد و مخاطبان را به صفحات تلگرام و اینستاگرام آن‌ها سوق دهد. اما چگونه است که استفاده از این قالب، توانست روایت جدیدی را خلق کند و چرا این انیمیشن‌ها تا این حد تأثیرگذار شدند.

نماد جهانی لگو: پلی برای ارتباط و خلاقیت

قالب لگو یک زبان بین‌المللی است. همه در دنیا لگو را می‌شناسند؛ نماد بازی، خلاقیت و خاطرات خوب. این سادگی باعث شد که پیام‌ها نیازی به ترجمه پیچیده نداشته باشند و به سرعت در سطح جهانی (مخصوصاً در اینستاگرام و یوتیوب) پخش شوند. این اتفاق به ویژه در مورد مخاطبان غیرایرانی اهمیت پیدا کرد، جایی که درک مستقیم پیام‌ها بدون مانع زبانی، اثربخشی‌اش را به طور چشمگیری افزایش داد. ویژگی دوم این ویدئوها جذابیتی بود که برای نسل جدید بوجود آورد. این کارتون‌ها با استفاده از کمدی، طنز و ظاهر امروزی، دقیقاً مخاطبان جوان و نوجوان نسل Z) را هدف گرفتند که با پس زدن روایت‌های خشک و رسمی به دیدن محتواهای سریع، بصری و سرگرم‌کننده عادت دارند. همین انیمیشن‌ها با شوخی با چهره‌هایی مثل ترامپ، توانستند خنده و توجه این نسل را جلب کنند. و نکته بعدی استفاده از هوش مصنوعی بود که در نوع خود یک امتیاز محسوب می‌شد و برای مخاطب جوان جذاب بود چرا که سازندگان این ویدئوها با زیرکی از ابزارهای آمریکایی برای نقد خود آمریکا استفاده کرده‌بودند.

تغییر معادلات میدان رسانه‌ای

اما سوای ویژگی‌های بصری این آثار، ما با پدیده‌ای روبروییم که در آن مخاطبان فضای مجازی طی چند هفته، با محتواهایی بمباران شدند که نسبت به عمده روایت‌هایی که تا به حال درباره درگیری‌های سیاسی و نظامی منتشر شده بود، تفاوت داشتند. با آنکه از روز نخست جنگ، تولید محتوا با تمرکز بر داده‌های اطلاعاتی از ایران و رسانه‌های معتبر آغاز شده بود، اما این محتواهای لگویی توانستند توجه مخاطبان، خصوصاً مخاطبان غیرایرانی را بیش از همه به خود جلب کنند. از این رو جایزه میلیون دلاری این داستان، تیتر صفحه بی بی سی فارسی در اینستاگرام با عنوان « ایران پیروز جنگ روایت‌هاست» بود. ایران به خوبی توانست شکست و عقب‌ماندگی در جنگ روایت‌ها را که در جنگ ۱۲ روزه حس کرده‌بود را جبران کند و این بار، معادلات میدان رسانه‌ای را به نفع خود تغییر داده با شکلی متفاوت و فراگیر از روایت‌ها، نگاه جهان را به ایران در زمین رسانه متحول کند.

لگو

محتوای نرم و مانور بر اتفاقات ناگوار

تمرکز بر روی روایت نرم و مانور دادن بر روی اتفاقات ناگوار با روایتی داستانی، مانند قصه مدرسه میناب که فهم آن برای هر کسی با هر میزان سواد آسان است امتیاز دیگری به این اثر بخشیده، نگاهی که توسط تعدادی جوان دهه هشتادی گمنامی تولید شده و همین مسئله، کنجکاوی را نسبت به آن‌ها بیشتر کرده است. موفقیت این آثار در سکوهای پخش متعددی است که عمدتاً نیز بارها توسط پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام یا یوتیوب بسته می‌شوند؛ با این حال، صفحات جایگزین مانند آپارات در ایران و تلگرام به سرعت این ویدیوها را بازتاب می‌دهند و مانع از توقف انتشار آن‌ها می‌شوند. مخاطبان هم، عمدتاً نسل جوان و نوجوان و ساکنان ثابت توییتر و اینستاگرام، حتی در خارج از کشور هستند که مصرف رسانه‌ای آن‌ها به‌شدت از پلتفرم‌های دیجیتال تغذیه می‌شود و به دنبال محتوایی سریع، بصری، خلاقانه و قابل هضم هستند. همین امر فرصتی طلایی را برای بازیگران رسانه‌های غیررسمی بوجود اورده تا با ابزارهای ساده، در جنگ روایت‌ها که میدان آن به شبکه‌های معاند ایرانی آن سوی مرزها هم کشیده شده، پیروز میدان شوند.

قدرت چیرگی کمدی

نکته دیگر، کمدی بودن این آثار است. لگوهای ایرانی با زبان طنازانه، قدرت و چیرگی خود را به رخ می‌کشند و این طنز، خنده و شادی را برای مخاطبان خواستنی کرده‌است. خنده و شادی همواره از عناصر کلیدی در جذب و حفظ مخاطب بوده‌، این بار ثابت کرده که در بستر پیام‌های سیاسی و نظامی، می‌تواند اثربخشی را دوچندان کند.

پر کردن خلأ روایت و پیوند عاطفی

انیمیشن‌ها زبانی غیررسمی، بصری و جهانی است و استفاده از آن برای رساندن پیامی مهم می‌تواند جایگزین روایت‌های دیگر شود. ضمن اینکه عنصر بصری و حذاب بودن شخصیت‌های لگویی و عقبه سینمایی آن پیوند عاطفی و ماندگاری در ذهن مخاطب را به مراتب افزایش می‌دهد. روایت‌ها و قصه‌هایی که باید دنیا متوجه آن شود در قالب لگو که یادآور بازی و دوران کودکی است، شیواترین و کارآمدترین بستر برای پیام‌های پیچیده شده‌است و از این رو این پیام به شیوه‌ای موثر و با مقاومت کمتر ذهنی در حال انتشار در سراسر جهان بوده است.

 

منبع: ایرنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید