خط خبری استعفای مسعود پزشکیان؛ از لندن تا بهارستان
با توجه به دادههای موجود و اخبار قابل تائید، نمیتوان گفت مشابه خطی که این شبکه تلویزیونی روز ۱۰ خرداد آغاز کرد، در داخل کشور به کجا میرسد. اما در این مورد، شباهتهایی با برخی اظهارات یا جریانسازیهای داخلی وجود دارد که تاکیدشان بر «اختلاف پزشکیان و رهبری» و «اختلاف دولت و نظامیان» در موضوع جنگ است.
خبر استعفای پزشکیان پزشکیان که از سوی یک رسانه فارسیزبان خارج از کشور منتشر شده بود، توسط مقامات دولتی و رسانههای داخلی تکذیب شد. در حدود دو سالی که از عمر دولت چهاردهم میگذرد، این سومین بار است که چنین خبری از منابع نامشخص به رسانهها و شبکههای اجتماعی راه پیدا میکند.
در صورتی که موج داخلی و توئیتری استعفای پزشکیان در ماههای اول ریاستجمهوریاش که توسط جریانی تندرو ایجاد شد را نیز حساب کنیم، تا کنون چهار بار موضوع استعفای پزشکیان در ۹۵ هفتهای که ساکن پاستور بوده، در فضای کشور به صورت جدی مورد توجه قرار گرفته است.
واکنشها به خبر استعفا
در نوبتهای قبلی انتشار این خبر، معمولاً ابتدا موضوع در شبکههای اجتماعی و پیامرسانها پخش میشد و بعد از فراگیری، با واکنش روبرو میشد. اما این بار ابتدا شبکه ایراناینترنشنال مدعی شد که چنین اقدامی از سوی پزشکیان انجام شده و دلیل آن را نیز بروز اختلافات مدیریتی اعلام کرد. با توجه به سوابق خبری موجود، میتوان گفت آنچه این شبکه مدعی آن شد، در ادامه یک خط خبری مشابه است که در دوران جنگ اخیر کلید خورد و محور آن بروز اختلافات در سطوح بالای کشور است. خطی که مشابه داخلی آن نیز وجود دارد.
تقریباً همزمان با انتشار این خبر، تصاویری از حضور پزشکیان در مراسم اختتامیه رویداد ورزشی قهرمان ایران منتشر شد، یک توئیت در حساب کاربری او انتشار یافت و رئیس شورای اطلاعرسانی هم این موضوع را تکذیب کرد. چند مقام دولتی دیگر هم در قالبهای مختلف به این موضوع واکنش نشان دادند. بیشتر واکنشها بر این اساس بود که «پزشکیان اهل استعفا نیست»، «استعفای رئیسجمهور در ایران به طور کلی موضوعیت ندارد» و «این اخبار به منظور ناامیدی مردم منتشر میشود.»
هدف این خبر چه بود؟
برخی کارشناسان حوزه رسانه، کاربران شبکههای اجتماعی و تحلیلگران سیاسی تلاش کردند از زاویه نگاه خود به این موضوع بپردازند که با توجه به منشاء انتشار خارجی خبر، چه اهدافی را میتوان برای این اقدام تصور کرد. در مجموع، واکنشهای تحلیلی و رسانهای به این خبر که مورد تکذیب قرار گرفت، بیشتر بر این محورها استوار بود:
- کارکرد جنگ روانی برای ناامیدسازی مردم پس از بازگشایی اینترنت
- ایجاد التهاب داخلی در زمان آتشبس و جاری بودن مذاکرات و تبادل پیام میان تهران – واشنگتن
- بهرهبرداریهای سیاسی
- تست حساسیتسنجی افکار عمومی داخلی
خط داخلی به کجا میرسد؟
با توجه به دادههای موجود و اخبار قابل تائید، نمیتوان گفت مشابه خطی که این شبکه تلویزیونی روز ۱۰ خرداد آغاز کرد، در داخل کشور به کجا میرسد. اما در این مورد، شباهتهایی با برخی اظهارات یا جریانسازیهای داخلی وجود دارد که تاکیدشان بر «اختلاف پزشکیان و رهبری» و «اختلاف دولت و نظامیان» در موضوع جنگ است. مسائلی که گاهی به تجمعهای شبانه در تهران و برخی دیگر از شهرها نیز کشیده میشود.
عصر روز ۱ خرداد، کامران غضنفری، یکی از نمایندگان تهران در مجلس ویدیویی ۸ دقیقهای از خود منتشر کرد که این گزارهها، در قالب پرسشهایی از پزشکیان مطرح شده بود:
جناب پزشکیان! چرا بدون اجازه رهبری آتش بس را پذیرفتید؟
تهدید کردید در صورت ادامه جنگ استعفا خواهید داد.
چرا نامه گستاخانه و بیادبانه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ [خطاب به رهبری] را امضا کردید؟
برخلاف ادعای شما اکثریت مردم با مذاکره با شیطان مخالفند.
چرا جلوی دستور حمله به اسرائیل را گرفتید؟
چرا حتی یک بار ترامپ و سایر مقامات آمریکا را تهدید به ترور نکردید؟
این نماینده مجلس پیش از این هم اظهارات مشابهی را مطرح کرده بود اما این بار واکنشهای جدیتری از سوی مطبوعات و برخی مقامات دولتی به او نشان داده شد.
مدیرکل روابط عمومی دفتر پزشکیان درباره این حمله، در شماره ۱۰ خرداد روزنامه ایران نوشت: «در شرایط ثبات نسبی، امکان بسیج هیجانی افکار عمومی کاهش مییابد و سیاستورزی مبتنی بر خشم و دوقطبیسازی، کارایی خود را از دست میدهد. به همین دلیل، هرگونه حرکت به سمت آرامش، مذاکره، کنترل بحران و کاهش تنش، عملاً به تهدیدی برای بقای سیاسی این جریان تبدیل میشود. از همین زاویه است که میتوان فهمید چرا هر بار که دولت تلاش میکند فضای کشور را به سمت آرامش هدایت کند، موج تازهای از حملات رسانهای و سیاسی آغاز میشود.»
روزنامه خراسان هم در شماره ۳ خرداد به این اظهارات واکنش نشان داد که این بخش از آن جالب توجه بود: «آنچه در ۲۹ فروردین نگاشته شد نامه نبوده، بلکه گزارشی از سوی اعضای شورایعالی امنیت ملی به رهبری به عنوان ریاست شورا بود که شرایط کشور را به صورت مفصل شرح داده و تقاضای دستور کرده اند، ثانیاً امضاکنندگان این گزارش کسانی مانند قالیباف بوده اند، آیا امثال قالیباف هم به رهبری توهین کرده اند؟ چرا همه چیز را وارونه جلوه می دهید؟»
هر جور بخواین ماست مالی کنید ما میدونیم پزشکیان به زور نگه داشته شده از نگاهاش تو جلسات مشخصه وقتی میدونه کاره ای نیست و حرفاش و تصمیماتش عملی نمیشه چرا وایسه