وقتی خانه هم از تعرض سرباز آمریکایی در امان نبود
ماجرای حسین فرزانه در تهران اشغالشده؛ حادثهای که بحث مصونیت نظامیان خارجی را دوباره به صدر اخبار کشاند
تهران سالهای جنگ جهانی دوم، شهری بود که حضور سربازان خارجی در خیابانها و محلههایش به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده بود؛ اما این حضور همیشه به معنای آرامش و امنیت نبود. در شهری که نیروهای متفقین در آن رفتوآمد میکردند، رفتار بعضی نظامیان به مسئلهای فراتر از یک نزاع خیابانی تبدیل شده بود: مردم تا چه اندازه در برابر سربازانی که دولتهای خارجی به ایران فرستاده بودند، از حمایت قانون برخوردار بودند؟
در آبان ۱۳۲۳، ماجرایی در تهران بار دیگر این پرسش را پیش کشید. نام مردی سالخورده، حسین فرزانه، در اسناد دیپلماتیک و پژوهشهای تاریخی باقی ماند؛ مردی که بنا بر این منابع، هدف تعرض یک سرباز آمریکایی در خانه خودش قرار گرفت. حادثهای که در نگاه نخست میتوانست در شمار پروندههای جنایی روزمره قرار گیرد، بهسرعت در فضایی سیاسی و حقوقی بازتاب پیدا کرد؛ فضایی که از مدتها قبل بر سر چگونگی حضور نیروهای آمریکایی در ایران و حدود اختیارات آنان شکل گرفته بود.
ماجرایی که از خانهای در تهران فراتر رفت
جزئیات کامل حادثه، از جمله نشانی خانه، چگونگی ورود سرباز و شرح دقیق آنچه میان او و حسین فرزانه گذشت، در منابع اینترنتی بررسیشده بهطور کامل روشن نیست. آنچه در پژوهش آیدا مفتاحی، منتشرشده در نشریه مطالعات ایرانی «ایراننامگ»، آمده، این است که در نوامبر ۱۹۴۴، یک سرباز آمریکایی به مردی سالخورده به نام حسین فرزانه در خانه خودش تعرض کرد.
اهمیت ماجرا تنها به رفتار یک نظامی محدود نماند. خانه، در تصور عمومی، آخرین پناه انسان از آشفتگی بیرون است؛ جایی که انتظار میرود حتی در روزگار جنگ و اشغال، حرمت آن محفوظ بماند. وقتی خبر تعرض یک سرباز خارجی به صاحبخانهای ایرانی منتشر شد، مسئله به این پرسش گره خورد که اگر چنین اتفاقی در فضای خصوصی خانه رخ دهد، شهروند ایرانی برای دادخواهی باید به کجا مراجعه کند و آیا نظامی خارجی در برابر قانون ایران پاسخگو خواهد بود؟
روزنامه اطلاعات نیز به این ماجرا واکنش نشان داد. به نوشته پژوهش ایراننامگ، این روزنامه سرمقالهای با عنوانی که در ترجمه انگلیسی «رفتار سربازان مست» آمده، منتشر کرد. مضمون پایانی سرمقاله هشدار روشنی داشت: اگر با چنین رفتارهایی برخورد نشود و پروندهها بهدرستی رسیدگی نشوند، هیچکس حتی در خانه خود نیز احساس امنیت نخواهد کرد.

این عبارت، فارغ از لحن روزنامه، نشان میداد که موضوع در افکار عمومی تنها به سرنوشت یک فرد محدود نمانده است؛ مسئله، امنیت شهروندان در برابر کسانی بود که به پشتوانه یونیفرم نظامی و حضور نیروهای خارجی، ممکن بود از پاسخگویی عادی دور بمانند.
حضور نظامیان آمریکایی؛ مسئلهای قدیمیتر از این حادثه
برای درک حساسیت ماجرا باید به شرایط تهران در سالهای جنگ جهانی دوم بازگشت. ایران در شهریور ۱۳۲۰ به اشغال نیروهای بریتانیا و شوروی درآمد و پس از ورود آمریکا به جنگ، نظامیان و کارکنان آمریکایی نیز در مسیر انتقال تجهیزات و تدارکات متفقین به شوروی نقش گستردهای پیدا کردند. تهران، در کنار اهمیت سیاسی خود، به یکی از مراکز رفتوآمد و استقرار این نیروها بدل شده بود.
حضور سربازان خارجی، بهویژه در محلههای پرتردد شهر، گاه با برخوردهای خشن، مستی و مزاحمت برای مردم همراه میشد. پژوهش ایراننامگ به مکاتبات دیپلماتیک و گزارشهایی از سالهای پیش از حادثه فرزانه اشاره میکند که در آنها رفتار برخی سربازان آمریکایی و بریتانیایی موجب نگرانی مقامهای ایرانی و خارجی شده بود. در همان دوره، مطبوعات تهران نیز درباره رفتار نظامیان خارجی و پیامدهای حضور آنان مطالب انتقادی منتشر میکردند.
در چنین شرایطی، حادثه مربوط به حسین فرزانه به زمینهای آماده برخورد کرد. مسئله فقط این نبود که یک سرباز مرتکب تعرض شده است؛ پرسش مهمتر این بود که آیا مقامهای ایرانی میتوانند او را مطابق قوانین کشور محاکمه کنند یا پرونده به سازوکار نظامی آمریکا ارجاع خواهد شد.
اختلاف بر سر حق محاکمه
موضوع صلاحیت قضایی نظامیان خارجی، پیش از حادثه فرزانه نیز میان دولت ایران و مقامهای آمریکایی محل اختلاف بود. بر اساس پژوهش ایراننامگ، مقامهای ایرانی از سالهای ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ خواستار آن بودند که تخلفات و جرائم نیروهای آمریکایی در چارچوب قوانین ایران و در دادگاههای ایرانی رسیدگی شود. در مقابل، طرف آمریکایی برای محاکمه نظامیان خود در مراجع نظامی آمریکا استقلال بیشتری میخواست.
این اختلاف، بحثی فنی و محدود به حقوقدانان نبود. اگر سربازی خارجی در خیابان یا خانه یک ایرانی مرتکب جرم میشد، تعیین مرجع رسیدگی میتوانست بر سرنوشت پرونده اثر بگذارد. از همین رو، هر حادثه تازه بار دیگر پرسش حاکمیت ملی را زنده میکرد: آیا دولت ایران در قلمرو خود اختیار کامل رسیدگی به جرائم اتباع نظامی دولت دیگر را دارد؟
حادثه فرزانه این بحث را دوباره به جریان انداخت. بنا بر مقاله ایراننامگ، واکنشهایی در مجلس، دربار و محافل شوروی به دنبال داشت و در داخل ساختار دیپلماتیک آمریکا نیز بررسیهایی درباره توافق احتمالی بر سر وضعیت حقوقی نیروهای آمریکایی صورت گرفت. مکاتبات ریچارد فورد، نماینده دیپلماتیک آمریکا در تهران، از جمله اسنادی است که پژوهشگر برای بازسازی این ماجرا به آن استناد کرده است.
رد پای حادثه در اسناد دیپلماتیک
یکی از نکات قابل توجه این پرونده آن است که ماجرا تنها در روزنامه اطلاعات بازتاب نیافت. گزارشهای دیپلماتیک آمریکا نیز از آن یاد کردهاند. مقاله ایراننامگ به مکاتباتی در نوامبر ۱۹۴۴، از جمله گزارش فورد به وزارت خارجه آمریکا در ۲۲ نوامبر، ارجاع میدهد. بر اساس این پژوهش، پرونده فرزانه به بحث درباره توافقی برای تعیین وضعیت حقوقی نیروهای آمریکایی در ایران پیوند خورد و مقامهای آمریکایی ناچار شدند بار دیگر مسئله را بررسی کنند.