با بی انگیزگی بعد از بحران چه کنیم؟
پس از پایان بحران، بسیاری از افراد حتی با وجود بازگشت به زندگی روزمره، دچار بیانگیزگی عمیق میشوند. این حالت با احساس پوچی، عدم علاقه به کار و فعالیتهای قبلی، خستگی مداوم و از دست دادن حس هدفمندی همراه است. مغز که مدتها در شرایط تنش شدید و بقا قرار داشته، پس از بحران وارد یک مرحله از بی انگیزشی میشود.
این پدیده در میان کارمندان نیز قابل مشاهده است و میتواند بر عملکرد شغلی، خلاقیت و رضایت حرفهای تأثیر منفی بگذارد.
فردی که قبلاً با اشتیاق تحقیق و تدریس میکرد، حالا ساعتها پشت میز مینشیند اما قادر به شروع هیچ کاری نیست و احساس میکند «هیچ چیز ارزش تلاش ندارد.»
یا افرادی که پیش از بحران علاقه زیادی به پروژههای کاری و پیشرفت شغلی داشت، اکنون حتی از شرکت در جلسات تیم اجتناب میکند و انگیزهای برای انجام وظایف روزانه پیدا نمیکند.
راهکارهای روانشناختی عملی:
1. کارهای معمول روزانه خود را دوباره شروع کنید: شروع با کارهای کوچک و قابل انجام در محیط کار و خانه. حتی اگر انگیزه وجود نداشته باشد، انجام فعالیتهای ساده مانند مرتب کردن میز کار، پاسخ به چند ایمیل یا پیادهروی کوتاه میتواند چرخه بیانگیزگی را بشکند.
۲. تعریف اهداف کوچک و معنادار به جای تمرکز بر اهداف بزرگ پیش از بحران، اهداف کوتاهمدت و واقعبینانه تعریف کنید. مثلاً تکمیل یک بخش کوچک از پروژه یا کمک به همدیگر در طول روز.
۳. حفظ ارتباط اجتماعی و حمایت متقابل، انزوا بیانگیزگی را تشدید میکند. گفتگو با همکاران، شرکت در جلسات گروهی و به اشتراک گذاشتن تجربیات به صورت کنترلشده میتواند حس تعلق و انگیزه را بازگرداند.