همه ما در روایت داستانی که دیگران از ما می سازند، احتمالا یک «هیولا» هستیم! / پژوهشی در خصوص قضاوت درباره خودمان و دیگران
ما معمولاً خودمان را از درون تجربه میکنیم؛ با تمام نیتها، ترسها، خاطرات، زخمها و دلایلی که پشت رفتارهایمان قرار دارند. اما دیگران ما را از بیرون میبینند؛ از طریق رفتارهایی که انجام دادهایم و تأثیری که بر زندگی آنها گذاشتهایم؛ همین تفاوت میان تجربه درونی و مشاهده بیرونی، میتواند دو روایت کاملاً متفاوت از یک رابطه بسازد.
پژوهشی در سال ۲۰۲۴ با عنوان Spontaneous Side-Taking نشان داد وقتی افراد داستانی درباره تعارض میان دو شخصیت میخوانند، معمولاً خیلی زود به نفع شخصیتی که قربانی به نظر میرسد موضع میگیرند. آنها به این شخصیت همدلی بیشتری نشان میدهند، جزئیات مربوط به او را بهتر به خاطر میسپارند و حتی پس از شکلگیری قضاوت اولیه، انعطافپذیری کمتری برای تغییر طرف خود دارند.
نکته جالبتر این بود که انتخاب اولیه افراد میتوانست بر نحوه بهخاطر سپردن و تفسیر ادامه داستان نیز اثر بگذارد. به این ترتیب، روایت یک طرف ماجرا بهتدریج در ذهن ناظر پررنگتر میشود.
اما مسئله فقط انتخاب قربانی و مقصر نیست.
در مقالهای مروری که سال ۲۰۲۲ در نشریه Nature Reviews Psychology منتشر شد، پژوهشگران نشان دادند قضاوت اخلاقی ما فقط به خود رفتار وابسته نیست؛ بلکه به انگیزهای هم بستگی دارد که برای انجام آن رفتار به دیگران نسبت میدهیم. گاهی تصور یک نیت خودخواهانه میتواند حتی یک رفتار مثبت را زیر سؤال ببرد و برعکس، تصور نیت خیر میتواند یک رفتار آسیبزننده را در ذهن ما قابلتوجیه کند.
از طرف دیگر، پژوهش André Mata در سال ۲۰۱۹ نشان داد افرادی که هنگام قضاوت اخلاقی تعارض و تردید بیشتری تجربه میکنند، بیشتر احتمال دارد بپذیرند دیگران ممکن است به نتیجهای متفاوت برسند. در مقابل، کسانی که کمتر به پاسخ جایگزین فکر میکنند، بیشتر مستعد تعمیم قضاوت اخلاقی خود به دیگران هستند.
این مسئله در روابط نزدیک اهمیت بیشتری پیدا میکند. پژوهش Reid و Overall در سال ۲۰۲۴، با بررسی تعاملات روزمره و تعارضهای زوجها، نشان داد تلاش برای دیدن موقعیت از زاویه دید طرف مقابل با کاهش رفتارهای منفی، انتقادی و آزاردهنده در جریان تعارض همراه است.
در واقع، گاهی چیزی که در یک رابطه اتفاق میافتد، برای یک نفر واکنشی به آسیبهای قبلی است و برای دیگری خودِ منشأ آسیب.
البته این تفاوت در روایتها به این معنا نیست که حقیقت همیشه بین دو طرف قرار دارد یا همه به یک اندازه مقصرند. بعضی رفتارها واقعاً آسیبزنندهاند و بعضی افراد واقعاً قربانی میشوند. فهمیدن زاویه دید دیگران هم به معنای توجیه رفتارهای مخرب نیست.
اما شاید پیش از اینکه کسی را در داستان زندگیمان به یک هیولا تبدیل کنیم، بد نباشد به این فکر کنیم که ماجرا از زاویه دید او چگونه روایت میشود؟!
چون انسانها همیشه خودشان را با تمام پیچیدگیهایشان نمیبینند؛ گاهی فقط تصویری از رفتارشان در حافظه دیگران باقی میماند.
و شاید تلخترین بخش روابط انسانی همین باشد: ممکن است کسی که در داستان ما عامل یک زخم است، در داستان خودش فقط انسانی باشد که تصور میکرد دارد از خودش دفاع میکند.
شما هیولای داستان چه کسی هستید؟!