هی بختت ایرانی
بدشانسی یا بازی تلخ احتمالات | از مارتا شهبازی تا پرواز مرگبار مالزی؛ چرا ایرانیها در حوادث عجیب جهان حضور دارند؟
خبرنگار: میثم اسماعیلیگاهی یک حادثه در گوشهای از جهان رخ میدهد، اما وقتی نام یک ایرانی در میان قربانیان آن دیده میشود، ماجرا برای افکار عمومی ایران رنگ دیگری پیدا میکند.
به گزارش خبرفوری، از هواپیمای ناپدیدشده مالزی گرفته تا سقوط مرگبار هواپیمای جرمنوینگز در کوههای آلپ و حالا برخورد مرگبار دو قطار در اسپانیا؛ حضور ایرانیها در برخی از حوادث مشهور جهان، بار دیگر این سؤال عجیب را مطرح کرده است: آیا ایرانیها واقعا بدشانساند یا ماجرا چیزی فراتر از یک تصادف آماری است؟
مرگ مارتا شهبازی، پژوهشگر ایرانیتبار دانشگاه کمبریج، در سانحه قطار اسپانیا، بار دیگر توجهها را به این پرسش جلب کرده است؛ پرسشی که اگرچه در نگاه اول ممکن است شوخیآمیز به نظر برسد، اما مرور چند حادثه تلخ و سرنوشت مشترک برخی قربانیان ایرانی آنها، ماجرا را تأملبرانگیز میکند.
بیشتر بخوانید:
آیا هواپیمای ناپدیدشده مالزی به بُعد دیگری از زمان منتقل شد؟ | ببینید
در کشوری که با کمبود مرد مواجه است؛ زنان «شوهر ساعتی» اجاره میکنند!
یک عکس عجیب از قبیلهای در آمازون که حتی انسان ندیدهاند!
مردِ مست همراه با نیروی امداد به دنبال خودش گشت!
مارتا شهبازی؛ دانشمندی که به مقصد نرسید
مارتا شهبازی، پژوهشگر ۴۱ ساله زیستشناسی و از اعضای علمی دانشگاه کمبریج، هنگامی که با قطار به مقصد مراسم دریافت جایزه علمی خود سفر میکرد، در برخورد دو قطار در نزدیکی شهر اوردا در استان تولدو اسپانیا جان باخت.
او که در اسپانیا متولد شده و پدری ایرانی داشت، از پژوهشگران شناختهشده حوزه رشد اولیه جنین انسان بود. قرار بود جایزه انجمن زیستشناسی تکاملی اسپانیا را به پاس دستاوردهای علمی خود دریافت کند؛ جایزهای که دیگر فرصت حضور در مراسم آن را پیدا نکرد.
مرگ او تنها از دست رفتن یک پژوهشگر برجسته نبود؛ بلکه داستان تلخ انسانی بود که سالها برای پیشرفت علم تلاش کرده بود، اما در مسیری که قرار بود به جشن موفقیت حرفهایاش ختم شود، قربانی یک حادثه مرگبار شد.
پرواز مرموز؛ دو ایرانی در هواپیمایی که ناپدید شد
یکی از عجیبترین نمونهها به هشتم مارس ۲۰۱۴ بازمیگردد؛ زمانی که پرواز MH370 خطوط هوایی مالزی با ۲۳۹ سرنشین در مسیر کوالالامپور به پکن ناپدید شد. هواپیمایی که با وجود عملیات گسترده جستوجو، سرنوشت قطعی آن و محل اصلی لاشهاش همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.
اما نکتهای که برای ایرانیها عجیبتر بود، حضور دو شهروند ایرانی در میان مسافران این پرواز بود: پوریا نورمحمدی و سیدمحمدرضا دلاور.
ماجرای این دو نفر خود به اندازه ناپدید شدن هواپیما عجیب بود. تحقیقات اینترپل نشان داد آنها با گذرنامههای مسروقه اتریشی و ایتالیایی سوار هواپیما شده بودند. بررسیها حاکی از آن بود که دستکم یکی از آنها قصد مهاجرت به آلمان را داشته است.
به این ترتیب، نام دو ایرانی در یکی از مرموزترین پروندههای هوانوردی جهان ثبت شد؛ هواپیمایی که هنوز هم پاسخ بسیاری از پرسشهای مربوط به ناپدید شدنش پیدا نشده است.
دو خبرنگار ایرانی و پروازی که به مقصد نرسید
یک سال بعد، در مارس ۲۰۱۵، حادثه دیگری در اروپا رخ داد که باز هم نام دو ایرانی را در فهرست قربانیان خود قرار داد.
پرواز شرکت جرمنوینگز که از بارسلون به مقصد دوسلدورف حرکت میکرد، در ارتفاعات آلپ فرانسه سقوط کرد و تمامی ۱۵۰ سرنشین آن جان باختند.
در میان قربانیان، میلاد حجتالاسلامی، خبرنگار خبرگزاری تسنیم و حسین جوادی، خبرنگار روزنامه وطن امروز، حضور داشتند. این دو خبرنگار برای پوشش مسابقات فوتبال و تهیه گزارش از دیدارهای ورزشی به اروپا سفر کرده بودند.
اما جزئیات سفر آنها، تلخی ماجرا را بیشتر میکند. چهار خبرنگار ایرانی برای پوشش مسابقات فوتبال به اروپا رفته بودند، اما دو نفر دیگر، پیام یونسپور و سعید زاهدیان، در آخرین لحظات برنامه سفرشان را تغییر دادند و از رفتن به بارسلون منصرف شدند.
به این ترتیب، تنها دو نفر از گروه چهار نفره سوار هواپیمای مرگبار شدند و دو نفر دیگر به شکلی اتفاقی از این سرنوشت گریختند.
تحقیقات بعدی نشان داد کمکخلبان عمدا هواپیما را به کوهستان کوبیده است. حادثهای که نه به دلیل نقص فنی معمول، بلکه در نتیجه اقدام عمدی یکی از اعضای کابین خلبان رخ داد.
آیا ایرانیها واقعا بدشانساند؟
وقتی این اتفاقات را کنار هم قرار میدهیم، یک الگوی عجیب به چشم میآید: یک پژوهشگر ایرانیتبار در حادثه قطار اسپانیا، دو شهروند ایرانی در هواپیمای ناپدیدشده مالزی و دو خبرنگار ایرانی در سقوط عمدی هواپیمای جرمنوینگز. اما آیا این موارد واقعا نشاندهنده بدشانسی عجیب ایرانیهاست؟
از منظر آماری، پاسخ چندان پیچیده نیست. برای اثبات اینکه یک ملیت بیش از دیگران گرفتار حوادث غیرمنتظره میشود، نمیتوان تنها چند اتفاق مشهور و تکاندهنده را کنار هم قرار داد. باید تعداد سفرها، جمعیت در معرض خطر، میزان حضور شهروندان هر کشور در مسیرهای بینالمللی و آمار قربانیان حوادث را نیز بررسی کرد.
نکته دیگر، مسئله حافظه جمعی است. وقتی نام یک ایرانی در حادثهای جهانی مطرح میشود، رسانهها و کاربران ایرانی آن را با حساسیت بیشتری دنبال میکنند. در مقابل، هزاران سفر بیحادثه ایرانیها در گوشهوکنار جهان هیچوقت به خبری تبدیل نمیشود.
شاید به همین دلیل است که این اتفاقات در ذهن ما به یک زنجیره عجیب از بدشانسی تبدیل شدهاند؛ زنجیرهای که هر بار با حادثهای تازه دوباره به یاد آورده میشود.
بدشانسی یا بازی تلخ احتمالات؟
واقعیت این است که مارتا شهبازی، دو خبرنگار جوان ایرانی و دو مسافر پرواز MH370 هرکدام داستان متفاوتی داشتند. یکی در مسیر دریافت جایزه علمی، دیگری در مسیر انجام مأموریت حرفهای و آن دو مسافر نیز در جستوجوی آیندهای تازه بودند.
هیچ ارتباط اثباتشدهای میان این حوادث وجود ندارد و نمیتوان آنها را نشانه یک الگوی ویژه درباره ایرانیها دانست.
با این حال، یک وجه مشترک تلخ در همه این داستانها وجود دارد: آدمهایی که با برنامهای مشخص خانه را ترک کردند، اما هیچوقت به مقصد نرسیدند.
شاید ایرانیها بدشانستر از دیگران نباشند؛ اما وقتی نام هموطنانمان در فهرست قربانیان حوادثی قرار میگیرد که خودشان هم تصورش را نمیکردند، سخت است که دستکم برای لحظهای به این فکر نکنیم که دنیا گاهی چه بازیهای بیرحمانهای با سرنوشت انسانها میکند.
مسئله خیلی ساده است بیشتر از نه میلیون هموطن ما ترک وطن کرده اند این عدد از جمعیت برخی کشور ها بیشتر است.طبیعی است که پراکندگی این تعداد انسان در کل دنیا می تواند احتمال حضور آنها در حوادث یا رخداد های مختلف را بیشتر کند.