عروس خانم دو جنسه از آب درآمد
عروس خانم خودش می دانست نه زن است نه مرد و باید در لباس عروسی کاری می کرد حتی اگر آبروی خانواده اش می رفت.
کاش به جای تحقیر، تمسخر و قضاوت های نابه جا کمی درکم کنید ... این جملات بخشی از اظهارات جوان ۲۳ ساله ای است که با دلی پر درد اما قلبی مالامال از امیدواری و عشق به زندگی پا به دایره اجتماعی کلانتری گذاشته است.
او در شرح مشکلش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: از همان دوران کودکی با دیگر همسن و سالانم متفاوت بودم. من دختر بودم اما روحیات مردانه و پسرانه داشتم .
پدرم به اجبار برایم عروسک می خرید اما من چشمم به دنبال همان ماشین پلیس بود. وقتی وارد مدرسه شدم، مشکلاتم بیشتر شد و نمی توانستم با همسن و سالانم ارتباط درستی برقرار کنم.
دوستان زیادی نداشتم، گاهی با دختران مدرسه درگیر می شدم و آن ها را کتک می زدم! اولیای مدرسه نیز والدینم را می خواستند و آن ها مرا شماتت می کردند. به سن بلوغ که رسیدم مشکلاتم بیشتر شد. همه از من توقع داشتندکه دختری نوجوان باشم با همان روحیات و احساسات لطیف دخترانه که همه انتظارش را دارند اما من پسری نوجوان بودم که قلدرانه می خواست به همه اثبات کند دیگر برای خودش مردی شده است.
گاهی اوقات لباس های برادر بزرگترم را می پوشیدم و با تیپ پسرانه بیرون می رفتم. مادرم با دیدن این صحنه ها گریه می کرد و پدرم با من کلنجار می رفت و گاهی کتکم می زد. آن ها تصور می کردند که من منحرف شده ام و باید ادبم کنند. من نیز چاره ای نداشتم جز این که در لاک تنهایی های خود فرو بروم. آخر گناه من چه بود؟ چرا کسی من را درک نمی کرد؟ همه یا به من می خندیدند و مسخره ام می کردند یا ناسزا می گفتند و سرزنشم می کردند .پدرم برای این که تنبیهم کند، پول توجیبی ام را قطع می کرد اما من با تیپ پسرانه بیرون می رفتم و کارگری می کردم تا خرجم را درآورم.
گاهی بنایی می کردم، گاهی کاشی کاری و... به سن جوانی که رسیدم تصمیم گرفتم برای حل مشکلم نزد روانشناس بروم و پس از مشورت با چندین روانشناس و روانپزشک آن ها تشخیص دادند با روحیات پسرانه و مردانه در کالبد یک زن زندانی شده است. آن ها پیشنهاد دادند که عمل جراحی را انجام بدهم اما وقتی این موضوع را با خانواده ام مطرح کردم، با مخالفت شدید آن ها مواجه شدم. آن ها تصور می کردند که من می خواهم آبرویشان را ببرم.
بنابراین پدرم تصمیم گرفت عروسم کند. یکی از خواستگارانم من را با رفتارهایم پسندید و قرار عقد و عروسی گذاشته شد. چاره ای نداشتم جز این که با لباس عروسی از پای سفره عقد بگریزم و بدین ترتیب عروس فراری نام گرفتم! به آینده امیدوارم و آرزو دارم روزی من نیز دور از نگاه تمسخر آمیز دیگران ،یک زندگی آرام و معمولی داشته باشم .
اکنون نیز مدتهاست که اتاق کوچکی را اجاره کردهام و با خودرویی که با پسانداز پولهایم خریدهام مسافرکشی میکنم تا هزینه عمل جراحی تغییر جنسیتم را تأمین کنم. مدتهاست که خانوادهام را ندیدهام و دلم برایشان خیلی تنگ شده است اما آنها غیر از این چارهای برایم نگذاشتند. با این حال به آینده امیدوارم و آرزو دارم روزی من نیز دور از نگاه تمسخرآمیز دیگران، یک زندگی آرام و معمولی داشته باشم روزی که خانوادهام من را بهعنوان پسرشان بپذیرند نه دخترشان! روزی که نیشخندها و ریشخندهای اطرافیانم تمام شود و من دور از پیشداوریها بتوانم از این زندان انزوا و تنهایی که گرفتارش شدهام بیرون بیایم و...
صد رحمت ب فیلم هندی
ای کاش پدر ومادرها کمک حال فرزنداشون باشند کاری کنند که خود واقعی شون را پیدا نکنند ،و از روی تعصبات اجتماعی آینده بچه هاشون را نابود نکنند
باران تندی می بارید که سوار اتوبوس واحد شدم و چون قسمت مردانه خیلی شلوغ بود به قسمت خانمها رفتم و روی صندلی نشستم! خانمی گفت چرا آمدی قسمت زنانه؟ گفتم اولا این اتوبوس عمومیه و زنانه و مردانه نداره ثانیا مردها هم که خبریشون نیست!
اصولا در یک رابطه دونفره خصوصی، تا زمانیکه هر دو بزرگسال و رضایتمند هستند، هر نوع فضولی اجتماعی صرفا یک ظلم گروهی به یک عضو اجتماع است که در بسیاری موقع در انتها به جنایت علیه آن عضم ختم شده و می شود. قرار نیست ما همه ویژگی ها یا خواست های همه افراد اجتماع را بپسندیم، اما نمی توانیم نظرمان را دستمایه ستم قرار دهیم یا با ردیابی و فضولی اول از حرمت حریم خصوصی افراد را بشکنیم، بعد بابت آنچه در حریم خصوصی ایشان نمی پسندیم، مرتکب جنایت شویم! بر عکس اگر رابطه خصوص شامل جمعی بزرگسال و یک کودک بود، متاسفانه رفتار رایج کودک همسری در جوامع کم برخوردار یا مانند ایرانی های امروز، اکثریت غارت شده به خاک سیاه نشسته بدون آینده رها شده در فلاکت، خیلی رایج می شود، وظیفه جامعه حمایت از کودک و مجازات بزرگسالان منحرف و ظالم چه در نقش همسر چه هر موجود نر مثلا دارای حضانت یا نظر، می باشد. یا مورد دیگر که جامعه باید ورود کرده و از مظلوم حمایت کند، روابط خصوصی دو بزرگسال است که هر دو رضایت نداشته اما یکی قدرت جلوگیری از ستم و یا تجاوز تکراری را ندارد، یک تکه کاغذ به نام عقد نامه نباید مجوز بردگی انسان قرن 21 باشد حتی اگر آن انسان از نظر مدبران و معصومین نصف یک انسان کامل که در ادبیات ایشان مرد مسلمان است باشد (انسان های کاملی چون راننده قاتل الهه یا پدر رومینا که دختر بچه را به قتل رساند یا هزاران نماد افتخار آفرین دگر!) .
درصد بسیار ناچیزی از آدم ها اینطوری میشن و واقعا دوجنسه هستن.
متاسفانه الان بدلیل القا رسانه ها و توجه بیش از حد رسانه های دنیا به این موضوع. یک عده که سالم هستن فکر میکنن اینجوری اند.
بعد هم که عمل کنن بسیار پشیمون میشن ولی دیگه راه برگشتی نیست و خودشون رو بدبخت کردن...
به نظرم شما شجاع هستین و بدونید که تنها نیستین هم خدا هم دعای هم وطن هات پشت شماس نگران نباشید انشالله روزهای خوب براتون رقم میخوره
تو ایران فقط آبرو آبرو میکنن کلا زندگی نباید کنی فقط باید ببینی دیگران چی میگن چون جامعه ما از اولش اینطوری مارو بار آورده، فرهنگ از ریشه خراب
یعنی چی؟! پدر عروس میخواست دامادو بیچاره کنه؟!!!!!!!!!!!!! اصن بچگی این بچه رو شستن ببینن پسره یا دختر؟؟!!!!!!!! این چی بود من خوندم
درونش بوده نه بیرونش ...
اون چیه که نشسته دو لبه است ، ایستاده لانه گرگ ، نشنیدی 😎
دوجنسه؟؟؟ منظورتون ترنسه؟! خبر میزنین سوادم ندارین خب😐
از لحاظ علمی اصطلاح دوجنسه به افرادهرمافرودیت که دارای هردو اندام تناسلی مذکر و مونث هستند گفته میشود، در حالیکه افرادی چون این شخص که از لحاظ جسمی سالم است اما روحیات و ذهنشان با جنسیت ظاهری آنها متفاوت است ترنس میگویند.
چرت وپرت همش دروغ
امیدوارم روزهای خوب برایت بیاد.
جناب خبرفوری دوجنسه یه مساله دیگست، به این افراد میگن ترنس
امیدوارم کامنت منو بخونه تین برادر عزیزم❤️
کار خوبی کردی و مطمئنم بزودی به آرزوت میرسی و بعدش حتما باخونوادت رابططو درست کن و مطمئن باش درک میکنن
به خودت سخت نگیر، تو مار درست رو انجام دادی که نذاشتی زندگی اون پسر هم ویران بشه
ارزوی بهترینها رو واست دارم برادر جان❤️
سلام اگه خدا میخواست شما رو پسر می افرید. با خودت بیخود کلنجار نرو با روانشناس صحبت کن
هنوز درگیر این قصه ها برا ویو گرفتنید؟
دارک شد..
داستان!
عجب
اینکه مشکل نیست