پشت پرده مرگ تلخ دختر 18 ساله در دورهمی دوستانه

رازگشایی از مرگ تلخ دختر ۱۸ ساله ای که جسدش در کوه های خلج مشهد کشف شد در حالی همچنان ادامه دارد که ۲ پسر جوان و یک دختر ۱۷ ساله پشت پرده مرگ وی را فاش کردند.

پشت پرده مرگ تلخ دختر 18 ساله در دورهمی دوستانه

در یکی ازروزهای تعطیلی اواخر بهمن سال گذشته، موتورسوارانی که برای کوه پیمایی به کوه های خلج رفته بودند، ناگهان با جسد دختری جوان روبرو شدند که در پهنای کوه قرار داشت. آن ها در حالی که حیرت زده و ناباورانه به جسد می نگریستند با پلیس۱۱۰ تماس گرفتند و بدین ترتیب منطقه مذکور به قرق نیروهای انتظامی درآمد.

طولی نکشید که با حضور قاضی ویژه قتل عمد و گروه تخصصی کارآگاهان پلیس آگاهی در محل کشف جسد، فرضیه های گوناگون جنایی زیر ذره بین تحقیقات میدانی قرار گرفت و بررسی های قاضی وحید خاکشور برای رازگشایی از این معمای پیچیده آغاز شد.

اگرچه دختر مذکور لباس های مرتبی به تن داشت اما هیچ گونه مدارک شناسایی و یا سرنخی که هویت وی را آشکار کند به دست نیامد.

از سوی دیگر پیدا شدن لنگه کفش و چگونگی قرارگرفتن جسد در پهنای کوه، حکایت از آن داشت که این دختر جوان در منطقه ای دیگر جان باخته است و فرد یا افرادی جسد او را به کوه های خلج انتقال داده و سراسیمه آن را رها کرده اند.

در همین حال قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد بر اساس تجربیات قضایی خود دستور جست وجو برای یافتن سرنخی از این ماجرای وحشتناک تا شعاع بیشتری در اطراف کوه را صادر کرد و این گونه تلاش کارآگاهان جنایی درحالی به نتیجه رسید که بالاخره یک دستگاه گوشی تلفن همراه در همان منطقه کشف شد که احتمال می رفت متعلق به دختر مذکور باشد اما همه پیام ها و محتویات داخل آن حذف شده بود.

با این حال گوشی مذکور سرنخ مهمی برای افسران کارآزموده پلیس جنایی بود. آن ها با راهنمایی های تخصصی مقام قضایی، بی درنگ به رمزگشایی گوشی پرداختند و موفق شدند هویت دختر مذکور را کشف کنند که «هـ» نام داشت و ۱۸ بهار از عمرش گذشته بود.

بازیابی شماره های تماس و محتویات گوشی نشان داد که او با دختر ۱۷ساله ای به نام «ن» ارتباط بسیار صمیمانه و نزدیکی دارد. به همین دلیل کارآگاهان با هماهنگی قاضی ویژه قتل عمد، دختر ۱۷ ساله را احضار کردند و از او درباره آشنایی اش با «هـ» پرسیدند.

این دختر که اضطراب عجیبی وجودش را فرا گرفته بود با بیان این که با «هـ» رفاقت دیرینه دارد به ماجرای شب قبل از کشف جسد اشاره کرد و گفت: آن شب من و «هـ» با هم بودیم و در بولوار صیادشیرازی و خیابان های دیگر مدتی راه رفتیم تا این که حدود نیمه شب من به خانه خودمان بازگشتم و از یکدیگر جدا شدیم دیگر اطلاعی ندارم که دوستم کجا رفت!! با آن که کارآگاهان تردیدی نداشتند که او رازی را پنهان می کند، ادامه تحقیقات را با بهره گیری از شیوه های پلیسی ادامه دادند و دختر ۱۷ ساله نیز با دستور قاضی خاکشور به خانه اش بازگشت.

اما بررسی های نامحسوس کارآگاهان بیانگر آن بود که مادر «ن» در یکی از بیمارستان های مشهد به عنوان عضوی از کادر درمانی فعالیت می کند و پس از جدایی از شوهرش با مرد دیگری ازدواج کرده است. با این وجود «ن» اوقات تنهایی بیشتری در خانه دارد و شب هایی که مادرش در مرکز درمانی به سر می برد او با دوستان نزدیکش شب را سپری می کند. از سوی دیگر سرنخ هایی از ارتباط نامتعارف وی با پسر ۲۱ ساله ای به نام «الف» به دست آمد که او هم فرزند طلاق است و با مادرش زندگی می کند.

در شاخه دیگری از فعالیت های اطلاعاتی کارآگاهان مشخص شد که مادر دختر ۱۸ ساله نیز خانه دار است و بعد از مرگ شوهرش، سرپرستی دو دختر خود را به عهده گرفته بود و به زندگی با آن ها ادامه می داد که اکنون جسد یکی از دخترانش در کوه های خلج پیدا شده است.

با جمع بندی این سرنخ ها، کنکاش های تخصصی در گوشی کشف شده نیز نشان داد دختر ۱۸ ساله هم با پسر جوانی به نام «ح» روابط عاطفی دارد و همه این ۴ نفر هنگام گشت و گذار در یکی از پارک های مشهد با یکدیگر آشنا شده و روابط عاطفی برقرار کرده اند. این گونه بود که تحلیل های کارشناسی زیر نظر قاضی ویژه قتل عمد به دوستی های خیابانی گره خورد و در نهایت با جمع آوری یک سری اسناد و شواهد، دستور دستگیری ۲ پسر جوان ۲۱ و ۲۹ ساله از سوی مقام قضایی صادر شد و بدین ترتیب کارآگاهان «دایره مرگ های مشکوک» به سرپرستی سروان سیفی، موفق شدند دو پسر مذکور را شنبه گذشته در منطقه قاسم آباد و بولوار پیروزی دستگیر کنند. این دوجوان وقتی در برابر دلایل مستند و انکار ناپذیر قرار گرفتند به ناچار لب به اعتراف گشودند و راز یک دورهمی شبانه در خانه اجاره ای را فاش کردند.

پسر ۲۹ ساله که در یک نانوایی مشغول کار است درباره چگونگی مرگ «هـ» به افسر اداره جنایی پلیس آگاهی گفت: آشنایی ما ۴ نفر از حدود ۳ ماه قبل شروع شد و به ارتباط عاطفی کشید تا این که شب حادثه (۲۱ بهمن) خانه ای ۵۰ متری در محله رستگاری مشهد اجاره کردم و با پژو۲۰۷ خودم به دنبال «هـ» رفتم . سپس ۴ نفری قرار شد دور هم باشیم. به همین خاطر مقداری مشروبات الکلی نیز از منطقه الهیه تهیه کردیم و نوشیدیم. بعد هم در همان خانه اجاره ای خوابیدیم اما صبح که از خواب بیدار شدیم ناگهان صحنه عجیب و ترسناکی مقابل چشمانمان قرار گرفت.

«هـ» که گویی خون دماغ شده و کف از دهانش ریخته بود وضعیت طبیعی نداشت و در حالت بیهوشی به سر می برد.

هر چه تکان دادیم پاسخی نداد. خیلی ترسیدیم و نمی دانستیم چه اتفاقی افتاده است به همین دلیل «ن» با مادرش تماس گرفت که اطلاعاتی از امور پزشکی داشت و اوضاع «هـ» را برایش بازگو کرد . سپس با پیشنهاد مادر «ن» بلافاصله «هـ» را روی کولم انداختم و به درون پژو۲۰۷ انتقال دادم.

با آن که استرس و اضطراب زیادی داشتم اما خودم رانندگی کردم تا نزدیک بیمارستان فارابی رسیدیم اما هنوز وارد مرکزدرمانی نشده بودیم که فهمیدیم «هـ» دیگرنفس نمی کشد و جان خود را از دست داده است.

وحشت زده بودیم. به هیچ وجه نمی توانستیم تصمیم درستی بگیریم. ترس همه وجودمان را گرفته بود. در این شرایط فکر کردیم جسد را در جایی رها کنیم تا پای ما به ماجرای مرگ او کشیده نشود.

با یک صحنه سازی چند پیام صوری هم با گوشی «هـ» رد و بدل کردیم و سپس به طرف کوه های خلج به راه افتادیم. بالاخره از جاده فاصله گرفتیم و درحالی که حدود ساعت ۱۱ صبح بود، پیکر بی جان «هـ» را در کوهپایه رها کردیم اما هنگام فرار از صحنه رها کردن جسد ناگهان به یاد گوشی او افتادیم و برای آن که اثری برجا نماند محتویات آن را هم پاک کردیم و سراسیمه در همان منطقه انداختیم ولی باز همچنان نگران بودم و می ترسیدم که پلیس به سراغم بیاید و ...

با اعترافات این جوان ۲۹ ساله و دختر و پسر دیگر، واکاوی های تخصصی برای کشف زوایای پنهان و ابعاد دیگر این ماجرای تلخ ادامه یافت و مشخص شد که «ح» خودروی پژو۲۰۷ خود را نیز فروخته و یک دستگاه پژوپارس خریده است. او همچنین خطوط تلفن همراهش را نیز عوض کرده بود تا از این طریق ردیابی نشود .

رمزگشایی از این ماجرای تکان دهنده که ریشه آن به آسیب های اجتماعی گره خورده است در حالی همچنان ادامه دارد که دو پسر جوان با صدور قرار مناسب از سوی قاضی وحید خاکشور روانه زندان شدند تا پزشکان قانونی علت دقیق مرگ دختر ۱۸ساله را اعلام کنند . این درحالی است که متهمان پرونده مدعی هستند «هـ» از برخی قرص های اعصاب هم استفاده می کرد.

منبع: اعتمادآنلاین
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید