زن جوان برای سومینبار محاکمه شد
پرونده مرگ مرد جوانی که ۲ سال قبل به طرز مشکوکی فوت کرده در حالی برای سومین بار توسط شعبه همعرض دادگاه کیفری مورد رسیدگی قرار گرفت که پیشتر قضات رأی به برائت همسر وی و مردی غریبه داده بودند.
اوایل سال 1402 گزارش مرگ مشکوک مرد جوانی به نام بابک در یکی از بیمارستانهای جنوب تهران به پلیس اعلام شد. در ابتدا به نظر میرسید که او به خاطر سکته مغزی فوت کرده اما پزشکان در ادامه بررسیها به پدر و مادر مقتول گفتند که آزمایشهای اولیه نشان میدهد پسرتان الکل مصرف کرده بود.
با این اظهارات پدر و مادر بابک شکایتی را علیه عروسشان مهتاب مطرح و او را به عنوان عامل مرگ پسرشان معرفی کردند. وقتی مهتاب دستگیر شد، دخالت در مرگ همسرش را رد کرد. با این حال تحقیقات نشان داد وی از چند ماه قبل با پسری به نام نوید در ارتباط بوده است.
در ادامه نوید نیز دستگیر شد و در جریان بازجوییها اعتراف کرد و گفت: «با مهتاب دوست بودم و برایش دارویی گرفتم تا آن را به همسرش بدهد. بعد از مرگ همسرش هم به من پیام داد که دیگر کسی مزاحممان نیست و میتوانیم باهم ازدواج کنیم.»
پس از این اعترافات برای دو متهم کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 7 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
اولین جلسه دادگاه
در این جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس مهتاب به جایگاه رفت و گفت: «من نقشی در مرگ همسرم نداشتم. او قند و چربی خون و بیماری قلبی حاد داشت. به طوری که دوبار دیگر هم حالش بد شده و اگر بموقع او را به بیمارستان نمیرساندم قطعاً همان موقع فوت میکرد. در محل کارش هم به او کار دفتری داده بودند چون نمیتوانست برای مدت طولانی روی پاهایش بایستد.»
نوید نیز با رد اتهامش، اظهارات مهتاب را تأیید کرد. در پایان قضات با توجه به نظریه اولیه پزشکی قانونی که عنوان شده بود علت مرگ سکته مغزی است و بر اساس مستندات و اظهارات متهمان هر دو نفر را از اتهام قتل تبرئه کردند. اما اولیای دم به رأی اعتراض کردند و پرونده به دیوان عالی کشور رفت و قضات دیوان پس از بررسی پرونده اعلام کردند با صلاحدید قضات صادر کننده رأی، پس از تحقیقات بیشتر مراسم قسامه برگزار شود.
دومین جلسه دادگاه
در این جلسه نیز اولیای دم بر خواستهشان مبنی بر قصاص تأکید کردند.
قضات در این جلسه بر اساس بررسی بیشتر پرونده با برگزاری مراسم قسامه موافقت نکردند و بار دیگر دو متهم را بیگناه تشخیص دادند. این بار نیز اولیای دم به رأی صادره اعتراض کردند و قضات دیوان عالی کشور پرونده را برای رسیدگی به شعبه 8 (هم عرض) فرستادند.
سومین جلسه دادگاه
در این جلسه اولیای دم بازهم خواستار رأی قصاص شدند.
سپس مهتاب به جایگاه رفت و گفت: «من از ابتدا گفتهام که در مرگ همسرم بیتقصیرم. من او را دوست داشتم و با مرور پیامکهای ما میتوانید ببینید که رابطه من وهمسرم چقدر خوب بود. قبول دارم که رابطه پنهانی داشتم اما فقط در حد حرف بود و من نمیخواستم از همسرم جدا شوم.»
پس از آن نوید نیز به قضات گفت: «من هم نقشی در ماجرا نداشتم و دوسال درگیر پروندهای شدم که در آن بیتقصیرم.»
قاضی از او پرسید: «شما در مراحل بازجویی در دادسرا اعتراف کرده بودی که بعد از مرگ بابک، مهتاب به شما پیامکی داده و در آن گفته که دیگر مزاحمی نداریم و میتوانیم باهم ازدواج کنیم.» نوید گفت: «چنین پیامکی وجود ندارد. من آن اعترافات را تحت فشار روانی بیان کردم. اما درباره رابطه احساسیام با مهتاب اشتباه کردم و پشیمانم.»
در ادامه وکیل اولیای دم به قضات گفت: «مهتاب 5 خط موبایل دارد و همه خطوط او مورد بررسی قرار نگرفته که مشخص شود آن پیامک را از کدام خطش ارسال کرده است.»
پس از آن وکیل مهتاب به قضات گفت: «هر 5 خط موکلم مورد بررسی قرار گرفته و هیچ پیامی هم از طرف موکلم با این مضمون ارسال نشده است. همچنین در گزارش جدید پزشکی قانونی ذکر شده که بر اساس اظهارات اولیای دم در خون بابک آمفتامین و الکل دیده شده و نظر اولیه پزشکی قانونی سکته مغزی بوده است.»
با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
هع